- اثبات تجرد نفس ناطقه از راه عدم نیاز به وضع و محاذات:
محتوا در رابطه با اثبات تجرد نفس ناطقه از راه عدم احتیاج به وضع، جهت، محاذات و مجاورت در تأثیرگذاری نفس بر بدن هست. اساس و مبنای این استدلال بر این است که اثبات میشود نفس غیرمادی است؛ زیرا مسیر اثبات آن این است که نفس برای تأثیرگذاری، نیازی به مجاورت، محاذات، وضع و جهت ندارد.
- شرط تأثیر و تأثر در موجودات مادی:
همانطور که میدانیم، موجودات مادی برای تأثیرگذاری در یکدیگر باید وضع، جهت و محاذات داشته باشند و در مجاورت هم قرار بگیرند. بهعنوان مثال، خورشید که زمین را گرم میکند، فاصلهاش تا زمین مشخص است؛ حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر. اگر این فاصله بسیار بیشتر، مثلاً ۱۰۰۰ میلیون کیلومتر بود، خورشید قدرت گرم کردن زمین را نداشت. اینکه خورشید میتواند زمین را گرم کند، به دلیل وجود فاصلهٔ مشخص و رعایت اصل مجاورت، جهت و محاذات است؛ یعنی خورشید در مسیر و جهت مشخصی قرار دارد و زمین را گرم میکند.
چشم ما تصاویر نزدیک را میبیند؛ اگر فاصلهٔ تصاویر چند کیلومتر شود، چشم دیگر نمیبیند. یعنی چشم برای دیدن و ادراک، احتیاج به فاصله و محاذات مشخص با شیء دیدهشده، یعنی مُبصَر، دارد.
گوش ما هر صدایی را نمیشنود. صدا باید فاصلهاش با گوش انسان مشخص و متناسب باشد. وجود ماده برای تأثیرگذاری به وضع و جهت نیاز دارد؛ صوت باید در جهت مشخصی قرار گیرد. اگر صوت ایجاد شود، اما جهت آن به گوش ما اصابت نکند، گوش آن را نمیشنود. بنابراین، وقتی گوش صوت را میشنود که صوت در جهت خاصی قرار گیرد، از مسیر و جهت مشخصی بیاید، اصل مجاورت رعایت شود و به نزدیکی گوش برسد؛ بهطوریکه آن صوت به پردهٔ گوش اصابت کند، قوهٔ لامسه آن اصابت را احساس نماید و سپس قوهٔ سامعه آن را بشنود.
آتشی که چوب را میسوزاند، اگر فاصلهٔ چوب از آتش زیاد باشد، حرارت نمیتواند آن را بسوزاند؛ یعنی مجاورت میان چوب و آتش وجود ندارد. از طرف دیگر، وضع و جهت نیز باید مشخص باشد؛ اگر فاصله نزدیک باشد ولی محاذات و جهت رعایت نشود، حرارت به چوب نمیرسد. شرط تأثیرگذاری آتش در چوب، رعایت مجاورت، محاذات و وضع و جهت است.
اگر آبی داخل لیوان باشد ولی انسان آن را ننوشد، این آب اثری بر بدن انسان نمیگذارد. اگر غذایی داخل یخچال باشد و انسان گرسنه باشد، انسان سیر نمیشود؛ شرط اثرگذاری این است که غذا وارد دهان و بدن انسان شود؛ یعنی اصل مجاورت و وضع برقرار گردد. این قاعده در تمام مادیات حاکم است.
- انطباق برهان بر نفس ناطقه:
حال اگر حقیقتی در ما وجود داشته باشد که برای تأثیرگذاری محتاج وضع، جهت، محاذات و مجاورت نباشد، آن حقیقت غیرمادی و مجرد است؛ و آن حقیقت، همان نفس ناطقهٔ ماست. نفس ناطقه برای تأثیرگذاری در بدن، نیازی به وضع، جهت، مجاورت و محاذات ندارد. اصولاً وقتی موجودی جرم نداشته باشد، طول، سطح، حجم، عرض، عمق و اعراض مادی را نخواهد داشت؛ چراکه اعراض متعلق به موجود مادی هستند و موجود مجرد اعراض مبتنی بر جرم ندارد. در این صورت، مانعی برای تأثیرگذاری آن وجود ندارد و صرف اینکه توجه کند، تأثیر خود را میگذارد. بنابراین، یکی از دلایل تجرد نفس ناطقه این است که در تأثیرگذاری بر بدن، احتیاجی به وضع، جهت، محاذات و مجاورت ندارد.
- تعمیم برهان به عقل مفارق:
همین قاعده در اثبات تجرد عقل مفارق نیز جاری است. یکی از دلایل اثبات تجرد عقل مفارق همین است که عقل مفارق در تمام نفوس تأثیر ایجادی، انشایی و وجودی میگذارد و در مادیات نیز اثرگذار است. تأثیر عقل مجرد در بدن ما از مجرای نفس ناطقه صورت میپذیرد؛ به همین جهت نفس ما در تدبیر بدن شریک است. اما برای تأثیرگذاری در مادیاتی که نفس ندارند، مانند جمادات، عقل مفارق مستقیماً در آنها اثر میگذارد؛ یعنی جمادات مستقیماً تحت تأثیر و تدبیر ملکوت هستند و ملکوت مستقیماً آنها را مدیریت میکند.
تأثیرگذاری عقل مفارق در مادیات، که دائماً صور جسمیه را بر آنها القا و انشا میکند، بدون وضع، جهت و محاذات است. عقل مفارق در جهت یا فاصلهٔ خاصی از جسم قرار نمیگیرد، بلکه فوق مسیر و فوق فاصله است و نیازی به مجاورت ندارد. برای تأثیرگذاری در نطفهٔ انسان یا تأثیر در نفس انسان و نفس هر موجود مجردی، نیاز به مجاورت و محاذات ندارد. این نحوهٔ تأثیرگذاریِ غیرمادی، دلیل بر تجرد عقلی عقل مفارق است.
- تفاوت تجرد ذاتی و تجرد فعلی:
نفس انسان دارای اصل تجرد است و عقل مفارق موجودی دارای تجرد عقلی تام است. اگر موجودی در افعال خود نیاز به ابزار نداشته باشد، هم ذاتاً مجرد است، یعنی ذاتش جرم و ماده ندارد، و هم در مقام فعل مجرد است؛ یعنی برای تأثیرگذاری، انجام دادن افعال و تدبیر خود، نیازی به بهکارگیری ابزار، اعضا و بدن ندارد.