- مقدمه:
این محتوا در ارتباط با انواع تقدم حقیقی است. تقدم یا اعتباری است یا حقیقی؛ بحث ما انواع تقدم حقیقی است. یکی از موضوعات مهم حکمت و فلسفه، بحث تقدم است که در فلسفه مطرح میشود و اقسامی دارد.
۱. تقدم زمانی:
اولین قسم، تقدم به زمان است؛ یعنی زمانی چیزی بر چیزی مقدم باشد. مثل تقدم بدن بر نفس: اول بدن هست و بعداً نفس پیدا میشود. میگویند پدر بر فرزند تقدم زمانی دارد، و جد نیز بر پدر تقدم زمانی دارد. این تقدم، تقدم زمانی است.
۲. تقدم رتبی:
قسم دوم، تقدم رتبی است؛ یعنی رتبهٔ چیزی مقدم بر چیز دیگر باشد. تقدم نفس بر بدن رتبی است؛ هرچند بدن تقدم زمانی بر نفس دارد، اما نفس تقدم رتبهای دارد؛ درجه و مرتبهٔ نفس بالاتر است. خداوند نیز تقدم رتبی بر عالم دارد. این یک نحو تقدم است.
۳. تقدم به شرف:
قسم سوم، تقدم به شرف است؛ یعنی تقدم عالم بر جاهل. عالم بر جاهل فضیلت دارد و شرف دارد؛ فضیلت و شرافت به علم است و عالم بر جاهل تقدم دارد. این را تقدم به شرف میگویند.
۴. تقدم به طبع:
قسم چهارم، تقدم به طبع است؛ یعنی تقدم علت ناقصه بر معلول خودش. مثلاً آب و خاک و هوا و آتش همه اینها علت ناقصه برای گیاهاند و گیاه معلولِ آنهاست؛ اما اینها علت ایجادی نیستند، بلکه علت ناقصهاند. پس هر کدام از اینها قبل از رویش گیاه هستند. بنابراین علت ناقصه بر معلول خودش تقدم دارد؛ یعنی وجود علت ناقصه باید باشد تا معلول و وجود معلول تحقق پیدا کند. این تقدم را میگویند تقدم به طبع.
۵. تقدم بالعلیه:
قسم پنجم، تقدم بالعلیه است؛ تقدم علت تامه بر معلول را تقدم بالعلیه میگویند. مثل تقدم خداوند بر عالم؛ خداوند علت ایجادی عالم و علت انشایی عالم است و بر همه هستی تقدم دارد. خداوند علت تامه است؛ یعنی وجودش تام و کامل است نسبت به وجود معلول، پس تقدم دارد: وجود خدا بر وجود معلول تقدم دارد. این تقدم به چه نحو است؟ بالعلیه. اگر علت تامهٔ چیزی تحقق داشته باشد، وجود معلول هم ضروری و قطعی و حتمی است.
۶. تقدم بالحق:
قسم ششم، تقدم بالحق است. مثل تقدم ذات خداوند بر اسماء و صفات؛ این تقدم بیواسطه است؛ یعنی خداوند بر اسماء و صفات خودش تقدم دارد. تقدم خدا بر اعیان ثابته نیز تقدم بالحق است؛ یعنی حق با تجلی کردن به اسماء و صفات و تنزل ذات به تعینات خودش، بر آن تعینات و اعیان ثابته تقدم دارد؛ تقدم به خودِ ذات حق است، نه به واسطهٔ امر دیگری؛ یعنی این تقدم در حرم ذاتِ حق برای خودش است. این را تقدم بالحق میگویند.
البته نمونهٔ تقدم بالحق را میتوان برای انسان نیز مطرح کرد؛ مانند اینکه نفس ناطقه بر قوای ادراکی خودش بر عقل و خیال و دیگر قوا تقدم دارد. همچنین میشد این نحو تقدم را برای ذات هر شیء نسبت به افعال و تعینات خودش مطرح کرد.
۷. تقدم بالحقیقه:
قسم هفتم، تقدم بالحقیقه است؛ مثل تقدم وجود بر ماهیت. وجود بر ماهیت تقدم دارد: وجود تحقق بالذات دارد و ماهیت تحقق بالعرض بالمجاز دارد؛ یعنی ماهیت به تبعِ وجود است. تحققِ وجود از خودش است و تحققِ ماهیت به وجود است. پس وجود بر ماهیت تقدم دارد. این تقدم به چه نحو است؟ تقدم بالذات؛ چون وجود اصالت دارد و ماهیت فرعِ وجود است؛ ماهیت تابع وجود و فرع وجود است؛ ماهیت ظهور وجود، جلوهٔ وجود، ذیلِ وجود و حاشیهٔ وجود است.
- جمعبندی:
بنابراین یک نحو تقدم دیگر نیز هست که به آن تقدم بالحقیقه میگویند. خداوند برای خودش تقدم بالحق دارد؛ و تقدم خداوند بر عالم، تقدم بالعلیه است، چون خداوند علت تامهٔ عالم است. همچنین خداوند تقدم رتبی بر عالم دارد. این سه نحوقدم رتبی بر عالم دارد.