- مسئله اصلی:
چگونه میتوان با امام زمان(عج) ارتباط برقرار کرد؟ راه ارتباط با آن حضرت چیست و کدها و کلیدهای آن کدام است؟
- مبنای نخست: شناخت حقیقت امام:
برای معنادار شدن ارتباط، ابتدا باید معرفت نظری به حقیقت امام پیدا کرد. حقیقتِ امام، روحِ اوست و حقیقتِ روحِ امام، اسماء الهی است. به همین جهت میفرماید: «نحن الأسماء الله»؛ آن حضرت حقیقت خود را بیان میکنند. تمامِ حقیقت امام، روح اوست و تمامِ حقیقتِ روح امام، اسماء الهی است؛ یعنی حقیقت امام ربط به ذات و اسماء الهی دارد.
- جسم و روح امام؛ محل امامت:
جسمِ امام تابعِ روحِ اوست و در امامتِ آن حضرت دخالتی ندارد. امامت مربوط به روح و جانِ امام است. روحِ او تمامِ وجود و تمامِ شخصیت اوست؛ روح امام با حقّ ارتباط دارد و عین اتصال و عین ارتباط با اشیاء است؛ پس در واقع روحِ امام هم با حق ارتباط دارد و هم با عالم.
- ارتباط با روح امام؛ ارتباط با ملکوت:
باید با روحِ امام رابطه برقرار کرد و قواعد ارتباط با روح را شناخت؛ که همان قواعد ارتباط با ملکوت است. روح امام، تمامِ غیب و تمامِ ملکوت است و تمامیتِ ربوّیت و الوهیت برای روحِ اوست. کدهای ارتباط با حقّ، همان اسماء الهیاند؛ کلیدهای ارتباط با حق، اسماء الهیاند که در روحِ امام تعیّن و تشخّص یافتهاند. بنابراین ارتباط با حقیقتِ روحانیِ امام، ارتباط با تمامِ حقیقتِ اشیاء است؛ زیرا امام حقیقتِ هر شیء است و هر که با روحِ او مرتبط شود، با حقیقتِ همه اشیاء یعنی با کلِ هستی ارتباط وجودی پیدا میکند.
- سنخیت و تناسب، شرط جلب توجه امام:
برای ایجاد ارتباط وجودی باید روحِ انسان با روحِ امام سنخیت و تناسب یابد تا او نیز به همسنخِ خود نظر و توجه کند. هر روحی به همسنخِ خود توجه دارد: هر چیز همسنخِ خود را جذب میکند؛ آب به آب، نور به نور و آتش به آتش توجه دارد. امام نیز به روحی نظر میکند که با روحِ او سنخیت و تناسب داشته باشد.
- زمینههای تناسب با روح امام:
زمینههای تناسب با روح امام، ملکات روحی، فضیلتها، عبادات و اعمالِ خیر است. امام خود، خیرِ مطلق و خیرِ کل و معدن و مبدأ هر خیری است و تمامِ حقیقتِ او خیرِ محض است. هر کس فضیلتی به دست آورد، در واقع شبیه و مشابهِ امام میشود. اگر انسان عملِ خیری را صادقانه، خالصانه و از روی صلح و تواضع انجام دهد، مورد توجهِ امام قرار میگیرد؛ مانند کمک به فقرا و سادات که فعلِ امام است.
- اخلاق نیک بهعنوان زمینه توجه:
خصلتهای اخلاقی همچون صدق، صلح، ادب، تواضع، احترام به دیگران، خضوع و خشوع، همگی زمینههای توجه به حق و اماماند؛ اینها تناسبِ روحی و معنوی پدید میآورند و نظرِ امام را جلب میکنند.
- نوع ربط: تکوینی و وجودی، نه اعتباری:
ربطِ ما به امام، ربطِ وجودی و حقیقی است، نه اعتباری. تمامیتِ وجودِ ما میتواند با تناسب، ربطِ تکوینی و وجودی به امام بیابد و از معنویت، نورانیت، علمِ غیب و مقاماتِ وجودیِ امام بهرهمند شود. دو جسم وقتی مرتبط میشوند که تناسب و سنخیتی میان آنها باشد.
- توجه و توحّد با پشتوانهی صدق و بندگی:
این ارتباط باید همراه با توجه و توحّدِ ما به روحِ امام باشد و با پشتوانهی صدق، صلح و پذیرشِ بندگی. توجهِ امام به هر روح، به ملکاتِ روحی و اعمالِ او بستگی دارد. انسانِ مؤمنی که اعمال را با صدق و سلامت، با اخلاص، بر اساس حبّ، با عشق و علاقه نه صرفاً بهعنوان تکلیف و بر پایهی عبودیت انجام میدهد، مورد توجهِ روحانیِ امام قرار میگیرد.
- قلبنگریِ امام:
امام به قلبِ هر کس و به عمقِ روح و ملکاتِ روحیِ او نظر میکند. هر کس با اعمالِ نیکی که صادقانه و از روی صلح، اخلاص و عبودیت شکل میگیرد عمل کند، امام به آن توجه و نظر میکند.
- توجه امام بهمثابه تجلی:
توجهِ امام در واقع تجلّیِ اوست و تجلّی مراتبی و درجاتی دارد؛ همچنان که تجلّیاتِ خداوند فعلی و اسمایی و ذاتی است (با اسماء فعلیه، وصفیه و ذاتیه تجلّی میکند). این تجلّی، روحِ مؤمن را شکل میدهد و به آن معنویت، ملکوت، حقیقت و مقاماتِ وجودی اطلاق میشود؛ در این تجلّیات معارف و مقاماتِ غیبی و شهودی نهفته است.
- نتیجه:
توجهِ امام به هر کس، متناسب با خُلق و ملکات او و صدق و صفای اوست.