- تجلی اسماء و صفات الهی در تمام اشیاء و تمثیل درخت:
موضوع محتوا، تبیین توحید با تمثیل درخت است. خداوند متعال خود را در هر جلوهای معرفی و متجلی میکند و همهٔ اشیاء، آیات الهی هستند: «سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ»
همهٔ اشیاء آینه و تجلی حقاند؛ ظهور، آیت و آینهٔ حق هستند. از این رو، در هر شیئی میتوان به خداوند نگریست. هر موجودی از هر جهتی آیتی الهی است؛ یعنی هنگامی که به یک شیء نظر میکنیم، تمام زوایا، ابعاد، احوال وجودی، تمایلات، ادراکات و حالات گوناگون آن، مظهر اسماء و صفات الهی است. ویژگیهای ظاهری و باطنی وجودی هر پدیدهای، مظهر اسماء و صفات پروردگار به شمار میآید. ما بهعنوان نمونه، «درخت» را انتخاب کردهایم؛ زیرا درخت صنع حضرت حق، محل تدبیر الهی و محل ظهور حیات الهی است و اسم «الرب» و اسم «الحی» در آن تجلی دارد: «الحمد لله المتجلّی لخلقه بخلقه»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند که خداوند در هر شیء و با هر شیء تجلی کرده است. ظاهر اولیهٔ هر شیء، تجلی اسماء الهی است و در درون آن نیز احوال، تمایلات و ادراکاتی وجود دارد. بنابراین، حالات، تمایلات، ادراکات و افعال هر شیء، همگی جلوهٔ همان اسماء و صفات الهی هستند.
- ریشهٔ درخت و مظهر اسم «القیّوم»:
اصل و اساس درخت، ریشهٔ آن است. ریشه بنیاد درخت است که اگر نباشد، تنه، ساقه، شاخهها، برگها و میوهها هیچکدام به وجود نمیآیند و اگر نباشد، درخت بقا پیدا نمیکند. پس پیدایش و بقای درخت به ریشهٔ آن وابسته است.
ریشه ابتدا شکل میگیرد و نخست ساخته میشود؛ سپس ساقه، تنه، شاخهها، برگها و در آخر میوهها پدید میآیند. برگها در واقع محافظ میوه، شاخه و تنه هستند تا آنها از تابش مستقیم آفتاب محفوظ بمانند.
قوام و پایداری میوه در حقیقت به شاخه، قوام شاخه به تنه و قوام تنه به ریشه است. هیچ جزئی بهخودیخود قائم نیست، بلکه نسبت به ریشه قوام دارد. از این رو، ریشه مظهر قیومیت و اسم شریف «القیّوم» الهی است؛ همانطور که درخت مظهر حیات و اسم «الحی» و مظهر ربوبیت و محل تدبیر و ظهور حیات الهی است.
- تدریج و ترتیب در آفرینش درخت و نظام هستی:
شکلگیری درخت بهصورت ترتیبی و تدریجی است. در عالم هستی نیز پیدایش به همین شکل است؛ ابتدا قویترین و مهمترین عوالم، یعنی عالم عقل، پدید میآید؛ سپس عالم مثال و پس از آن عالم ماده شکل میگیرد. یعنی ایجاد، هم تدریجی و هم ترتیبی است. برای عالم هستی نیز چینش و ایجاد ترتیبی وجود دارد.
شکلگیری هر چیزی آغاز و پایانی دارد. در هر شیء، مسئلهٔ اسم «الأول» و «الآخر» متجلی است. ظهور آن، مظهر اسم «الظاهر» است و اجزای آن نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر دارند. نخستین جزء آن، مظهر اسم «الأول» و آخرین جزء آن، مظهر اسم «الآخر» الهی است.
- سیر از اجمال به تفصیل:
تمام قوای درخت در ابتدا در هسته و ریشه متراکم و فشردهاند؛ بنابراین، مظهر اسم «المجمل» هستند. یعنی تمام ابعاد درخت بهصورت متراکم و فشرده در ریشه و هسته حضور دارند و هویتی اجمالی دارند.
سپس این حقیقت انبساط و ظهور پیدا میکند و از اجمال به تفصیل میآید. از این رو، مظهر دو اسم «المجمل» و «المفصل»، یعنی تفصیلدهنده، است.
پدیدهها دارای دو بُعد اجمالی و تفصیلی و دو حالت باطنی و ظاهری هستند؛ از باطن به ظهور میآیند و مظهر اسم «الظاهر» و «الباطن» و مظهر اجمال و تفصیل میگردند. در عالم هستی نیز هر موجودی مرحلهٔ اجمال و تفصیل دارد و مظهر اسماء اجمال، تفصیل، اول و آخر است. تفصیل هر شیء، امتداد و ادامهٔ وجودی همان شیء به شمار میرود.
- تبیین وحدت و کثرت در پرتو تمثیل درخت:
درخت دارای تنهای واحد است که جلوهٔ وحدت الهی است و شاخههای فراوان و کثیر آن بر وحدت تنه استوارند؛ بدین معنا که کثرت بر پایهٔ وحدت استوار و باقی است. شاخه در کنار تنه قرار دارد؛ یعنی کثرت با وحدت همراه است، از وحدت جدا نیست و بر وحدت تکیه دارد.
