آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

تناسخ

  • طرح مبحث تناسخ در معرفت نفس و معاد:

یکی از مباحثی که در معرفت نفس و همچنین در مبحث معاد مطرح می‌شود، بحث تناسخ است. نفس پس از آنکه بدن مادی خود را ترک کرد، چنانچه در بدن جمادی، نباتی، حیوانی و یا انسان دیگری حاضر شود، به این حالت تناسخ می‌گویند. در حقیقت نفس ناطقه به غیرِ خود تعلق پیدا می‌کند، اما باید توجه داشت که هر تعلقی به غیر، تناسخ شمرده نمی‌شود. به‌طور کلی چند قسمت تناسخ در حکمت مطرح است.

  • قسمت اول: تناسخ ملکی (باطل):

تناسخ ملکی است که امری باطل است. تناسخ ملکی بدین معناست که نفس انسان پس از ترک کالبد خویش، در بدن جماد، نبات، حیوان و یا انسانی دیگر حلول کرده و حاضر شود؛ به این پدیده تناسخ ملکی اطلاق می‌گردد که سراسر باطل است. این قسمت به اعتبار بدن مقصد، به چهار شاخه تقسیم‌بندی می‌شود:

حضور نفس در بدن انسانی دیگر، «تناسخ» نامیده می‌شود.

 حضور نفس در کالبد جمادات، «تراسخ» نام دارد.

 حضور نفس در کالبد نباتات، «تماسخ» خوانده می‌شود.

 حضور نفس در کالبد حیوانات، «تفاسخ» نامیده می‌شود.

این چهار مورد زیرمجموعه تناسخ ملکی هستند که تمامی آن‌ها از دیدگاه حکمت و شرع باطل می‌باشند.

  • قسمت دوم: تناسخ ملکوتی (حق):

قسمت دوم، تناسخ ملکوتی است که امری حق و پذیرفته‌شده است. بدین صورت که نفس بر اساس ملکات وجودی خویش و به واسطه قوه خیال، بدن‌هایی را انشاء و ایجاد می‌نماید و سپس درون آن کالبدها حاضر و ظاهر می‌گردد؛ به این مرتبه، تناسخ ملکوتی گفته می‌شود. انشای بدن‌های ملکوتی کاملاً منطبق بر ملکات شخص است؛ خواه این ملکات از زمره فضائل و نیکی‌ها باشند و خواه از رذائل و بدی‌ها. نفس به مدد قوه خیال خویش کالبدهایی را متناسب با این ویژگی‌ها پدید می‌آورد و در آن‌ها ظهور پیدا می‌کند. قوه خیال شأن انشائی دارد؛ بدین معنا که نفس در مرتبه خیال، انشای خیالی انجام داده و بر اساس صفات و باطن خود، ابدان برزخی و خیالی را پدید می‌آورد. بنابراین به وسیله قوه خیال، انشای ابدان صورت گرفته و نفس در آن‌ها حاضر می‌شود.

  • قسمت سوم: تناسخ سریانی ملکوتی:

قسمت سوم، تناسخ سریانی ملکوتی است. این حالت هنگامی رخ می‌دهد که شخص از مبدأ وجودی خویش، کالبدهایی مادی و طبیعی را در عالم طبیعت انشاء و ایجاد کند. هدف از آفرینش و انشای این ابدان، یاری‌رسانی و دستگیری از مردم است؛ به این معنا که صاحب کمال با کالبدهای خلق‌شده به یاری بندگان می‌شتابد. پیدایش این بدن‌ها صرفاً با توجه و اراده مستقیم نفس صورت می‌گیرد و وابستگی به ملکات عادی فرد ندارد، بلکه ریشه در قدرت روحی، قوت وجودی و تجرد بالای نفس ناطقه دارد.

  • تجلی تناسخ سریانی در سیره امیرالمؤمنین (ع) و مقام ابدال:

نقل شده است که حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در یک شب، چهل بدن را در همین عالم طبیعت انشاء فرمودند و با هر یک از آن کالبدها به‌طور هم‌زمان در چهل مجلس و ضیافت حاضر شده و به منزل چهل تن از یاران خود رفتند. این واقعه بر پایه همین تناسخ سریانی ملکوتی و قدرت بر انشای بدن طبیعی است.

در اصطلاح به دارندگان چنین مرتبه‌ای «ابدال» می‌گویند؛ چرا که آنان توانایی انشای کالبد مادی در عالم طبیعت را دارند و می‌توانند با حضور در نقاط مختلف، به امداد و دستگیری از خلق بپردازند.

  •  شاخه‌های تناسخ سریانی: ابدان طبیعی و برزخی:

فراتر از انشای بدن طبیعی، امکان انشای بدن برزخی نیز وجود دارد. انسانی که از قوت وجودی بالاتری برخوردار است، می‌تواند با التفات و اراده نفسانی خویش، کالبدهایی را در عالم ملکوت خلق کند و بدین ترتیب در پهنه ملکوت سریان یابد.

بر این اساس، تناسخ سریانی ملکوتی به دو بخش عمده تقسیم می‌شود:

1. انشای ابدان مادی و طبیعی در خودِ عالم ماده و طبیعت توسط نفس برای اهداف مختلف.

2. انشای ابدان برزخی و مثالی در عالم ملکوت؛ به طوری که سالک با آن ابدان مثالی در عالم ملکوت سیر انفسی خویش را پی می‌گیرد و چه‌بسا هزاران کالبد انشاء نماید. چنانچه پیرامون احوال برخی از اهل معرفت گزارش شده است که بر فراز مزارشان ابدال مثالیِ فراوانی از آنان مشاهده شده است که همگی از انشائات ملکوتی به شمار می‌آیند.

  • حقیقت توسل به اولیای الهی و نتیجه‌گیری:

حقیقت توسل به پیامبران الهی و ائمه اطهار (ع) نیز بر مبنای همین حقیقت شکل می‌گیرد. آن ذوات مقدسه با آنکه از حیات ظاهری و مادی دنیا رخت بربسته‌اند و در عالم برزخ مستقر هستند، هنگامی که انسان به ایشان متوسل می‌شود، این اقتدار وجودی را دارند که در صورت لزوم، بدنی مادی در عالم طبیعت انشاء نموده و مستقیماً به یاری متوسلان بشتابند. این تجلی شگفت‌انگیز، جلوه‌ای عینی از تناسخ سریانی ملکوتی و نشانی از درجات عالی اقتدار نفس ناطقه مجرد است.

گفتارهای مشابه