آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • ربوبیت
  • تبیین ارتباط خواسته‌های انسان با «اعیان ثابته» و نقش آنها در سعادت و شقاوت

تبیین ارتباط خواسته‌های انسان با «اعیان ثابته» و نقش آنها در سعادت و شقاوت

  • ولایت تکوینی و اسم «ولیّ»:

خداوند متعال دارای اسامی گوناگونی است که یکی از آن‌ها، «اسم ولیّ» است. اقتضای این اسم شریف، تسلط و تصرف بر تمام نظام هستی است؛ به این معنا که هم در نظام تکوین و آفرینش و هم در نظام تشریع و احکام تصرف می‌فرماید، و پروردگار بر مبنای همین اسم در هر دو ساحت تکوین و تشریع اعمال تصرف می‌کند. اساس آفرینش جهان بر پایهٔ ولایت الهی استوار است؛ ولایت تکوینی امری حقیقی و اصیل است و تمامی تجلیات ذات حق بر مبنای ولایت تکوینی ظهور می‌یابند و شریعت‌ها را پدید می‌آورند. در واقع، خلقت، ایجاد و پرورش تمام عوالم هستی، جملگی از مجرای ولایت تکوینی حق و تجلیات ناشی از آن نشأت می‌گیرند.

  •  پیوند عمیق میان خواسته‌های انسان و ولایت تکوینی:

تجلیات حضرت حق برای هر انسانی متناسب با خواستهٔ واقعی قلب و سرّ درون او جلوه‌گر می‌شود. ولایت تکوینی حق لحظه‌به‌لحظه و دم‌به‌دم، خود را در خواسته‌های وجودی ما نمایان می‌سازد. این نکته، حقیقتی بسیار بنیادین و والا است که میان ولایت تکوینی خداوند و خواسته‌های درونی ما رابطه‌ای قطعی، یقینی و ناگسستنی وجود دارد؛ بدین معنا که تصرفات تکوینی خداوند در نظام هستی، هماهنگ و منطبق با تقاضاها و خواسته‌های انسان واقع می‌شود و پیوندی بسیار ژرف میان اراده‌ها و تمایلات ما با ولایت تکوینی پروردگار برقرار است.

  • اصل محرمیت با حضرت حق:

هر اندازه انسان با عالم هستی و ساحت قدس الهی محرم‌تر شود، ظهور و تجلیات حق‌تعالی بر او فزونی می‌یابد. همان‌گونه که هر قدر پیوند و محرمیت میان زن و شوهر قوی‌تر و عمیق‌تر باشد، اسرار خویش را بیشتر برای یکدیگر آشکار می‌کنند، به همان نسبت نیز هرچه میزان محرمیت انسان با حق‌تعالی بیشتر شود، انس و تقرب او بالاتر رفته و خداوند متعال حقایق و اسرار بیشتری از هستی را بر قلب او متجلی می‌سازد. این قاعده‌ای بنیادین در ولایت تکوینی است که بر پایهٔ میزان محرم‌شدن عبد با معبود شکل می‌گیرد؛ به این معنا که راه‌یابی به اسرار و بطون ولایت تکوینی، مشروط و منوط به محرمیت با ذات اقدس الهی است.

  • تفاوت ولایت‌های اعتباری و تشریعی با ولایت تکوینی:

در شریعت و احکام اعتباری، انواع گوناگونی از ولایت تعریف شده است؛ نظیر ولایت قاضی بر محکوم‌علیه، ولایت شوهر بر همسر، ولایت فقیه بر جامعه، ولایت مجتهد بر مقلّد، ولایت مولا بر خدمتگزار و ولایت پدر بر فرزندان. تمام این موارد، سنخ‌هایی از ولایت‌های فقهی، قراردادی و اعتباری هستند. در مقابل، نوع بنیادین دیگری از ولایت وجود دارد که همان «ولایت تکوینی» است و بر رابطهٔ حقیقی و وجودی میان مخلوق و خالق دلالت دارد. پیوند وجودی انسان با کل نظام آفرینش، شاخه‌ای از ولایت تکوینی حق است؛ چراکه ولایت تکوینی ذات باری‌تعالی، شمول مطلق داشته و تمام ساحت‌های هستی را فرا گرفته است.

  •  پیوندهای تکوینی و مظهریت اسماء الهی:

ولایت تکوینی حق در قالب پیوندها و روابط تکوینی گوناگون در جهان ظاهر می‌شود؛ در واقع، هر پیوند تکوینی جلوه‌ای اختصاصی از ولایت تکوینی پروردگار است. از آن‌جا که ولایت تکوینی خداوند نامحدود و مطلق است، روابط تکوینی نیز نامتناهی خواهند بود و عالم هستی دارای بی‌شمار مجرای پیوند با حق‌تعالی است. هر اسمی از اسماء حسنای الهی که در جهان ظهور می‌یابد، در حقیقت نوعی پیوند تکوینی ویژه را آشکار می‌سازد؛ بنابراین، تعداد پیوندهای تکوینی در هستی، به شمار اسماء الهی است. از این رو، جلوه‌ها و آثار ولایت تکوینی را باید در تنوع این رابطه‌ها جست‌وجو کرد؛ مانند رابطهٔ ایجادی، رابطهٔ وجودی، رابطهٔ علمی، رابطهٔ تدبیری و ربوبیت. هرچه میزان محرمیت انسان با مبدأ هستی بیشتر گردد، اسرار عمیق‌تری از توحید و تجلیات گونه‌گون حق برای او پرده‌برداری می‌شود.

  • نقش اعیان ثابته در تجلیات الهی و جهت‌دهی به سرنوشت:

ولایت تکوینی، ساحت تصرف حضرت حق در حقایق اشیا است؛ تصرفی که بر مبنای اراده و اختیار الهی، اما کاملاً متناسب با ظرفیت، استعداد و «عین ثابت» هر انسانی به وقوع می‌پیوندد. اساس و مبنای سریان ولایت تکوینی حق نسبت به انسان، بر پایهٔ درخواست‌ها، گرایش‌ها و تقاضاهای وجودی او در مرتبهٔ عین ثابت است. انسان هرگونه افق و ساختار خواسته‌های خود را شکل دهد، خداوند نیز متناسب با همان ساختار و با احاطهٔ ذاتی و تکوینی خود بر او تجلی می‌فرماید. آفرینش و اعطای اصل توان و استعداد خواستن از جانب خداوند است، اما جهت‌دهی، تعیین نوع خواسته و گزینش مسیر بر عهدهٔ خود انسان است؛ از همین روست که در سرای آخرت، کارنامه و کتابی که انسان با تار و پود خواسته‌های وجودی خویش نگاشته است به او داده می‌شود تا با ندای «اقْرَأْ کِتَابَکَ» حقیقت اعمال و سعادت یا شقاوت برآمده از خواسته‌هایش را مشاهده کند.

گفتارهای مشابه