آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • جامعیت و علو اسلام در پرتو حدیث اعتلاء

جامعیت و علو اسلام در پرتو حدیث اعتلاء

  • پیرامون حدیث اعتلاء و مفهوم آن:

روایتی از پیامبر اکرم که می‌فرماید: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه». مفهوم و ترجمه این کلام شریف آن است که اسلام بر تمامی آیین‌ها برتری، غلبه و سیطره دارد و هیچ آیین و مکتبی بر آن برتری و غلبه نخواهد یافت.

  • ابعاد فقهی، اخلاقی و معرفتی جامعیت اسلام:

از این روایت شریف، بهره‌گیری‌های فقهی و برداشت‌های متعددی صورت گرفته است. جنبه فقهی آن دلالت بر این دارد که احکام، مقررات و دستورات فقهی اسلام کامل‌ترین، جامع‌ترین و برترین احکام است؛ بدین معنا که هیچ آیینی از منظر فقه و تشریع به پایگاه اسلام نمی‌رسد. از جهت اخلاق و فضیلت‌های انسانی نیز هیچ دینی به اندازه اسلام در کمال اخلاقی به این مرتبه نرسیده است. افزون بر این، در ساحت جهان‌بینی، اندیشه، ایدئولوژی و معارف نیز هیچ مکتبی معارف توحیدی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و خداشناسی اسلام را در خود ندارد؛ هیچ جهان‌بینی‌ای ویژگی‌های جهان‌بینی اسلامی را دارا نبوده و هیچ ایدئولوژی و مکتب فکری هم‌پای مکتب اسلام نخواهد بود.

  • سیطره اسلام بر مکاتب الهی و بشری:

اسلام بر تمامی آیین‌های آسمانی برتری داشته، بر تمام مکاتب الهی تفوق دارد و بر کلیه مکاتب بشری محیط و مسلط است؛ این بدان معناست که اسلام از جمیع جهات دارای جامعیت کامل است. بر این اساس، هیچ جهان‌بینی، ایدئولوژی، مکتب اخلاقی، مکتب فقهی و مکتب معرفتی به جایگاه اسلام دست نخواهد یافت و هیچ اندیشه‌ای هم‌سنگ و هم‌طراز آن نخواهد بود. از این رو، کلیه آیین‌ها و اندیشه‌های بشری و همچنین تمام آیین‌های الهی باید در برابر اندیشه و آیین اسلام سر تسلیم فرود آورند؛ چرا که اسلام مشتمل بر جامع‌ترین اندیشه‌ها، جامع‌ترین آیین و کامل‌ترین برنامه‌های هدایتی است.

  • رابطه طولی و استکمالی ادیان آسمانی:

آیین‌های آسمانی از دوران حضرت آدم (ع) تا عصر پیامبر اکرم، از آغاز تا فرجام، دارای رابطه‌ای طولی و تکاملی با یکدیگر بوده‌اند؛ بدین صورت که هر اندازه آیین‌های الهی در بستر زمان به پیش رفته و به انتها نزدیک‌تر می‌شدند، از کمال و جامعیت بیشتری برخوردار می‌گشتند. در واقع، تمام آیین‌های پیشین آسمانی به منزله شریعت و برنامه هدایت انسان‌ها در عصر خود به شمار می‌آمدند، اما اسلام دینِ بنیادین و قانون فراگیر هدایت است. بر این اساس، مسیحیت و یهودیت و آیین حضرت ابراهیم، هر یک آیینی موقت و شریعتی متناسب با دوره زمانی خویش بودند. هر آیین آسمانی در حکم یک برنامه هدایتی است نه قانون جهان‌شمول؛ زیرا برنامه ذاتا امری موقتی بوده و قانون امری ثابت و پایدار است. تمام ادیان پیشین از سنخ شریعت محسوب می‌شوند، اما اسلام از سنخ شریعت‌های مقطعی نیست، بلکه حقیقت اصیل دین است و نسبت اسلام با سایر آیین‌ها، نسبت میان دین و شریعت است.

