آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ویژگی‌های نگاه اسمایی – بخش2

ویژگی‌های نگاه اسمایی – بخش2

  • جامعیت شیء در نگاه اسمایی:

در نگاه اسمایی، هر شیء به صورت جامع دیده می‌شود. یعنی هر موجود، مظهر همه اسماء الهی است، نه اینکه تنها مظهر بخشی از اسماء الهی باشد. همه اسماء الهی در هر شیء حضور دارند و ظهور دارند، اما بعضی از آن‌ها غالب‌اند و بعضی دیگر در مرتبه بطون قرار دارند. بنابراین وقتی به اشیاء از این منظر نگاه می‌شود، آن‌ها ناقص دیده نمی‌شوند، بلکه جامع و کامل دیده می‌شوند؛ زیرا هر شیء مظهر اسم جامع الهی، یعنی «الله»، است.

  •  حضور همه عوالم در هر شیء:

ویژگی دیگر در نگاه اسمایی آن است که هر شیء، همه عوالم را در خود دارد. این‌گونه نیست که هر شیء تنها بخشی از عالم باشد، بلکه هر شیء به نحوی تمام عوالم هستی را در خویش دارد. علت این امر آن است که هر شیء مظهر اسم جامع «الله» است و از این جهت، حامل جامعیت وجودی عوالم به شمار می‌آید.

  • مشاهده هماهنگ همه ابعاد شیء:

بر اساس همین جامعیت، در نگاه اسمایی همه ابعاد یک شیء با هم دیده می‌شوند. ابعاد مختلف یک موجود جدا از هم و پراکنده فهم نمی‌شوند، بلکه در یک هماهنگی و انسجام واحد مشاهده می‌شوند. در این نگاه، همه ابعاد شیء دارای آهنگ واحدند و هر بعد در نسبت با سایر ابعاد معنا پیدا می‌کند.

  •  توازن و تقارن در اشیاء:

از دیگر ویژگی‌های نگاه اسمایی این است که اشیاء دارای توازن و تقارن‌اند. یعنی در هر شیء، توازن دیده می‌شود و تقارن قابل مشاهده است. این توازن و تقارن صرفاً امری عرضی نیست، بلکه از ساختار وجودی شیء ناشی می‌شود. از این منظر، هر شیء در جای خود متوازن و متقارن است و اجزای آن با یکدیگر تناسب دارند.

  •  نسبت‌های وجودی میان شئون یک مظهر:

در نگاه اسمایی، میان شئون یک مظهر، نسبت‌های وجودی برقرار است. یعنی شئون یک موجود، اموری مستقل و بریده از هم نیستند، بلکه نسبت‌هایی وجودی‌اند که میان آن‌ها ارتباط برقرار است. این شئون از ذات واحد آن موجود سرچشمه می‌گیرند و هر شأن در پیوند با شأن دیگر معنا می‌یابد.

برای نمونه، احساس، تخیل، تعقل، افعال و ملکات انسان، همگی نسبت‌هایی از ذات واحد نفس ناطقه‌اند. بنابراین در این نگاه، برای شئون گوناگون استقلال جداگانه‌ای فرض نمی‌شود، بلکه همه آن‌ها به یک حقیقت واحد بازمی‌گردند و از آن صادر می‌شوند. این نحوه فهم، تنها در نگاه وجودی قابل ادراک است.

  •  رابطه ظهور و بطون در عوالم:

نکته مهم دیگر این است که در نگاه اسمایی، رابطه عوالم صرفاً رابطه طولیِ علت و معلول نیست. البته در نگاه حکمی، عالم ماده، عالم مثال، عالم عقل و حضرت حق در امتداد یکدیگر و در نسبت طولی فهم می‌شوند و علیت و معلولیت در آن معنا دارد. اما در نگاه اسمایی، سخن از رابطه ظهور و بطون است.

در این تلقی، مرتبه نازل‌تر، ظاهر مرتبه عالی‌تر است و مرتبه عالی‌تر، باطن مرتبه نازل‌تر. بنابراین عوالم، صرفاً در یک سلسله طولی قرار ندارند، بلکه رابطه آن‌ها رابطه ظهور و بطون است. در مجموع، خداوند باطن همه هستی است و عالم هستی، ظهور او و مظهر اسم «الظاهر» به شمار می‌آید.

