آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • پیوند میان علم و طلب علم

پیوند میان علم و طلب علم

  • حال بودن طلب مجهول مطلق:

در معارف و مباحث حکمی و الهی مطرح است که طلب مجهول مطلق محال است؛ یعنی چیزی که انسان هیچ‌گونه شناختی نسبت به آن ندارد، امکان ندارد که آن را طلب کند. هر آنچه انسان درخواست و تقاضا می‌کند، الزاماً باید نسبت به آن علم اجمالی داشته باشد تا به دنبال آن به حرکت درآید. طلب همواره با فهم و درک همراه است و هیچ انسانی طالب مجهول مطلق نیست، بلکه مطلوب انسان همواره امری معلوم و شناخته‌شده است. تا زمانی که چیزی ادراک نشود، حرکت به سوی آن بی‌معنا خواهد بود؛ بنابراین علم و ادراک، پیش‌نیاز و مقدمه حرکت معنوی و روحانی به شمار می‌آید.

  •  درک حقایق و نسبت آن با شناخت پروردگار:

هر درک و فهمی که انسان از حقایق عالم دارد، مرتبه‌ای از معرفت حق و مصداق شناخت اشیا در پرتو حق است. به همین سبب، هر موجودی متناسب با مرتبه ادراکی خود، حرکتی روحی به سوی مبدأ هستی دارد. همچنین بسیاری از امور وجود دارد که انسان در باطن خود خواهان آن‌هاست ولی در ظاهر اظهار نمی‌کند، یا حتی به زبان انکار می‌نماید؛ در مقابل، اموری نیز وجود دارد که در ظاهر ادعای خواستن آن‌ها را دارد اما در باطن میل و کششی به آن‌ها ندارد.

  • قوس صعود و قوس نزول:

میان قوس صعود و قوس نزول، پیوند، تطابق و هماهنگی بنیادین برقرار است؛ به این معنا که قوس صعود در حقیقت گسترش، تفضیل و بازگشت همان مراتبی است که در قوس نزول تحقق یافته است. این دو قوس، یک حقیقت واحد هستند که به اعتبار نزول از مراتب عالی به دانی و صعود از مراتب دانی به عالی از آن‌ها تعبیر می‌شود.

  • تفاوت درک اجمالی و ادراک تفصیلی:

درک اجمالی امری اولیه و دست‌یافتنی‌تر است، در حالی که دستیابی به ادراک تفصیلی بسیار دشوارتر بوده و نیازمند سیر و سلوک، همت و اراده جدی، تعقل و اندیشیدن، و مجاهده و تلاش مداوم است. ادراک تفصیلی هر حقیقت، متناسب با استعدادها و ظرفیت‌های وجودی انسان شکل می‌گیرد. انسان بر اساس قابلیت‌های وجودی خویش به مراتب تعالی و کمال نائل می‌شود و به امری که فراتر از ظرفیت و استعداد او باشد دست نخواهد یافت؛ از این رو، هر موجودی بر پایه استعدادهای وجودی‌اش طالب کمالات متناسب با خود است.

  • شرایط و مقدمات دریافت کمالات و فیوضات:

هر خیری که به انسان می‌رسد بر دو پایه اساسی استوار است: نخست وجود قابلیت و استعداد درونی برای پذیرش آن حقیقت، و دوم وجود طلب و خواست باطنی و حقیقی. اگرچه پاره‌ای از حقایق اجمالی با کمترین تلاش و صرفاً بر اساس استعداد اولیه حاصل می‌شوند، اما وصول به حقایق تفصیلی بدون طلب باطنی عمیق، مجاهده، همت و تعقل میسر نخواهد بود؛ بنابراین انسان باید با تمام وجود خویش طالب رسیدن به حقیقت باشد تا فیض الهی را دریافت دارد.

  • رابطه وسعت حقیقت با دشواری دستیابی به آن:

هر اندازه مرتبه یک حقیقت عالی‌تر و دامنه آن گسترده‌تر باشد، نیل به آن دشوارتر خواهد بود و به همان نسبت، استعداد والاتر، خواسته جدی‌تر، مجاهده افزون‌تر و سلوک علمی و عملی عمیق‌تری را می‌طلبد. شرایط دریافت متناسب با درجه و عظمت امر مطلوب تغییر می‌کند و دستیابی به حقایق غیبی و وسیع، مستلزم لوازم جامع‌تر، طهارت روحی بیشتر و تلاش مستمر است.

  • مراتب علم اجمالی و تفصیلی الهی:

خداوند متعال دارای علم اجمالی و تفصیلی به سراسر عالم هستی است؛ به گونه‌ای که علم اجمالی در مرتبه احدیت و علم تفصیلی در مقام وحدت جلوه‌گر است. ادراک تفصیلی حقایق، همواره با لذت و ابتهاج حقیقی وجودی همراه است.