  • کثرت شریعت‌ها و یگانگی دین:

شریعت‌های الهی از حضرت آدم تا پیامبر خاتم متعدد و متکثر بوده‌اند و انبیای گذشته واجد شریعت‌های آسمانی بوده‌اند، اما آنچه به عنوان دین آسمانی شناخته می‌شود، اسلام است؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «إنّ الدین عند الله الإسلام». در پیشگاه خداوند متعال دین همواره یکی بوده و آن حقیقت اسلام است و سایر موارد در جایگاه شریعت‌ها قرار دارند. رابطه میان شریعت‌ها و دین، نسبت جزء به کل است؛ بدین معنا که هر شریعتی نماد و جلوه‌ای از حقیقتِ کلّی دین است. از این رو، تمام آیین‌های پیشین همچون مسیحیت، یهودیت و آیین حنیف، بخشی از طرح کلی و برنامه الهی بوده‌اند و نه کلیت آن؛ جامعیت و تمامیت این برنامه در قالب دین پایدار و ظهور اسلام نازل شد. بنابراین اسلام تنها آیینی است که به حقیقتِ تمام دین ظهور یافته، در حالی که آیین‌های پیشین شریعت‌هایی در مراحل مقدماتی بودند.

  • اسلام به عنوان تجلی تام برنامه الهی:

واپسین آیین الهی، جامع‌ترین و کامل‌ترین آیین به شمار می‌رود که از حیث علمی، برنامه‌ای و سلوکی بر جمیع آیین‌های پیش از خود احاطه دارد و بر همه آن‌ها مهیمن است. هر آیینی بخش محدودی از آن طرح جامع الهی بود و این طرح جامع تنها در اسلام تعین یافت. کامل‌ترین مرتبه شریعت در اسلام متجلی گشت؛ چرا که در هر دوران، بخشی از برنامه هدایت الهی آشکار می‌شد و ظهور همه‌جانبه آن در اسلام شکل گرفت؛ مصداق آیه شریفه «وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلًا» که بیانگر تمامیت یافتن کلمه پروردگار با ظهور اسلام است. همچنین بر پایه آیه شریفه «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»، حقیقت دین با بعثت پیامبر اسلام به ظهور تام رسید و جامعیت آیین آسمانی آشکار گشت؛ به گونه‌ای که با تبیین علمی و تفصیل معارف آن، پذیرش و درک این حقایق ملموس و استوار می‌گردد.

  • دو ساحت بنیادین اسلام: برنامه هدایت و مسیر سلوک:

اسلام هم مشتمل بر دستورالعمل و برنامه جامع هدایت است و هم ضامن تحقق این هدایت در عمل. این آیین آسمانی از دو بعد اساسی برخوردار است: بعد برنامه‌ریزی‌شده‌ای که تدوین‌کننده مسیر هدایت است و بعد عملی و سلوکی که راه طی مراتب کمال به حساب می‌آید. اسلام هم اندیشه تعالی است، هم مسیر و طریق کمال؛ شناخت اندیشه‌های آن امری ضروری است و پیمودن مسیر آن برای وصول به حقیقت الزامی خواهد بود.

  • محدودیت معارف ادیان گذشته در قیاس با اسلام:

تمام ادیان آسمانی در بعد معرفتی نسبت به اسلام در مراتب بسیار محدود و کم‌حجمی قرار دارند و از نظر تدوین برنامه عملی، هیچ‌یک از آیین‌ها واجد برنامه سلوکیِ اجتماعی و همه‌جانبه اسلام نیستند. بنابراین، عمیق‌ترین جهان‌بینی توحیدی، کامل‌ترین برنامه سلوک فردی و اجتماعی، والاترین فضایل و هنجارهای اخلاقی و غنی‌ترین دستگاه تشریع و احکام الهی در گستره اسلام جای دارد و جامعیت بی‌بدیل این مکتب در تمام سطوح نمایان است.

  • فرایند تطور و کمال آیین‌های آسمانی از آدم تا خاتم:

سیر تاریخی آیین‌های آسمانی، جریانی تکاملی، تدریجی و استکمالی بوده است. این روند از روح حضرت آدم (ع) آغاز شد و با بعثت پیامبر گرامی اسلام به نهایت و غایت کمال خود رسید. قرآن کریم کامل‌ترین کتاب آسمانی و اسلام تام‌ترین و برترین آیین است؛ رابطه‌ای که سایر شرایع با اسلام دارند از سنخ جزء به کل و به شکل طولی بوده که در امتداد این مسیر هدایت، تمامی ابعاد برنامه الهی در دین خاتم به کمال رسید.

  • تبیین نهایی کلام نبوی: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»:

حدیث شریف اعتلاء مبین این حقیقت است که هیچ تفکر، جهان‌بینی، معرفت توحیدی، آیین سلوکی و ساختار اخلاقی هم‌تراز و هم‌پای اسلام نخواهد بود. هر نظام اخلاقی، سلوکی و معرفتی که در جهان وجود دارد، تنها گوشه‌ای از حقایق و تعالیم ژرف این دین مبین را در خود جای داده است و اسلام در برتری بر تمام مکاتب بی‌پایان باقی می‌ماند.