آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • مفهوم اعیان ثابته در عرفان نظری

مفهوم اعیان ثابته در عرفان نظری

  •  تعریف اعیان ثابته و نسبت آن با اراده الهی:

آیه شریفه «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» بیانگر این است که هنگامی که خداوند اراده می‌کند چیزی را بیافریند، به محض خطابِ ایجاد، آن شیء مورد توجه و اراده حق قرار می‌گیرد و در عالم خارج تحقق می‌یابد. به این ترتیب، اعیان ثابته مخاطب خطابه الهی هستند؛ یعنی مورد توجه حق، مورد اراده حق، مراد حق و مخاطب حق قرار می‌گیرند. اعیان ثابته در حقیقت همان صور علمی الهی هستند و پیوند میان عالم علم الهی و عالم خارج از طریق همین اعیان ثابته برقرار می‌گردد؛ بنابراین وقتی خداوند اراده می‌فرماید، آن صورت علمی در عالم خارج انشا و ایجاد می‌شود.

  • حقیقت و جایگاه عین ثابته:

عین ثابته هر موجود، همان صورت علمی حق است که باطنِ عالم به شمار می‌رود. این صورت علمی از حیث عینیت با ذات حضرت حق، امری عارض بر ذات نیست، بلکه از شئون ذاتی حق بوده و از ذات الهی جدا نیست. عین ثابته شأن علمی حضرت حق است، نسبت عینیت با ذات الهی دارد، متأخر از ذات است و در مقام باطنِ وحدت (احدیّت) ظهور و تجلی دارد. این صورت با توجهِ ایجادی حق، برای خودِ حق آشکار می‌شود و با همان توجه، در سراسر عالم هستی لباس وجود و تحقق می‌پوشد.

  • تقاضای وجودی و تجلی متناسب با قابلیتِ قابل:

هر موجودی بر اساس ساختار ذاتی و بافت وجودی خود، دارای ویژگی‌های ذاتی خاصی است که به آن «عین ثابته» گفته می‌شود. بر پایه این ویژگی‌ها، موجودات دارای تقاضای وجودی هستند؛ یعنی تقاضای دریافت وجود و کمالات از جانب حق‌تعالی. خداوند متعال نیز دقیقاً متناسب با این تقاضاها بر آنان تجلی می‌کند. حق‌تعالی موجودات را بدون در نظر گرفتن طلب و خواست تکوینی‌شان مسخر اسماء خود نمی‌گرداند، بلکه متناسب با تقاضاهای وجودی‌شان، اسماء الهی را بر روح و حقیقت آن‌ها متجلی می‌سازد. از این رو، تجلی الهی همواره به اندازه قابلیت قابل است و تجلی حق با اسماءالله، پاسخ به تقاضاهای ذاتی موجودات به شمار می‌آید. این تقاضاها به زبان لفظی و لسانی نیست، بلکه به زبان حال و زبان وجود است و پاسخ الهی نیز پاسخی وجودی خواهد بود؛ زیرا هر چیزی در ذات خود اقتضائات، استعدادها و قابلیت‌هایی دارد که سرچشمه طلب و تقاضاست.

  • مثال تمثیلی: مهندس و ابعاد زمین:

این حقیقت را می‌توان به قطعه زمینی ۵۰۰ متری تشبیه کرد که مهندس ساختمان موظف است نقشه بنا را دقیقاً بر اساس ابعاد، زوایا و هندسه همان زمین طراحی کند. در این فرایند، مهندس تابع و متأثر از ابعاد زمین است؛ ویژگی‌های ذاتی زمین تعیین‌کننده نوع نقشه و ساختار بنا خواهد بود و زمین برنامه ساخت‌وساز را در چارچوب و قالب خود می‌گنجاند. اعیان ثابته نیز دقیقاً به همین صورت هستند؛ آن‌ها متناسب با ذاتیات و خصوصیات تکوینی خود، اسماءالله را طلب می‌کنند و تجلی حق بر آنان منطبق با همین ویژگی‌ها صورت می‌پذیرد.

  • تناسب تکوینی میان تقاضاها و تجلیات:

از آنجا که تقاضاها گوناگون و متفاوت هستند، تجلیات الهی نیز مراتب متفاوتی می‌یابند. تجلیات حق‌تعالی به سه دسته تجلیات ذاتی، صفاتی و افعالی تقسیم می‌شوند؛ از همین رو طلب‌ها و تقاضاها نیز در سه ساحت ذاتی، صفتی و افعالی قرار دارند. تنوع و کثرت تقاضاها نشان‌دهنده تفاوت استعدادها، قابلیت‌ها و ساختارهای گوناگون است. بر این اساس، نوع و شدت تجلیات کاملاً تابع نوع و شدت تقاضاهاست، و نوع و شدت تقاضاها نیز تابع نوع و شدت ذاتیات و ساختارهای وجودی است. در نتیجه، ساختارهای ازلی مشخص‌کننده نوع تجلی هستند و این ساختارها همواره از ازل در علم و ذات الهی حضور داشته‌اند.