یک اصل کلی در نظام خلقت حاکم است: هر جزئی که در عالم مهمتر است، وحدانیتر است. عوالم از عالم ماده به سوی حق و به سمت وحدت سیر میکنند؛ یعنی سیر عالم از کثرت به سوی وحدت است. در مقابل، تنزل در قوس نزولی از وحدت به سوی کثرت بوده است و در قوس صعودی، سیر از کثرت به سمت وحدت حق صورت میگیرد.
کثیرترین و نازلترین عالم، عالم ماده است و هرچه به سمت عوالم برتر پیش میرویم، وحدت افزونتر میشود؛ بهگونهای که عالم عقل، به دلیل دارا بودن بیشترین وحدت، اعلاترین عالم و عالم ماده، به سبب بیشترین کثرت، انزل مراتب وجود است. بدین ترتیب، حقیقت وحدت و کثرت با تمثیل درخت تبیین میشود.
- تقدم زمانی و وجودی اجزای اصلی:
ریشهٔ درخت بر تنه، ساقه، شاخه، برگ و میوه و بر تمام اجزای درخت تقدم زمانی دارد. در هر شیء، تقدم همواره با جزء اصلیتر است؛ همانگونه که در تکوین بدن انسان، اعضای اصلی مانند مغز و قلب زودتر از سایر اعضا ساخته میشوند. این یک قاعدهٔ عام در عالم است که هر پدیدهای که مهمتر و اصلیتر است، وجود آن بر سایر اجزا تقدم دارد. ریشهٔ درخت نیز در ایجاد، بر سایر اجزا تقدم زمانی دارد.
- بطون و ظهور؛ ریشه در مقام باطن و شاخهها در مقام ظاهر:
ریشه در عمق خاک پنهان و مخفی است، در حالی که شاخهها آشکار و ظاهر هستند. بنابراین، ریشه از جهت پنهان بودن، مظهر اسماء «الساتر» و «الباطن» است و شاخهها مظهر اسم «الظاهر» هستند. آنچه مخفیتر است، در حقیقت باطنیتر و آنچه باطنیتر است، محفوظتر است. ریشه در دل خاک محفوظ نگاه داشته میشود؛ همانطور که روح در کالبد جسم انسان محفوظ است. در واقع، عضوی که مهمتر است، هم پنهانتر و هم محفوظتر است.
- ثبات ریشه و حرکت شاخهها:
ریشه امری ثابت است، در حالی که شاخهها در فضا متحرک و در جنبش هستند. یک قاعدهٔ کلی وجود دارد که هر امر متحرکی بر پایهٔ یک امر ثابت استوار است و به آن قوام دارد. اگر ریشه نیز متحرک بود، شاخهها شکسته میشدند و کل درخت از جا کنده میشد. حرکت انسان و عالم نیز بر پایهٔ یک حقیقت استوار است که ثابت محض میباشد؛ یعنی حرکت انسان بر اساس ثبات حضرت حق استوار است و حرکت در پرتو ثبات معنا پیدا میکند. بنابراین، حرکت همواره از ثبات سرچشمه میگیرد.
- اتصال ذاتی اجزا و وحدت نظام جهان:
میان اجزای درخت اتصال ذاتی برقرار است و همین اتصال باعث وحدت و یکپارچگی درخت میشود. در نظام آفرینش نیز اجزای عالم ماده با یکدیگر پیوستگی دارند و عالم ماده را شکل میدهند. مظاهر عالم مثال نیز با هم پیوستهاند و همینطور عالم عقل پیوسته است. فراتر از آن، میان عوالم سهگانه، یعنی عقل، مثال و ماده، نیز اتصال و ارتباط وجود دارد و مجموع این عوالم یک عالم و یک جهان واحد را پدید میآورند.
این عوالم، مراتب گوناگون یک حقیقت واحد هستند و به دلیل پیوستگی درونی، ما با یک جهان واحد روبهرو هستیم. جهان واحد دارای نظام واحد است و نظام واحد، ناگزیر مدبّر واحد دارد.
- جریان حیات واحد در سراسر عالم:
حیات و آثار آن در سراسر درخت جریان دارد. نکتهٔ مهم این است که یک حیات واحد در کل درخت جاری است، نه آنکه در هر عضوی حیاتی جداگانه و مستقل حاکم باشد. اسم «الحی» در همهٔ اجزای درخت متجلی است. به همین ترتیب، در سراسر پهنهٔ عالم هستی نیز یک حیات واحد سریان و جریان دارد.
- اصل رتبهبندی و اصل چینش در آفرینش:
اصل رتبهبندی و ترتیب در ظهور اجزای درخت حاکم است؛ به این صورت که اجزایی که رتبهٔ بالاتری دارند، مانند ریشه، زودتر ظاهر میشوند. علاوه بر اصل رتبه، «اصل چینش» نیز در اجزای درخت جاری است. هر جزئی در جایگاهی خاص و مشخص چیده شده است و مکان ظاهری هر عضو، تناسب مستقیم با جایگاه وجودی آن دارد. در نظام کلان آفرینش نیز هر موجودی دقیقاً در جایگاه شایسته و حقیقی خود چینش یافته و مستقر شده است.