آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

انصراف نفس از کالبد مادی

  • مبانی و چگونگی تصرف و انصراف نفس:

نفس و روح انسان همان‌گونه که به بدن توجه و تعلق دارد و آن را تدبیر می‌کند، امری غیرارادی، غیراختیاری، تکوینی و جبری است که به اذن ارادی ملائکه و با مشارکت نفس ناطقه صورت می‌پذیرد. با این حال، همین نفس این توانایی را دارد که به‌صورت کاملاً ارادی و اختیاری از کالبد و بدن منصرف گردد. بنابراین، تصرف نفس در بدن امری تکوینی و غیرارادی است، اما انصراف آن از بدن، مقوله‌ای ارادی و اختیاری به شمار می‌رود؛ بدین معنا که انسان قادر است با اراده و اختیار خویش، توجه نفس را از بدن سلب کرده و منصرف سازد. برای دستیابی به این مقصود، روش‌ها و عواملی وجود دارد که از متن آموزه‌های دینی استنباط و استخراج می‌شوند.

۱. توجه و تمرکز بر امر عالی:

قاعده بر این است که توجه و تمرکز بر هر امر عالی، نفس را از امور سافل و پست منصرف می‌کند. اگر انسان به حقیقتی برتر، کامل‌تر و فراتر از کالبد مادی توجه نماید و در آن تمرکز و توحید پیدا کند، از بدن منصرف خواهد شد؛ از جمله این امور می‌توان به توجه به حقیقتِ خودِ نفس، التفات به یک حقیقت برزخی، تمرکز بر یک روح مجرد یا توجه به حقیقتِ روح یک ولیّ الهی اشاره نمود که قاعده‌ای بسیار مهم در خلع تعلقات است.

۲. حزن و اندوه شدید:

حزن و غم شدید که غالباً در رخدادهایی نظیر مرگ و از دست دادن عزیزان عارض می‌شود، این قابلیت را دارد که در یک آن موجب تخلیه روح از بدن و انصراف آن از کالبد مادی گردد.

۳. سرور و محبت مفرط

شادی و سرور شدید نسبت به یک موضوع یا به بیان دیگر، حُبّ و دلدادگی شدید به یک حقیقت، روح را از بدن مادی منصرف می‌سازد؛ نظیر محبت شدید و عمیق به امام معصوم، پیامبر الهی یا یک ولیّ خدا. این اشتیاق شدید سبب خلع نفس از بدن، تقویت روح و تخلیه آن از قفس تن می‌گردد؛ چرا که در جریان این انصراف، جهت توجه از دانی (پست‌تر) به عالی (برتر) منتقل می‌شود تا نفس از دانی فارغ گردد.

۴. تنفر و انزجار شدید:

چنانچه نفس نسبت به چیزی به تنفر شدید و عمیق برسد و این انزجار شدت یابد  خواه این انزجار از امور دنیوی و مادی باشد و خواه نسبت به یک شخص  زمینه‌ساز انصراف و بریدن نفس از بدن مادی خواهد شد.

۵. خوف و ترس شدید باطنی:

ترس شدید از یک حقیقت، موجب انصراف و انتقال نفس می‌شود؛ به عنوان نمونه، ترس عمیق از عذاب‌های عالم برزخ و روز قیامت، یا تمرکز بر آیات مرگ، معاد و چگونگی قبض روح، زمینه‌ساز این خوف شدید شده و انصراف نفس از بدن را در پی دارد.

۶. ترس ناشی از حوادث و مکان‌های خوفناک:

خوف از پدیده‌ها و عوارض ترسناک عالم ماده، نظیر ترس از تاریکی‌های مطلق و حضور در مکان‌های هراس‌انگیز، به واسطه جلال و هیبت محیطی که ایجاد می‌کند، منجر به انصراف نفس از کالبد می‌شود.

۷. انجام عبادات و مناسک دینی:

عبادات به صورت طبیعی و تکوینی نقش بسزایی در انصراف نفس از بدن ایفا می‌کنند؛ زیرا ذات هر عبادتی بر قطع تعلق از مادیات، محسوسات و عالم کثرت بنا نهاده شده است. به همین علت، انصراف حاصل از عبادات روندی تدریجی، مستمر و طبیعی دارد و نفس را گام به گام از عالم طبیعت جدا ساخته و متوجه عالم ملکوت می‌گرداند.

۸. التفات به ابعاد و جلوه‌های جلالی عالم:

چنانچه توجه نفس به سوی جنبه‌های جلالی موجودات و پدیده‌ها معطوف شود و منحصراً بر جلوه‌های جلالی اشیاء تمرکز کند و جنبه‌های جمالی را نادیده بگیرد، به مرور زمان و به صورت تدریجی، انصراف از عالم طبیعت برای آن حاصل خواهد شد.

۹. مشاهده ظهور و غلبه عظمت یک حقیقت:

هرگاه عظمت یک حقیقت به شکل ظهور برزخی یا در قالبی محسوس آشکار شود و این تجلی به اندازه‌ای شدت یابد که انسان ظرفیت و تابِ تحملِ رؤیت آن را نداشته باشد، موجب انصراف ناگهانی روح از عالم طبیعت و کالبد مادی خواهد شد.

۱۰. تکرار و مداومت بر برخی اسماء الهی:

تکرار و ذکر برخی از اسماء الهی تأثیر بسزایی در انصراف نفس دارد؛ از جمله:

اسماء جلالیه: مانند ذکر شریف «یا قابض» و «یا قهّار» که به دلیل ایجاد حالت خوف باطنی، موجب انصراف نفس می‌شوند.

اسماء تنزیهی: مداومت بر این اسماء به تدریج تعلق روح را از عالم ماده زایل می‌سازد.

اسماء ذاتیه کلیه: تکرار این دست از اسماء برای افرادی که هنوز ظرفیت و استعداد باطنی لازم را احراز نکرده‌اند، موجب انصراف نفس از کالبد مادی می‌گردد.

گفتارهای مشابه