- اثرپذیری نفس از هستی:
نفس ناطقهٔ انسان به دلیل تجرد و لطافتی که دارد، بسیار اثرپذیر است. هر اندازه که لطافت روح بیشتر باشد، میزان اثرپذیری آن نیز افزایش مییابد. روح انسان به اقتضای ذات مجرد خود، هم اثرپذیر است و هم اثرگذار؛ به این معنا که انسان از کل عالم هستی اثر میپذیرد و در عین حال، بر کل عالم هستی نیز اثر میگذارد. در واقع، عالم هستی مجرا و مسیر این تعامل، اثرپذیری و اثرگذاری متقابل روح انسان است.
انسان از خوی، صفات و خلقیات اشیا اثر میپذیرد. این فرایند از طریق قوای ادراکی صورت میگیرد؛ یعنی ما از راه قوای ادراکی خود مانند نگاه کردن، لمس کردن، بوییدن، چشیدن، شنیدن، تخیل، تعقل و توجه کردن، از جهان پیرامون اثر میپذیریم و از طریق همین قوا نیز بر دیگران اثر میگذاریم.
- قرآن، آسمان و آب:
توصیه به نگاه کردن به قرآن به این دلیل است که انسان با نگاه کردن به مصحف شریف، خوی تعقل و طهارتِ قرآن را دریافت میکند. همچنین لمس کردن نوشتههای قرآن با دست، به این علت مستحب است که انسان از طریق قوهٔ لامسه، طهارت را جذب کند؛ زیرا خوی ذاتی قرآن طهارت است و تماس با آن، این طهارت را به انسان منتقل میسازد. نگاه کردن به آسمان نیز مستحب شمرده شده است، چرا که انسان با این نگاه، از وسعت وجودی آسمان اثر میپذیرد و آن را در خود بازمییابد. دستور به خواندن قرآن با صدای بلند و لحن حزین نیز به این دلیل است که سامعهٔ انسان از صوت حزین اثر پذیرفته و روح او دچار حزن ممدوح شود. در این حالت، قوهٔ ناطقه نیز که کلام وحی را تکرار میکند، خوی طهارت قرآن را میپذیرد و بدین ترتیب، چندین حس به طور همزمان درگیر طهارت قرآن میشوند. نگاه به آب نیز مستحب است؛ زیرا آب خوی طهارت، شفافیت، روانی و سیلان دارد که از راه باصره به انسان منتقل میشود. آبِ جاری و آبِ راکد هر کدام خوی متفاوتی دارند و اثر متفاوتی بر روح میگذارند. همچنین میزان عمق و وسعت آب، مانند تفاوت جویبار، رودخانه، دریا و اقیانوس، در کیفیت اثرپذیری انسان دخیل است و هرچه وسعت آن بیشتر باشد، عمق و وسعت بیشتری در نگاه و باطن انسان ایجاد میشود.
- حیوانات و نباتات:
ملکات باطنی حیوانات در سیما و چهرهٔ آنها نمایان است. انسان با نگاه مداوم به سیمای حیوانات وحشی، به تدریج از خوی وحشیگری آنها اثر میپذیرد. در مقابل، نگاه کردن به سیمای علما مستحب است، زیرا خوی طهارت و علم آنان را به انسان منتقل میکند. توجه مستمر به پرندگان اهلی و لمس یا نگاه به آنها، خوی سلم و آرامش را در باطن انسان ایجاد میکند؛ چرا که ذات، باطن و ملکات موجودات در چهره، رنگ پوست، هیبت، چشمها، چنگالها و اعضای آنها ظاهر میشود و انسان از تمام این اندامها اثر میپذیرد. حیوانات اهلی مظاهر اسم نافع الهی هستند و با دیدن آنها خوی نافع بودن در انسان تقویت میشود، در حالی که حیوانات وحشی مظاهر اسمای جلالی و قاهر حق هستند و تأثیر متفاوتی دارند. نباتات، گیاهان و گلها نیز به دلیل جمال و لطافتی که دارند، از طریق باصره و لامسه بر باطن و قلب انسان اثر گذاشته و یادآور جمال الهی میشوند.
- زبان و همنشینی:
زبان و سخن گفتن، از مهمترین مجاری اثرپذیری و اثرگذاری است. انسان با سخن گفتن، هم در دیگران اثر میگذارد و هم خود از کلام خویش اثر میپذیرد. به همین جهت، قرآن کریم به حضرت موسی (ع) دستور میدهد که با فرعون با زبان نرم و لین سخن بگوید؛ رمز این دستور در اثرپذیری روح و انعطافپذیری آن نهفته است، زیرا سخن نرم روح را تلطیف میکند. در مقابل، نهی قرآن از زبان کنایهآمیز و نیشدار (همزه و لمزه) به این دلیل است که این نوع سخن گفتن به سرعت بر روح انسان اثر منفی میگذارد. همنشینی با افراد نیز از مجاری مهم اثرپذیری است. همنشین خوب یا بد بر سامعه، باصره، خیال، عقل و قلب انسان اثر میگذارد؛ همانگونه که همنشینی سگ اصحاب کهف با صالحان، خوی آنها را به او منتقل کرد و در مقابل، معاشرت با بدان، روح را تیره میسازد.