  • اصل تبعیت: تبعیت اسماء و علم الهی از اعیان ثابته:

اسماء الهی تابع اعیان ثابته هستند و اصل تناسب تکوینی را رعایت می‌کنند. همان‌گونه که علم الهی تابع معلوم است و حق‌تعالی به هر نحوه از انحای وجودی اعیان ثابته علم دارد، اعیان ثابته نیز بر مبنای تقاضاهای وجودی خود فیض و کمالات را دریافت می‌کنند و این دریافت‌ها و تقاضاها در حقیقت همان اسماءالله هستند. بنابراین، حقیقت و عین ثابته هر شیء، اسماء الهی را از خداوند طلب می‌کند و پروردگار آن اسماء را تجلی می‌بخشد؛ بدین ترتیب عین ثابته، مظهر و تجلی‌گاه اسماءالله می‌شود و تجلی حق پس از تحقق قابلیت در قابل شکل می‌گیرد.

  • انطباق احکام الهی بر اعیان ثابته و قاعده ظهور عالی در دانی:

هرچند در علم الهی، تقاضا و تجلی امری واحد هستند و تفاوت آن‌ها صرفاً به اعتبار تطبیق با مظاهر است، با این حال حکم خداوند بر اساس علم اوست و علم حق تابع معلوم (اعیان ثابته) است؛ بنابراین احکام الهی نیز بر اساس اعیان ثابته و تابع آن‌ها رقم می‌خورد. به تعبیر دیگر، تجلی اسماء الهی مطابق با اقتضای اعیان ثابته صورت می‌گیرد و شأنی از شئون حق تابع شأن دیگر اوست؛ چرا که هم اعیان ثابته و هم اسماءالله از شئون حق‌تعالی هستند.

این امر برآمده از یک قاعده کلی در عرفان است: مرتبه عالی، در مقام ظهور بخشیدن به خود در مرتبه نازله، باید تابع مقتضیات و حدود مرتبه دانی باشد؛ درست همان‌طور که در مراتب ادراکی انسان، مرتبه عقل تابع خیال، خیال تابع حس، و حس تابع مدرَکات خارجی است. هنگامی که حقیقتی برتر اراده می‌کند در مرتبه‌ای پایین‌تر متجلی شود، باید با رعایت خصوصیات و حدود آن مرتبه نازله ظهور یابد. از این رو، اسماءالله در مقام تعین علمی تابع تعینات اعیان ثابته هستند و در عالم عینی و خارج نیز تجلی اسماء تابع ویژگی‌ها و خصوصیات اشیای خارجی خواهد بود.

  • ذاتیات اشیاء و منشأ تفاوت در تجلیات:

تبعیت تجلیات از تعینات اعیان ثابته یک اصل بنیادین است. تعینات هر عین ثابته همان ویژگی‌ها و خصوصیات ویژه آن است و هر عین ثابته‌ای تعین مخصوص به خود را دارد که تجلیات اسمائی متناسب با همان جنبه‌های امکانی تحقق می‌یابند. ذاتیات اشیاء در عالم هستی با یکدیگر متفاوتند؛ به عنوان نمونه، برودت و خنکی از ویژگی‌های ذاتی آب است، حرارت و سوزانندگی از ذاتیات آتش است و هر گیاه و موجودی خواص منحصر‌به‌فرد خود را دارد. این تفاوت در ذاتیات، منشأ پیدایش تفاوت در تجلیات الهی می‌گردد. جنبه‌های وجودی (که همان اسماءالله هستند) در مقام تجلی، تابع جنبه‌های امکانی و ظرفیت قابل هستند، هرچند در ساحت علم الهی، جنبه‌های امکانی و وجودی دارای وحدت و عینیت‌اند.

  •  زبان تقاضای اشیاء و غایت ساختارهای ازلی:

زبان تقاضای هر عین ثابته، همان حقیقت و ویژگی‌های ذاتی اوست. ذاتیات هر موجود زبان تقاضا و طلب او از خداوند به شمار می‌آید؛ برای نمونه، ذات فرشتگان، تسبیح و اطاعت است و متناسب با همین ذاتیات، خداوند بر آن‌ها تجلی می‌فرماید. این ذاتیات دارای هویت علمی در ذات و علم حق هستند و بر اساس همین هویت، تقاضای وجودی دارند. در نهایت، ساختارهای وجودی و اعیان ثابته که از ازل در علم الهی ثبوت داشته‌اند، تعیین‌کننده مسیر و چگونگی تجلیات فیض الهی در تمامی ساحت‌های آفرینش خواهند بود.

گفتارهای مشابه