  •  بی‌زائد و بی‌خاصیت نبودن هیچ شیء:

از دیگر اصول نگاه اسمایی آن است که هیچ شیئی زائد و اضافه نیست. در عالم هیچ موجودی بی‌خاصیت و بی‌فایده نیست، بلکه هر شیء به حکمت الهی و به‌جا آفریده شده است. هر موجود مفید است و فایده دارد، و از این جهت مظهر اسم «نافع» الهی است.

بنابراین در عالم هستی چیزی به نام زوائد و اضافات بیهوده معنا ندارد. هر شیء قابل استفاده و دارای اثر است. هر موجود تار و پودش از اسماء الهی ساخته شده و از این جهت، هیچ شیئی در عالم زائد و بی‌اثر نیست.

  •  ماندگاری و بقای اشیاء:

در نگاه اسمایی، اشیاء ماندگارند و مظهر اسم «الباقی» هستند. زوال و نابودی به معنای از بین رفتن حقیقت اشیاء نیست. آنچه از میان می‌رود، حدود و تعینات است؛ تعینات کم می‌شود یا کنار می‌رود و جنبه‌های ماهوی اشیاء کاهش می‌یابد، اما حقیقت وجودی آن‌ها باقی است. از این رو، هر شیء که آفریده شد، در حقیقت به بقاء و ابدیت متصل است و مظهر ابدیت و سرمدیت حضرت حق می‌شود. بنابراین در این نگرش، حقیقت اشیاء نابودشدنی تلقی نمی‌شود، بلکه باقی و پایدار فهم می‌شود.

  •  اصول، فروع و ارکان هر شیء:

در ادامه بیان می‌شود که هر شیء دارای اصول، فروع و ارکان است. فروع یک شیء از اصول آن سرچشمه می‌گیرند و به اصل بازمی‌گردند. به بیان دیگر، ساختار هر شیء ساختاری واحد و منسجم است و اجزای آن با یکدیگر رابطه‌ای درونی و هماهنگ دارند.

در نتیجه، هر شیء یک نظام واحد است و میان اجزای آن ارتباط، هماهنگی و توازن برقرار است. این انسجام باعث می‌شود که شیء به‌صورت یک کل منظم فهم شود، نه مجموعه‌ای پراکنده از اجزای بی‌ارتباط.

  •  هر شیء به‌عنوان یک نظام مستقل:

هر شیء خود یک نظام است. یعنی تنها مجموعه اشیاء نیست که نظامی را پدید می‌آورد، بلکه هر شیء به‌تنهایی یک نظام کامل به شمار می‌آید. البته مجموعه اشیاء نیز خود مجموعه‌ای از نظام‌هاست، اما در درون هر شیء نیز یک نظم درونی و مستقل وجود دارد.

از همین رو، هر نظامی دارای نظم‌دهنده و مدبر است. این نکته نشان می‌دهد که در نگاه اسمایی، نظم درونی و ساختارمند بودن موجودات از اساس مورد توجه قرار می‌گیرد و هیچ شیء به‌صورت بی‌سامان و رها دیده نمی‌شود.

  •  امتداد وجودی از ذات تا فعل:

نکته پایانی این است که در نگاه اسمایی، اشیاء دارای امتداد وجودی‌اند. هر شیء از ذات آغاز می‌شود، در صفات امتداد می‌یابد و در افعال ظهور پیدا می‌کند. یعنی هستی هر موجود تنها یک نقطه ثابت نیست، بلکه دارای کشش و امتداد است و این امتداد از مرتبه ذات آغاز می‌شود و تا مرتبه فعل ادامه پیدا می‌کند. این همان نظمی است که در ساحت حضرت حق نیز قابل مشاهده است؛ یعنی ذات الهی، سپس صفات و آنگاه افعال. افعال حق تعالی همان عالم هستی‌اند و از این رو، عالم هستی امتداد ذات الهی به شمار می‌آید. 

گفتارهای مشابه