  • اثر حرکت‌آفرینیِ علم تفصیلی:

درک اجمالی امور برانگیزاننده چندانی نیست و اشتیاق زیادی در انسان پدید نمی‌آورد، اما درک تفصیلی لذت‌بخش بوده و موجب پیدایش حب، شوق و انگیزه درونی می‌شود. هر اندازه علم تفصیلی انسان نسبت به یک حقیقت افزایش یابد، به همان میزان حب و لذت او افزوده گشته و این علم منشأ حرکت، پویایی و سیر و سلوک جدی می‌گردد. در مقابل، علم اجمالی توان به حرکت درآوردن انسان را ندارد و فرد برای تفضیل بخشیدن به باورها و خواسته‌های اجمالی خود، نیازمند تصمیم، مجاهده و تلاش است.

  • تبعیت خواسته‌ها و طلب از مراتب ادراک:

خواسته‌ها و تمایلات انسان همواره تابع ادراکات او هستند؛ انسان تنها امری را طلب می‌کند که آن را فهمیده باشد. بر این اساس، تمایلات آدمی متناسب با میزان و مرتبه فهم او شکل می‌گیرند و چون ادراک دارای درجات و مراتب مختلف است، خواسته‌ها و طلب‌های انسانی نیز دارای مراتب گوناگون خواهد بود. هرگاه نسبت به واقعیتی علم تفصیلی حاصل شود، حرکتی جدی برای دستیابی به آن رقم می‌خورد؛ بنابراین سیر معرفتی انسان از علم اجمالی به سوی علم تفصیلی جریان می‌یابد.

  •  راه‌های تبدیل علم اجمالی به علم تفصیلی:

تبدیل علم اجمالی به علم تفصیلی از طریق چند مسیر مهم صورت می‌گیرد: تفکر و تعقل، مطالعه و پژوهش، مشورت با صاحبان خرد، و همچنین بهره‌مندی از القائات و الهامات قلبی مؤمن. الهامات و القائات باطنی در پرتو طهارت نفس، نیت خالص، عمل صالح و مداومت بر پاکی دل حاصل می‌شوند. دستیابی به حقایق اصیل معنوی نیازمند تلاش و مجاهده است، چرا که نیل به معارف معنوی و امور مجرد بسیار دشوارتر و لطیف‌تر از امور مادی است و علم حقیقی بدون تلاش و حرکت حاصل نمی‌شود.

  • حقیقت علم به عنوان جوهر مجرد:

علم یک حقیقت مجرد ملکوتی است که از ساحت غیب بر جان انسان نازل می‌شود. الفاظ، اصوات، نقوش، کتاب‌ها و ابزارهای مادی، حقیقت علم نیستند؛ این امور همگی اعراض مادی به شمار می‌روند، در حالی که علم، عرض نیست بلکه جوهری مجرد است. از آنجا که علم جوهری مجرد از عوالم بالاست، انسان باید در مرتبه روح و جان خود سنخیت و تناسب معنوی ایجاد نماید تا شایستگی دریافت و نزول آن را پیدا کند.

  • انطباق خواسته‌های باطنی و زبانی با درک انسان:

خواسته‌های انسان به دو دسته زبانی و قلبی تقسیم می‌شوند؛ خواسته‌های زبانی صرفاً در قالب الفاظ بیان می‌شوند، در حالی که خواسته‌های قلبی حرکت‌آفرین بوده و به تلاش، عمل و همت منجر می‌گردند. اگر انسان نسبت به موضوعی آگاهی داشته باشد اما حرکتی از خود نشان ندهد، نشان‌دهنده آن است که ادراک او ناقص و غیرجامع‌الاطراف بوده است. هرگاه فهم و آگاهی نسبت به یک شیء به کمال و جامعیت برسد، طلب قلبی و حرکت عملی متناسب با آن پدیدار خواهد شد.

  • مراتب و کارکرد علم حصولی و علم حضوری:

معرفت انسان یا در قالب علم حصولی (مفاهیم، تصورات، تخیلات و تعقلات) است یا به صورت علم حضوری و شهود مستقیم باطن. علم حصولی تفصیلی حرکت‌ساز است، اما مرتبه علم حضوری اجمالی، شتاب و قوت بیشتری در ایجاد حرکت نسبت به علم حصولی تفصیلی داراست. چنانچه علم حضوری به مرتبه تفصیلی برسد، انسان را به اوج انگیزه، جهاد، سیر و سلوک و دستیابی قطعی به مطلوب می‌رساند.

  • غایت و رسالت اصلی نظام تعلیم و تربیت:

رسالت بنیادین تعلیم و تربیت، ارتقا و وسعت‌بخشی به فهم و ادراک انسان‌هاست. این مسیر تربیتی باید به گونه‌ای طراحی شود که علم حصولی اجمالی از طریق تعقل به علم حصولی تفصیلی ارتقا یابد؛ سپس از مرتبه علم حصولی تفصیلی، به علم حضوری اجمالی گذر صورت گیرد تا حقیقت شیء با باطن چشیده شود، و در نهایت با تبدیل آن به علم حضوری تفصیلی، حرکت انسان به سوی غایات معنوی و کمال نهایی به بالاترین سطح و ثبات ممکن برسد.

گفتارهای مشابه