- الفاظ ادراکی در قرآن:
این محتوا، در ارتباط با الفاظ و عباراتی است که در قرآن، در موضوع ادراک بهکار رفتهاند؛ یعنی هم الفاظ با معنای ادراکی هستند.
- ظن و حساب:
از جمله، کلمه ظن یا زن به معنای گمان است؛ یعنی تصدیق غیر یقینی. هنگامی که مطلبی یقینی نیست، اما انسان آن را میپذیرد، به آن `ظن` یا گمان گفته میشود. شبیه به همین، حساب نیز هست که به معنای حساب کردن است و این هم در مرتبهای از تصدیق غیر یقینی در موارد عرفی بهکار میرود.
- شعور و مشاعر:
واژه شعور بر ادراکات حسی پنجگانه اطلاق میشود و مشاعر نیز از همین ریشه گرفته شده است. ادراک دقیق حسی را همان شعور میگویند. هنگامی که این واژه در ادراکات حسی به کار میرود، مراد همان دریافت دقیق حسی است.
- ذکر و حضور صورت علمی:
ذکر یعنی حاضر کردن آن صورت علمی پس از آنکه غایب شده بود. اگر این صورت از صفحه ذهن محو شده باشد و دوباره آن را حاضر کنیم و به یاد آوریم، این حالت ذکر است. پس حضور صورت علمی، نوعی ادراک بهشمار میآید.
انسان از طریق شعور، ادراک حسی پیدا میکند و با ظن نیز نوعی ادراک پیدا میکند، اما این ادراک یقینی نیست. همچنین نگهداری صورت علمی در ادراک، همان ذکر است؛ یعنی صورت علمی را حفظ میکنیم و نمیگذاریم فراموش شود و آن را از صفحه ذهن خارج نمیکنیم.
- معرفت:
کلمه معرفت به تصدیق صورتی گفته میشود که آن را درک کردهایم. یعنی آن صورتی را که ادراک کردهایم، هنگامی که با آنچه در حافظه ما هست تطبیق میکنیم، میگوییم معرفت حاصل شده است.
- فهم:
فهم نیز عبارت است از انفعال ذهن انسان پس از ادراک یک حقیقت خارجی. یعنی پس از آنکه حقیقتی را درک کردیم و از درون متأثر شدیم، این حالت ذهن را فهم مینامند.
- فقه:
فقه به ادراکاتی گفته میشود که عمیق، مستقر و تثبیتشده باشند؛ یعنی یک صورت علمی را هنگامی که درک کردیم و سپس در ذهن ما مستقر شد و عمق پیدا کرد، به آن فقه میگوییم.
- درایت:
درایت نهایت دقت در تثبیت یک صورت علمی و استقرار آن است؛ یعنی هنگامی که صورت علمی مستقر شد و در ما تثبیت گردید، آن دقت نهایی در آن صورت علمی را درایت مینامند.
- یقین:
برای کشف خصوصیات علمی یقین، آن قوت ادراک که قابل تغییر و زوال نباشد، یقین گفته میشود. هنگامی که به این مرتبه برسیم، یعنی قوّتی در ادراک پیدا شده است که دیگر قابل تغییر نیست.
- فکر و رأی:
فکر، سیر در معلومات برای کشف مجهولات است. رأی نیز در امور عملی به کار میرود؛ یعنی تصحیحی که در اثر اندیشیدن به دست میآید، مربوط به عمل است. در امور تکوینی نیز به آن رأی گفته میشود؛ پس رأی در مورد عموم تکوین نیست.
- علم و منع نقیض:
ظن و گمان در یک حد قرار دارند و تصدیق یک صورت علمی را میرسانند. اما در اینجا، هنگامی که گفته میشود علم، مراد همان ادراکی است که مانع از نقیض آن باشد؛ یعنی هنگامی که چیزی را فهمیدیم، نقیض آن را نمیپذیریم و از ورود آن جلوگیری میکنیم.
- حفظ:
حفظ عبارت است از ضبط صورت علمی، بهگونهای که زوال و تغییر در آن نباشد. هنگامی که صورت علمی را درک کردیم، آن را ضبط میکنیم تا دگرگونی و از بین رفتن در آن راه پیدا نکند. حفظ نیز همین معنا را دارد.
- حکمت:
حکمت این است که صورت علمیِ محکم و مطمئن را داشته باشیم. این واژه از حکیم گرفته شده است. حفظ نیز از حفیظ گرفته شده است.
- عبرت و شهادت:
عبرت نیز عبارت است از آگاهی نسبت به جزئیات و روشن شدن صورت علمی با جزئیات آن. شهادت یعنی رسیدن به خود شیء با حواس ظاهری یا باطنی؛ یعنی چیزی را آنگونه که هست، مشاهده کنیم. در اینجا گواهی و شهود مطرح است.
- پیوند این الفاظ با اسماء الهی:
در میان این الفاظی که نام برده شد، پنج لفظ هستند که برای خداوند نیز به کار میروند: علم، حکمت، شهادت، حفظ و عبرت. این الفاظ از اسماء الهی گرفته شدهاند؛ علیم بودن خداوند، حکیم بودن او، شاهد بودن خداوند، حافظ بودن او و خبیر بودن خداوند در این معانی منعکس است. پس اینها در واقع همان اسماء الهی هستند که ما نیز آنها را به کار میگیریم.
بنابراین، الفاظی که در قرآن در مورد ادراک به کار گرفته میشوند، همگی هویت علمی دارند، با تفاوتهایی در جزئیات آنها. از میان اینها، آن پنج موردی که ذکر شد، یعنی علم، حکمت، شهادت، حفظ و عبرت، برای خداوند نیز به کار گرفته میشوند.