آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • معرفت نفس
  • بررسی مراتب ادراک انسان از خود و کشف حقیقت وجودی او

بررسی مراتب ادراک انسان از خود و کشف حقیقت وجودی او

 ۱. مقدمه:

بحث ما درباره مراتب ادراک انسان از خود است. خودشناسی درجات و مراتب دارد و حقیقت «خود» در هر مرتبه یکسان نیست.

 ۲. علم حضوری اجمالی اولیه:

هر انسانی به‌طور اولیه علم حضوری اجمالی به خود دارد؛ اگر به نفس خویش توجه کند، می‌فهمد که هست و حقیقت خود را اجمالاً درک می‌کند. این ادراک، شهودی و عقلی است و با فهم عقلی به آن می‌رسیم. این مرتبه برای همه انسان‌ها هست و کافی است انسان به حقیقت خود توجه کند.

 ۳. شهود تفصیلی: مراتب تقیید و اطلاق:

شهود تفصیلی مراحلی، ابعادی و زوایایی دارد و مراحل آن ناظر به تقیید و اطلاق است:

-مرتبه تقیید (شهود مقیّد): علم به حقیقت برزخی خود است. اگر انسان حقیقت برزخی خویش را کشف کند، به مرتبه برزخ قرار گرفته و تجرد برزخی روح را شهود و درک کرده است. این ادراک، علم حضوری اجمالی نیست، بلکه ادراک شهودیِ تفصیلی نسبت به مرتبه حضور خود است.

– مرتبه اطلاق (شهود اطلاقی): درک حقیقت عقلی خود است؛ یعنی انسان به نحو تجرد عقلی، حقیقت خود را در مقام تجرد عقلی ادراک می‌کند. این دو مرحله هر دو از شهود تفصیلی‌اند.

 ۴. مقام سرّ (فوق تجرد):

شهود تفصیلی سوم، کشف مقام فوق تجرد است: اولی مقام برزخی، دومی مقام تجرد عقلی و سومی مقام سرّ است. مقام سرّ، مقام «عین ثابت» انسان و مقام انسان ناطقه الهی است. در این مقام، علم به ذات خود عینِ علم به تمام اشیای عالم است؛ انسان با عالم هستی عینیت پیدا می‌کند و اگر کسی به این مقام برسد، با تمام عالم هستی متحد می‌شود و این اتحاد را حس می‌کند و کشف تفصیلی تمام اشیای عالم را به دست می‌آورد.

 ۵. مقام خفی (باطن سرّ):

کشف مقام سرّ؛ یعنی انسان باطن سرّ خود را می‌بیند. این مقام، مقام اسماء است: انسان در این مقام به اسماء الهی متصف می‌شود و می‌یابد که تمام حقیقت او متکی و متصل به اسماء الهی است. مقام خفی، مقام فقر است؛ یعنی انسان حقیقت خود را در اسماء الهی می‌بیند.

آخرین مقام کشف شهودی انسان، مقام اخفی است؛ مقام اتحاد با ذات الهی. ما با ذات الهی وحدت (یکی‌شدن) پیدا نمی‌کنیم، اما اتحاد پیدا می‌کنیم. در مقام اخفی، باطن اسماء الهی کشف می‌شود؛ یعنی به نحو اتحاد با ذات حق و ادراک شهودی از ذات حق می‌رسیم و در این مقام متوجه می‌شویم که باطن ذات ما، ذات الهی است.

 ۷. جمع‌بندی مراتب بر اساس حدیث:

این‌ها مراتب کشف حضوری و شهودی انسان است: یک مرتبه کشف حضوری اولیه و پنج مرتبه درک شهودی؛ بر اساس حدیث معروفی که انسان را دارای طبع، نفس، روح، عقل، سرّ، خفی (یا اخفا) می‌شمارد. تمام این‌ها مراتبِ کشفِ حقیقت خود ماست.

 ۸. آیا علم به خود عین علم به اشیاست؟

سؤال این است که آیا علم ما به خود، عین علم ما به اشیاست؟ پاسخ: علم ما به حقیقت خود فقط در مقام سرّ عین علم به اشیاست؛ در پایین‌تر از آن  مقام عقلی، مقام برزخی و علم حضوری اولیه  چنین نیست.

