اثبات تجرد نفس ناطقه، هویت غیرمادی نفس
- مقدمه:
نفس ما هویتی غیرمادی و مجردتمایز است؛ یعنی حقیقتز است؛ یعنی حقیقتی فراتر از بدن وجود دارد که دارای شرافت ذاتی است و از جنس ماده نیست. اثبات این مطلب از طریق بررسی احکام و صفات مادی انجام میشود.
- ماده و صورت جسم:
بدن ما در حقیقت یک جوهر مادی است. جسم از ماده و صورت: یکی و مرکب از دو جوهر است: یکی جوهر مادی و دیگری جوهر صوری. منظور از جوهر مادی، خود ماده، جسمیت و جرمیت است؛ یعنی آن جنبهای که باعث سنگینی جسم میشود. به این جنبه، جسمیت یا جرمیت ماده گفته میشود.
ماده چیزی است که صورت را میپذیرد. آنچه ماده قبول میکند، صورت نامیده میشود. منظور از صورت، شیئیت و فعلیت شیء است؛ یعنی آن جنبهای که باعث میشود یک شیء، بالفعل همان شیء باشد. حقیقت هر شیء به جنبه فعلیت آن بازمیگردد.
آنچه در خارج موجود است، مجموعهای از ماده و صورت است که جسم را شکل میدهد. صورت، همان صورت جسمیه است و یک جوهر محسوب میشود؛ یعنی قائم به خود است و عرض نیست. بنابراین، هم ماده جوهر است و هم صورت جسمیه جوهر به شمار میرود. جسم از ترکیب دو جوهر مادی، یعنی ماده و صورت جسمیه، شکل میگیرد.
- جوهر مادی و جوهر مجرد:
در کنار جوهر مادی، جوهر مجرد نیز وجود سه امر مادی مطرح میشود بنابراین، در این تقسیم، سه امر مادی مطرح میشود: ماده، صورت جسمیه و جسم. در مقابل، دو جوهر مجرد عبارتاند از نفس و عقل. ماده حامل استعداد و قوه است. ماده حامل قابلیت و توانایی پذیرش است؛ یعنی استعداد دریافت فیض مادی و فیض مجرد را دارد.
فیض مادیای که به جسم داده میشود، همان صورتهای جسمانی است که لحظهبهلحظه از عقل مجرد، یعنی عقل فعال، به جسم افاضه میشود. عقل مجرد، که از آن با تعابیری مانند جبرئیل امین و ملک مقرب الهی یاد میشود، بر اجسام عالم ماده افاضه میکند و جسمیت را به آنها میبخشد. این جسمیت، همراه با صورت است؛ یعنی ماده و صورت با هم افاضه میشوند. به بیان دیگر، هنگامی که شیء مادی آفریده میشود، استعداد و صورت جسمی آن نیز بهصورت همزمان در آن قرار میگیرد.
- استعداد ماده:
ماده دارای استعداد مادی است و قابلیت پذیرش امور مادی و مجرد را دارد. برای مثال، هسته درخت زردآلو قابلیت آن را دارد که ریشه، شاخه، تنه، ساقه، برگ و میوه را پدید آورد. همه این قابلیتها در ماده آن هسته وجود دارد. در واقع، استعداد پذیرش مادیت و ابعاد مادی در هسته زردآلو وجود دارد و بهتدریج فعلیت پیدا میکند.
علاوه بر این، جسمیت و جرمیت قابلیت پذیرش نفس و امور غیبی و معنوی را نیز دارد. برای نمونه، نفس نباتی در جسم جذب میشود. هنگامی که جسم به اعتدال و لطافت لازم برسد، پذیرش نفس نباتی در آن شکل میگیرد و مجموعهای به نام یک شیء یا جسم مرکب پدید میآید.
- احکام و ویژگیهای ماده:
بدنی که به وجود آمده، دارای ابعاد و خصوصیات مادی است. جسم جرم دارد، حجم دارد، مکان دارد و در زمان ایجاد میشود. رنگ، شکل، وزن و اندازه دارد و فضایی را اشغال میکند. همچنین جسم در وضعیتی خاص و در جهتی معین قرار میگیرد؛ برای مثال، در جهت شمال، جنوب، شرق، غرب، بالا یا پایین. بو و طعم دارد و ممکن است از آن صوتی ایجاد شود. همه این موارد، احکام و ویژگیهای عمومی ماده به شمار میروند.