- وضو و طهارت:
توصیه به دائمالوضو بودن به دلیل اثرپذیری روح انسان از طریق قوهٔ لامسه و آب است. انسان با وضو گرفتن، از خنکی، طهارت، شفافیت و طبع آب اثر میپذیرد. در این عمل، بدن از طریق تماس فیزیکی با آب و روح از طریق نیت و قصد قربت و پذیرش حکم الهی، طهارت و خوی آب را به خود میگیرند. بنابراین، وضو صرفاً یک عمل ظاهری نیست، بلکه مجرای انتقال آثار تکوینی و تشریعی آب به باطن انسان است.
- رنگ، مزاج و ظاهر:
رنگ اشیا اعم از قرمز، سفید، سیاه و غیره، هر کدام از طریق قوهٔ باصره اثر خاصی بر قلب و روح انسان میگذارند. همچنین طبع و مزاج اشیا (سردی، گرمی، خشکی، تری، تندی و اعتدال) هر کدام تأثیر ویژهای دارند. انسان حتی از خلق و رفتار دیگران، مانند تندی اخلاق یا نرمش و انعطاف آنها اثر میپذیرد. نوع، رنگ و جنس لباس، کفش و کیف (مانند لباس نخی در مقایسه با لباس پلاستیکی)، کوتاهی یا بلندی ناخنها، فرم موی سر، آراستگی یا آشفتگی ظاهر، همگی بر روح انسان اثرگذارند. همچنین نوع مرکب و خودرویی که انسان سوار میشود یا به آن نگاه میکند، تأثیر روانی خاصی به همراه دارد؛ به گونهای که نگاه به اشیای طبیعی اثری متفاوت از نگاه به اشیای مصنوعی و ساختهٔ دست بشر بر جای میگذارد.
- مکان، زمان و عمل:
مکانهای مختلف آثار متفاوتی بر انسان دارند؛ حضور در اماکن مقدسه مانند حرمها، مساجد و حسینیهها، اثری سرشار از جمال و لطف الهی دارد، در حالی که حضور در مکانهای عمومی شلوغ به دلیل آمد و شد ارواح گوناگون، ممکن است آثار متفاوتی داشته باشد. زمانها نیز در میزان اثرپذیری معنوی نقش دارند؛ زمانهای خاصی مانند لیالی قدر، عید قربان، عید فطر، و ماههای رجب، شعبان و رمضان، بستری مناسب برای اثرپذیری روحانی و ارتقای باطنی انسان فراهم میکنند. علاوه بر این، نوع کتابهایی که انسان مطالعه میکند، اندیشههایی که به آنها میپردازد و فضای جمعی که در آن قرار میگیرد، همگی بر شاکلهٔ او اثرگذار هستند.
- عمل به شریعت:
هنگامی که تمام رفتارهای انسان در چارچوب احکام شریعت قرار میگیرد، اثرپذیری او متعادل و الهی میشود. عمل به احکام شریعت، روح را با حق همسنخ کرده و رنگ الهی به آن میبخشد. برای مثال، در هنگام نماز تمام قوای انسان از جمله سامعه، باصره، لامسه، خیال، عقل، قلب، بدن و روح درگیر ارتباط با حقتعالی میشوند و این تمرکز همهجانبه، عمیقترین اثرپذیری معنوی را برای انسان به ارمغان میآورد.
- اعداد، حروف و نامها:
اعداد نیز مانند سایر موجودات دارای طبع، مزاج و آثار مخصوص به خود هستند و بر انسان اثر میگذارند. حروف نیز دارای مرتبه و اثر هستند؛ برخی حروف نوری و برخی ناری هستند. همچنین اسامی و نامها بیتأثیر نبوده و نام هر فرد در شکلگیری شاکلهٔ وجودی و روحی او اثرگذار است.
- گستره تفاوتها:
اگرچه انسان از کل جهان هستی اثر میپذیرد، اما شدت، ضعف و نوع این اثرپذیری در افراد و موضوعات مختلف متفاوت است. برای نمونه، اثری که بدن و روح از خوردن فلفل میپذیرد با اثر ناشی از مصرف شکر یا خرما متفاوت است. قوای ادراکی نیز هرکدام مجرای خاصی دارند و اثری که چشم از دیدن میپذیرد با اثر گوش از شنیدن متفاوت است. در حوزهٔ هنر و تبلیغ نیز این تفاوتها مشهود است؛ نوع مداحی، سبک مداح، محتوای اشعار (حماسی، احساسی، اخلاقی، اعتقادی یا تربیتی)، نوع سخنرانی، ترکیب رنگها در پوسترهای فرهنگی و شیوهٔ ارائهٔ مطالب، هر کدام اثر روحی و روانی خاص و متفاوتی بر مخاطب بر جای میگذارند.