دلیل کلی: ما علم به اشیا را فراموش می‌کنیم، اما علم به خودمان را هرگز فراموش نمی‌کنیم؛ پس علم ما به خود عین علم به اشیا نیست. همچنین همه انسان‌ها علم حضوری اجمالی به خود دارند و می‌دانند که هستند، ولی علم به بسیاری از اشیا و حقیقت آن‌ها ندارند. اگر علم به خود عین علم به اشیا بود، باید همیشه علم به همه اشیا هم داشتیم، در حالی که چنین نیست.

 ۹. شناخت حق به اندازه شناخت خود:

علم ما وسعت دارد، پس ادراک ما از خود نیز وسعت دارد و ما به اندازه ادراکِ مراتب خود، مراتب حق را درک می‌کنیم: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه» و «اعلَمُ بِنَفسِهِ اعلَمُ بِرَبِّه». به اندازه هر درجه‌ای که از حقیقت خود شناخت پیدا کردیم، همان مرتبه از حق را می‌شناسیم در همان مرتبه، نه بیشتر. اگر کسی در مقام اخفا خود را شناخت، حق را نیز در مقام اخفا شناخته است. پس وسعت علم، حکایت از وسعت خود ما (انسان) دارد.

 ۱۰. عالم هر کس انشاءٔ ادراکات اوست:

عالم هر شخص، انشاءٔ ادراکات اوست: هر اندازه ادراکات انسان قوی‌تر باشد، عالم او کلی‌تر و وسیع‌تر می‌شود و قدرت انشاءاش بالاتر می‌رود. معلوم در درون ماست؛ عوالمی که خود انشاء کرده‌ایم و با آن‌ها مُساوی هستیم. ادراکات با نفس عینیت پیدا می‌کنند و روح را وسعت می‌دهند؛ وسعت روح حکایت از وسعت عالم و ادراکات ما دارد.

 ۱۱. تشخص نفس به علم:

نفس به علم تشخّص می‌یابد: هر قدر درک و فهم و درجات علم بیشتر شود، مراتب و درجات نفس بیشتر و عوالمش گسترده‌تر می‌شود. ما عوالم مثالی و عقلی خود را به میزان ادراک عقلی و شهودی خود می‌آفرینیم. هر اندازه وسعت وجودی شدیدتر باشد، عوالم گسترده‌تر و بیشترند؛ و هر اندازه ادراک مجردتر شود یعنی کامل‌تر، عقلی‌تر و الهی‌تر عالم ما بالاتر می‌رود.

 ۱۲. ادراک مساوی لذت:

انسان به اندازه ادراک، لذت دارد؛ ادراک مساوی لذت است. انسان به اندازه ادراکات حضوری و عقلی خود از لذت وجودی بهره‌مند است.

 ۱۳. تفاوت انسان‌ها در شناخت حق:

اگر انسان با علم حضوری اجمالی خود را بشناسد، به همین اندازه شناخت از حق دارد. در هر مرتبه، انسان‌ها یکسان نیستند: علم حضوری اجمالی انسان‌ها یکسان نیست، و وقتی به مرتبه شهود برزخی قرار می‌گیرند، شهود برزخی‌شان و علم‌شان به حقیقت برزخی خود یکسان نیست؛ پس تفاوت شناخت پیدا می‌شود و هر کس به اندازه درک شهودی برزخی خود، ادراک از حضرت حق دارد. تمامیتِ شهود برزخی مخصوص معصومان است که حقِ ادراک شهود برزخی را ادا می‌کنند.

اگر انسان به مرتبه تجرد عقلی برسد و شهود عقلی تفصیلی یابد، به اندازه همان تجرد برزخی و تجرد عقلی خود، علم شهودی تفصیلی به حق پیدا می‌کند؛ و همین‌طور تا آخرین مرتبه. ادراکات هم مراتب دارند و همچنان که وسعت دارند، شدت و ضعف نیز دارند و یکسان نیست و کشف و شهودشان انسان‌ها از حقیقت خودشان یکسان نیست و کشف و شهودشان از حضرت حق هم یکسان نخواهد بود. افزون بر تفاوت ادراک از حقیقت خود و حقیقت حق، نوع نگاه انسان‌ها به عالم هستی نیز یکسان و یکجور نخواهد بود.

گفتارهای مشابه