آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • شرح ابعاد گوناگون فرایند ادراک انسانی و جایگاه حضور معلوم نزد عالم

شرح ابعاد گوناگون فرایند ادراک انسانی و جایگاه حضور معلوم نزد عالم

  • حضور و ظهور معلوم نزد عالم:

نکات و دقایق مربوط به فرآیند ادراک بر این پایه استوار است که ادراک، عبارت از حضور و ظهور معلوم نزد عالم است؛ حضوری که در ساحت درونی تحقق می‌پذیرد. هر آنچه انسان ادراک و فهم می‌کند، حقیقتِ معلوم در درون و نزد ذات او حاضر می‌گردد. معلوم به ذات، در جان و روان ما قرار می‌گیرد، با روح ما ارتباط و پیوند برقرار می‌سازد و میان آن‌ها اتحاد و وحدت وجودی پدید می‌آید؛ از این رو، حقیقتِ ادراک همان حضور و ظهور است.

  • سنخیت و تناسب میان عالم و معلوم:

برای تحقق این پیوند، ضرورت دارد میان عالم و معلوم سنخیت برقرار باشد؛ به این معنا که معلوم باید از تجرد برخوردار باشد تا زمینه ادراک فراهم آید و در پرتو تناسب میان عالم و معلوم، اتحاد وجودی به وقوع بپیوندد.

  • مراتب صورت‌های علمی و تجرد آن‌ها:

صورت علمی، خواه مثالی (خیالی) باشد و خواه عقلی، دارای حقیقت علمی است. هر دو مرتبه مجرد و غیرمادی‌اند و عاری از استعداد و خصوصیات ماده هستند. صورت خیالی و مثالی، تجرد از ماده و جسم دارد و صورت عقلی، از ماده و تمام عوارض مادی مجرد است؛ همان‌گونه که نفسِ پذیرنده این صور مجرد است، مبدأ و حقیقتی نیز که این حقایق را القا و متجلی می‌سازد، از تجرد برخوردار است؛ از این جهت، میان عالم و معلوم سنخیت تام حاکم است. عقل مفارق که این صورت‌ها را انشا می‌کند مجرد است، نفسِ قبول‌کننده مجرد است و صورتِ ادراکی نیز از تنزه و تجرد بهره‌مند است.

  • ادراک به مثابه سیر در عوالم:

حقیقت ادراک، سیر و حرکتی درونی است. انسان به واسطه ادراک حسی، در آفاق و عالم جواهر و اعراض سیر می‌کند. در مرتبه تخیل، این سیر در صورت‌های برزخی و مثالی جریان دارد؛ بنابراین انسان با قوه خیال در عالم برزخ، با حواس پنج‌گانه در عالم ماده، با عقل در عالم جبروت و غیب، و با قلب در اسماء و ذات الهی سیر می‌نماید. ادراک، مجرای پیوند انسان با ساحت‌های مختلف هستی است و هر آنچه ادراک می‌شود، مجالی برای سیر انسان در آن مرتبه فراهم می‌آورد.

  • راه‌های سیر: ادراک و حرکت جوهری:

پیوند با عالم غیب و ملکوت، از دو طریق حاصل می‌شود: یکی از مسیر سیر ادراکی و دیگری از طریق حرکت جوهری.

  • نسبت اراده، تعلق و ادراک:

هر آنچه در حیطه ادراک انسان درآید، بدان تعلق می‌یابد و در ساحت جان او جای می‌گیرد و عالم و مرتبه وجودی او را رقم می‌زند. ادراک حقایق، به روح انسان تعین، تشخص و درجه وجودی می‌بخشد. اموری که پیوندی با ذات انسان ندارند، تنها در صورتی ادراک می‌شوند که انسان توجه و اراده خویش را بدان‌ها معطوف سازد؛ بر این اساس، ادراک وابسته به اراده و توجه است، هرچند ماهیتاً با آن تفاوت دارد. ادراک، از سنخ علم و منسوب به اسم علیم است، در حالی که خواستن، از شأن مشیت و اراده و تجلی دیگری از اسماء الهی است.

  • معیت، سنخیت و تنزه عالم و معلوم:

حقیقت ادراک مبتنی بر طهارت و تجرد است؛ مُدرِک، مُدرَک و صورت علمی همگی مجردند و این سنخیت ذاتی، سبب همراهی و معیت آن‌ها می‌گردد؛ چراکه دو حقیقت بدون وجود سنخیت و تناسب، امکان معیت نخواهند داشت.

  • قابلیت جهان هستی برای معلوم‌شدن نزد نفس:

تمام مراتب هستی این استعداد را دارند که برای نفس ناطقه انسانی معلوم گردند. هرگاه انسان اراده و توجه کند، آن حقایق معلومِ بالذاتِ نفس می‌شوند و جهان عینی به جهان انسانی تبدیل می‌گردد؛ به گونه‌ای که اگر انسان کل هستی را ادراک نماید، سعه و وسعت وجودی او هم‌سنگ و هم‌اندازه کل عالم خواهد شد.

  •  سعه وجودی نفس به اندازه معلوم:

وسعت و دامنه نفس ناطقه انسان، تابع اندازه و شأن معلومِ آن است. هر اندازه معلوم از وسعت، شرافت، لطافت، جامعیت و تجرد بالاتری برخوردار باشد، ادراک عقلیِ آن به روح آدمی سعه وجودی گسترده‌تری می‌بخشد و نفس با آن حقیقت هم‌تراز می‌گردد.

  • مراتب وسعت ادراک: از حس تا شهود حق:

بر این مبنا، ادراک امور مجرد با ادراک صور خیالی و حسی تفاوت بنیادین دارد. ادراک عقول کلیه برتر از درک امور مثالی است و وسعت وجودی والاتری به انسان اعطا می‌کند، و ادراک اسماء الهی و اعیان ثابته در پیشگاه ذات حق، بالاترین مرتبه گستردگی را به ارمغان می‌آورد. انسان به میزان شرافت و گستره معلوم خویش عظمت می‌یابد؛ آن‌گاه که انسان با حواس مادی به ادراک اعراض می‌پردازد، نازل‌ترین وسعت را تجربه می‌کند؛ با ادراک صور برزخی، نفس گسترش بیشتری می‌یابد؛ با ادراک معانی و حقایق عقلی به سعه‌ای عظیم می‌رسد، و چنانچه توفیق شهود و معرفت ذات حق را به قدر طاقت خویش بیابد، به سعه وجودی بی‌نهایت نائل خواهد شد؛ زیرا در تمامی این مراحل، قاعده اتحاد عالم و معلوم برقرار است. ادراک، سیر انسان در عوالم مجرد و کمالی است و این مبانی دهگانه، شاه‌کلیدهای معرفت نفس و سلوک علمی به شمار می‌روند.

گفتارهای مشابه