- مقدمه:
بهترین نگاه به عالم، نگاه وجودی و نگاه اسماعی به عالم است. برای آنکه دلیل بهترین بودن این نگاه روشن شود، لازم است ویژگیهای آن تبیین گردد.
- جایگاهگذاری و معناداری:
نگاه اسماعی، نگریستن به اشیا با اسماء الهی و تحلیل آنها بر اساس صفات الهی است. این نگاه، در واقع جایگاه همه اشیای عالم را مشخص میکند، رتبه و موقعیت وجودی آنها را تعیین مینماید و جغرافیای وجودی اشیا را روشن میسازد. بنابراین، یکی از ویژگیهای نگاه اسماعی، جایگاهسازی و موقعیتگذاری وجودی اشیاست.
ویژگی دوم این است که نگاه اسماعی به اشیا معنا میبخشد. این نگاه اشیا را از حالت پوچی خارج میکند و معنای حقیقی آنها را آشکار میسازد. به تعبیر دیگر، مخلوقات و مظاهر را معنادار میکند. هنگامی که گفته میشود چیزی مظهر اسم الهی است، همین معنابخشی در آن دیده میشود.
- تعیین ابعاد و قوت وجودی:
ویژگی سوم این است که در نگاه اسماعی، همه ابعاد یک شیء با اسماء الهی طبیعی و وجودی میشوند. افعال، ویژگیها، صفات، ذات، میان، قوا، ادراکات و حالات هر شیء، همگی در نسبت با اسماء الهی فهمیده میشوند. بنابراین، نگاه اسماعی به هر شیء قوت وجودی و استحکام وجودی میدهد و آن را به اسماء الهی متصل میکند.
- وسعتبخشی و ساختارسازی:
ویژگی بعدی، وسعتبخشی و ظرفیتبخشی است. با نگاه اسماعی، هر اسم نوعی وسعت وجودی و ظرفیت وجودی به اشیا میدهد. هر اسم، قوتی خاص در وجود اشیا ایجاد میکند و این حقیقت تنها با نگاه اسماعی فهمیده میشود. این ویژگیها در واقع قاعدههایی برای فهم اسرار الهی هستند.
ویژگی دیگر، ساختارسازی است. با نگاه اسماعی، ساختار اشیا و تار و پود آنها روشن میشود. ساختارهای اشیا از اسماء الهی فهمیده میشوند و هر شیء، ساختار وجودی ویژهای دارد که تجلی اسماء الهی است. این ساختارها در غیر نگاه اسماعی آشکار نمیشوند.
- قلمرو وجودی و جنبههای وجودی:
ویژگی دیگر نگاه اسماعی، قلمروسازی است. هر شیء با اسماء الهی، قلمرو وجودی پیدا میکند و تعین و تشخص خاص مییابد. این قلمرو میتواند در ساحت جسمی، روحی، میان، ادراکات و ملکات بررسی شود.
از ویژگیهای دیگر این نگاه آن است که نگاه اسماعی فقط ناظر به جنبههای وجودی اشیاست. در این نگاه، شیئیت شیء، حقیقت شیء، ذات شیء و روح شیء دیده میشود. در نگاه اسماعی، جنبههای وجودی اشیا قابل رؤیت میشوند، در حالی که در غیر این نگاه، آن جنبهها دیده نمیشوند.
- تعیّن و هویت ظهوری و بطونی:
ویژگی هشتم این است که اسماء الهی به اشیا تعین میدهند. هر شیء، هر مرتبه، هر عضو، هر قوه، هر ادراک، هر میل و هر فعل، تعین اسمی از اسماء الهی است. پس تعینبخشی به اشیا، کار نگاه اسماعی است.
ویژگی نهم این است که همه اسماء الهی، هویت ظهوری و بطونی دارند. هر اسمی هم جنبه ظهور دارد و هم جنبه بطون. مثالهایی مانند «علیم»، «ظاهر»، «باطن» و «قدرت» در اینجا مطرح میشود. بر همین اساس، هر شیء نیز هم هویت ظهوری دارد و هم هویت بطونی؛ یعنی همواره بخشی از آن در مرتبه ظهور است و بخشی در مرتبه بطون. چون اسماء دمبهدم تجلی دارند، اشیا نیز در تردد میان ظهور و بطوناند.
- نو شدن پیوسته عالم:
ویژگی دهم این است که در نگاه اسماعی، عالم دمبهدم نو و جدید است. عالم کهنه و فرسوده نمیشود، زیرا هر لحظه خلق جدید در کار است. اسماء الهی پیوسته تجلی میکنند؛ علیم، ظاهر، باطن، جلال و جمال دمبهدم ظهور دارند. در نتیجه، ما با عالمی تازه و نو روبهرو هستیم و فرسودگی حقیقی در آن راه ندارد.
- در نهایت:
اگر انسان اینگونه به عالم نگاه کند، هیچ شیئی را کهنه و فرسوده نمیبیند. هر شیء را نو و جدید میبیند و آن را دم الهی و جلوهای از حق میداند.