- مقدمه:
معصومان مظاهر اسم «ولیّ» خداوند هستند و به اذن الهی توان و قدرت دخل و تصرف در نظام خلقت و تکوین را دارا میباشند. با این وجود، این بزرگواران غالباً از اعمال ولایت تکوینی و تصرف در عالم ماده و مخلوقات پرهیز میکنند و بسیار کمتر به سراغ معجزه و خوارق عادات میروند. پرسش اساسی این است که چه علل و عواملی مانع از استفاده پیوسته و دائمی معصومین از این قدرت وجودی میشود. برای پاسخ به این پرسش، توجه به مبانی زیر ضروری است.
- جایگاه معصومان به عنوان مظاهر اسم ولیّ الهی:
معصومان مظهر اتمّ و اکمل اسماء و صفات پروردگارند و خدای متعال اذن تصرف در پهنه آفرینش را به واسطه اسم شریف «ولیّ» به آنان عطا فرموده است. کسی که مظهر این اسم الهی باشد، از حیث مرتبه وجودی توانایی آن را دارد که به اذن پروردگار در نظام هستی، هم در حیطه اجسام و پدیدههای مادی و هم در حیطه نفوس و باطن انسانها، تصرف و دگرگونی ایجاد کند و احاطه و سلطه معنوی خویش را به ظهور برساند. آنان جلوهگاه اسماء جلالی حق نیز به شمار میآیند و به همین سبب، صلاحیت و نفوذ تصرف در تمام مراتب هستی را دارند.
- دلیل اول: عدم مشیت و نبود اذن الهی در تمام موارد:
نخستین و مهمترین عامل، اراده و مشیت الهی است. در موارد متعددی، تقدیر و خواست خداوند بر این تعلق نگرفته است که امور از مجرای ماوراءطبیعی و تصرفات غیبی پیش بروند. واقعه عاشورا و حماسه حسینی در کربلا گواه روشن این امر است؛ اراده الهی بر این بود که حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) در این رخداد عظیم به شیوه عادی و طبیعی عمل کند و برای دفع بحران یا غلبه بر دشمنان، از معجزه و ولایت تکوینی خود استمداد نجوید. بنابراین، در عموم موارد مشیت پروردگار بر این قرار ندارد که معصومین به صورت پیوسته دست به اعمال ولایت تکوینی بزنند.
- دلیل دوم: رعایت ادب حضور در محضر حق و مقام عبودیت:
مسئله ادب معالله و پاسداری از مرزهای عبودیت، مانع دیگری از تصرفات دائمی است. معصومان تا حد امکان از دگرگونسازی امور جاری خودداری میورزند؛ چرا که نظام عالم، تحت اراده و تصرف مستقیم خداوند مدبر است و ورودِ بیرویه به آن میتواند با کمال تسلیم و بندگی تنافی ظاهری یابد. شأن بنده در آن است که از ادای افعال ربوبی بپرهیزد و دست به دخل و تصرف نزند.
در این راستا، خداوند به مقتضای ولایت تکوینی خود حقایقی را در پاداش اعمال شایسته به اهل سعادت مرحمت میفرماید؛ در برزخ این حقایق به هیئت تمثیلات برزخی تجلی مییابند و در قیامت به صورت انوار معارف، حکمتها و تنزل حقایق عقلیِ آمیخته با لذتهای ژرف عقلانی ادراک میگردند.
- دلیل سوم: انحصار در اثبات حقانیت دین به درخواست هدایتجویانه مردم:
نشان دادن معجزه و کرامت همواره باید در پاسخ به تقاضای اهل حقیقت و به نیت هدایت، اتمام حجت و اثبات درستی رسالت و حقانیت دین الهی صورت گیرد. در هر موضعی که جامعه برای رسیدن به یقین و درک حق تقاضای دلیل فوقعادی نماید، معصومین به فراخور مصلحت از معجزه استفاده میکنند. اما اگر مخاطبان از روی لهو، سرگرمی، تفریح یا کسب مطامع و مقاصد دنیوی تقاضای تصرف غیبی داشته باشند، هرگز کرامتی ظاهر نخواهد شد. معصوم حتی زمانی که اجازه تصرف داشته باشد، تنها به پاس هدایت جامعه از آن بهره میبرد و عواملی چون خودنمایی، منافع مادی یا منیت در ساحت قدسی او راه ندارد.
- دلیل چهارم: لزوم حفظ سنتهای طبیعی و نظام اسباب و مسببات:
دخل و تصرف پیاپی در امور تکوینی، انتظام و کارکرد طبیعی جهان را از مدار حکمت خارج میسازد. سنت قطعی پروردگار بر این قرار گرفته است که معصومان نیز به عنوان الگوی انسانها، امور زیستی و روزمره خود را بر اساس همان نظام علل و اسباب طبیعی پیش ببرند؛ اگر تصمیم بر جابهجایی مکانی داشته باشند، به جای استفاده از طیالارض به شیوه معمول مسافرت میکنند؛ چنانچه بیمار شوند، به جای استشفای پیوسته با اعجاز، از دارو و تدابیر پزشکی بهره میجویند؛ و نیازهای اولیه جسمانی نظیر گرسنگی و تشنگی را با خوردن آب و غذا رفع مینمایند. از این رو، سازوکارهای معنوی نباید هرگز جایگزین نظام علت و معلولِ عالم ماده شوند و هر پدیدهای باید از مجرای طبیعی خود سامان یابد؛ کما اینکه جنیان نیز با وجود بهرهمندی از قوای ماورایی، مجاز نیستند هر زمان که بخواهند از این نیروها استفاده کنند.
- جمعبندی و نتیجهگیری:
بر این اساس، عدم بهرهگیری پیوسته از ولایت تکوینی به چند مبنای محکم متکی است:
۱. در دستهای از رویدادها، تصرف تکوینی مستلزم اذن جدیدی از سوی خداوند است که مشیت همیشه بر آن قرار نمیگیرد.
۲. در مواردی اذن عام وجود دارد اما معصوم برای حفظ سنت الهی، میان اعمال آن یا رفتار بر طبق روال طبیعی مخیر است.
۳. در عرصه اثبات دین و امور تکوینی، انتظام و کارکرد طبیعی جهان را از مدار حکمت خارج میسازد. سنت قطعی پروردگار بر این قرار گرفته است که معصومان نیز به عنوان الگوی انسانها، امور زیستی و روزمره خود را بر اساس همان نظام علل و اسباب طبیعی پیش ببرند؛ اگر تصمیم بر جابهجایی مکانی داشته باشند، به جای استفاده از طیالارض به شیوه معمول مسافرت میکنند.