- آیین خاص و ربوبیت الهی:
این محتوا در رابطه با آیین خاص هر موجود بر اساس ربوبیت الهی است. هر موجودی آیین خاصی دارد و برای هر چیزِ او نظام خاصی وجود دارد. بر اساس این آیین خاص، همهٔ شئوناتِ آن موجود شکل میگیرد؛ بنابراین آیین خاص هر موجود، همان ربوبیت الهی برای تکمیل و هدایت آن شیء است.
- حقیقت و واقعیت اشیا:
عالم، واقعیت و حقیقت و تحقق دارد. حقیقت یعنی تحقق داشتن هر چیزی، و حقیقت هر چیز، هستی و وجود اوست. پس هر چیزی که تحقق و عینیت دارد، واقعیت دارد و واقعیت به وجود و هستی بازمیگردد؛ حقیقت اشیا، وجود اشیاست. سخن کسانی که میگویند واقعیت اشیا «نه وجود است و نه عدم» مردود است؛ هستی ها وجود و تحقق دارند.
- پیوستگی و ارتباط ذاتی هستیها:
نکتهٔ دوم آن است که هستیها به یکدیگر پیوستگی، ارتباط، اتصاد و اتحاد دارند و از ناحیهٔ هستیها تأثیر و تأثر برقرار است؛ یعنی به سبب همان وجود و هستی، اثر میپذیرند و اثر میگذارند. این نکتهٔ مهمی است که هستیها پیوستگی ذاتی دارند.
- هدفمندی و قاعدهمندی عالم:
هستیها بر اساس ضابطه، قاعده و هدف بهوجود میآیند و اتفاقی نیستند. هر آنچه خداوند آفریده «بالحق» آفریده است؛ یعنی هدفمند و قاعدهمند. پس هیچ موجودی در عالم هستی بر اساس شانس، اتفاق یا تصادف خلق نشده است. تجلی اسم حکیم در تمام عالم جاری است و هدفمندی هر چیز، جلوهٔ اسم حکیم است. هر چیز هدفی اولی، فردی و شخصی برای خود دارد که همان کمال فردی اوست؛ مانند درخت پرتقال که کمال فردیاش تولید پرتقال است. در کنار آن، یک هدف کلی نیز در مجموعهٔ عالم خلقت دارد که کمالِ خودش نیست، بلکه کمالِ کل مجموعه است. پس هر شیء هم هدفی شخصی دارد و هم هدفی کلی.
- حرکت جوهری و برنامهمند بودن موجودات:
همهٔ موجودات در کار و تلاش برای رسیدن به کمالاند و هر موجودی از نقص به کمال حرکت میکند؛ بر اساس همان «حرکت جوهری صدرایی». برای رسیدن به کمال، آیین و برنامهای دارد و روش خاصی را دنبال میکند. برای نمونه، درخت خرما برای کامل شدن خود برنامه دارد: خرما دادن او برنامهٔ خاصی میخواهد؛ جذب غذا برنامهٔ خاصی دارد؛ رشد و نمو برنامهٔ خاصی دارد؛ دفع سموم برنامهٔ خاصی دارد؛ صورتگری مواد به اشکال، نظام و آیین خاص خود را دارد؛ و تبدیل مواد به میوه نیز آیین خاصی دارد. در واقع هر عضو، آیین خاص خود را دارد و از رشد و نمو تا دیگر ویژگیها، همه دارای آیین خاصاند. همهٔ این برنامهمندیها جلوهٔ ربوبیت حضرت حق است؛ ربّیای که نظامسازی میکند و آیینپروری میکند.
- ارتباط ذاتی عالم هستی با انسان:
تمام عالم هستی با هم مرتبطاند و ارتباطی ذاتی، تکوینی، حقیقی و واقعی دارند. ما نیز با عالم هستی ارتباط و اتصاد داریم، نوعی اتحاد وجود دارد و با عالم هستی تطابق داریم. مجموعهٔ عالم هستی، مجموعهای بههمپیوسته و درهمتنیده است که اجزای آن با هم متطابق، هماهنگ و مرتبطاند. هماهنگکنندهٔ اجزای عالم ماده، مجردات عقلی، مفارقات و عقول کلیه هستند که برای «مُدَبِّراتِ امر»، امر هستند. هر موجودی بر اساس آن دستورالعمل و آیین تکوینی، در مسیر کمال، رشد و هدایت حرکت میکند.
- شریعت بهمثابه دستورالعمل الهی:
آیین شریعت نیز از دستورالعملهای خداوند است برای تنظیم رابطهٔ انسان با کل موجودات و مخلوقات. برنامههای شریعت برای تنظیم رابطهٔ انسان با خودش، با مراتب خودش، با خداوند، با دیگران و با کل عالم هستی است. به همین جهت این برنامه بر اساس متنِ تکوین و متنِ وجود تنظیم و طراحی شده و پشتوانهٔ آن، علم نامتناهی الهی است. برای همین تمام تشریعات به تکوینیات بازمیگردد، چراکه تمام تشریعات از تکوینیات برخاسته است. هر چیزی که از تکوینیات سرچشمه گرفته، به همانجا نیز بازمیگردد. علومی مانند حکمت، کارشان شناسایی وجود و زوایای وجود و متنِ عالم تکوین است.
- لزوم پیروی از آیین تکوینی و تقدیر الهی:
برنامهٔ الهی، برای تنظیم رابطهٔ انسان با تمام مخلوقات و با خود حضرت حق است. حرکت هر چیزی که از نقص به کمال میرسد، بر اساس آیین تکوینیای است که خداوند در نظام تکوین طراحی کرده است. این برنامه در حقیقت در متنِ اشیاء نهفته و نهادینه شده و تخطی و تخلف از آن امکانپذیر نیست و «خِلف» در عالم تکوین معنا ندارد. هر چیزی تکویناً قطعاً و یقیناً به هدف خود خواهد رسید، چون تحت تدبیر مستقیم ربوبیت الهی است.