هر جسمی که مادی است، این ویژگیها را داراست: کمیت دارد، کیفیت دارد و میتواند متأثر شود یا بر چیزی اثر بگذارد. کموکیف و سایر ویژگیهای مربوط به موجود جسمانی در آن وجود دارد.
- تمایز نفس از بدن:
هنگامی که انسان دقت و توجه میکند، درمییابد که در وجود او حقیقتی غیر از بدن وجود دارد؛ حقیقتی که این احکام مادی را ندارد. نفس نه کمیت دارد و نه کیفیت؛ رنگ، شکل، بو، حجم و سایر خصوصیات ماده را نیز ندارد. وقتی حقیقتی هیچیک از ویژگیهای ماده را نداشته باشد، پس غیر از بدن است و حقیقتی فراتر از بدن به شمار میرود. این حقیقت را نفس ناطقه مینامیم.
پس چون نفس، ویژگیها و احکام عالم ماده، یعنی احکام بدن، را ندارد، حقیقتی غیر از بدن است و با بدن تمایز دارد. این تمایز نشان میدهد که نفس دارای تجرد است.
- مراحل شناخت نفس:
در مباحث معرفت نفس، ابتدا اصل وجود نفس را اثبات میکنیم؛ یعنی ثابت میکنیم که در انسان حقیقتی به نام نفس وجود دارد. پس از آن، غیریت نفس با بدن را اثبات میکنیم. یعنی نشان میدهیم که این حقیقت، چون احکام بدن را ندارد، غیر از بدن است و با بدن عینیت ندارد. در مرحله سوم، تجرد نفس را اثبات میکنیم؛ بنابراین، نفس دارای هویتی غیرمادی و تجردی است. در مرحله چهارم، تجرد مثالی نفس را اثبات میکنیم؛ یعنی نشان میدهیم که نفس در مرتبه قوه خیال، دارای تجرد برزخی یا مثالی است.
در مرحله پنجم، تجرد عقلی نفس را اثبات میکنیم. در مرتبه عقلی، نفس حتی شکل، رنگ، حجم و دیگر ویژگیهای جسمانی را نیز ندارد؛ افزون بر اینکه جرم و جسمیت ندارد. در مرحله نهایی، مقام فوقتجرد نفس را برای ذات آن اثبات میکنیم. این مطلب مربوط به اصل ذات نفس است، نه مراتب و قوای آن. یعنی نفس از آن جهت که ذات است، نه از جهت قوایی که دارد، دارای هویت اطلاقی و مقام فوقتجرد است. برای نفس، در این مرتبه، مقامی نامتناهی و فراتر از مراتب عادی تجرد ثابت میشود.
- مراتب غیریت نفس و بدن:
بنابراین، مباحث نفس در چند مرحله شکل، دلایل جداگانه مرحله، دلایل جداگانهای برای اثبات غیریت نفس و بدن ارائه میشود. در هر دلیل نیز نکات و اصول فلسفی و حکمی خاصی به کار گرفته میشود. به این معنا، نفس با بدن عینیت ندارد و با جسم یکی نیست؛ بلکه میان نفس و بدن غیریت وجود دارد. البته این غیریت در مراحل ابتدایی مباحث مطرح میشود. هنگامی که بحث عمیقتر و مباحث قویتر شود، بیان میکنیم که بدن مرتبه نازله نفس است. دلایل مربوط به غیریت نفس و بدن همچنان در جای خود باقی است؛ اما در مراحل بعدی روشن میشود که بدن، مرتبهای نازل از نفس به شمار میرود. برای اثبات این مطلب نیز دلایلی ارائه خواهد شد.
- تفاوت نفس و بدن:
اگر میگوییم نفس با بدن غیریت دارد، آیا معنایش این است که نفس نیز مانند بدن مادی است، با این تفاوت که مادهای برتر دارد؟ آیا نفس از نظر مادی با بدن مشابهت دارد و فقط از جهت مرتبه، برتر از آن است؟ قطعاً چنین نیست. نفس با بدن مشابهت مادی ندارد و عینیت مادی میان آن دو برقرار نیست. میان نفس و بدن غیریت وجود دارد و این غیریت، دارای مراحل و مراتب مختلفی است که باید در جای خود اثبات شود.