تجرد عالم از طریق تجرد علم
۱. اثبات تجرد نفس ناطقه از طریق تجرد علم:
بحث حاضر بهصورت مختصر دربارهی اثبات تجرد نفس ناطقه از طریق تجرد علم است؛ به این معنا که موضوع اصلی، اثبات تجرد عالِم (دریافتکنندهی علم) است که از طریق اثبات تجرد علم حاصل میشود.
۲. حقیقت صور علمیه و مراتب تجرد آنها:
پیشتر اثبات گردیده است که علم مجرد است؛ بدین معنا که صور علمیه دارای تجرد هستند. مراد از صور علمیه در اینجا، صور خیالی و صور عقلی است. صورت خیالی، صورتی است که هرچند تجرد تام از ابعاد و مقادیر ندارد، اما از ماده و جرم مادی مجرد و پیراسته است.
۳. تبیین مسئله با مثال ادراک کوه:
در حقیقت، صورت علمیه فاقد جرم و وزن مادی است؛ انسان میتواند کوهی عظیم یا روحی را تصور کند بدون آنکه کوچکترین مقداری به جرم، وزن یا حجم فیزیکی بدن او افزوده شود. این کوه ذهنی با وجود داشتن شکل، رنگ، ابعاد، طول، عرض و ارتفاع، هیچ سنگینی مادی ندارد. این امر نشاندهندهی انشای صورت مثالی کوه در مرتبهی خیال است.
۴. برهان بر غیرمادی بودن صورت خیالی:
اگر این صورت علمی خیالی امری مادی و جسمانی بود، میبایست با تصور آن، بر وزن و جرم مادی انسان افزوده میشد و ظرف مغز یا ذهن نیز به اندازهی همان کوه خارجی وسعت فیزیکی پیدا میکرد. عدم افزایش وزن و حجم مادی، خود گواه روشنی بر غیرمادی و مجرد بودن این صور ادراکی است.
۵. قاعدهی سنخیت ظرف و مظروف و اثبات تجرد نفس:
اثبات تجرد صورت علمی اعم از صور خیالی مثالی، و صور و معانی عقلی پایهای برای اثبات تجرد نفس ناطقه است. هنگامی که علم مجرد شد، پذیرنده و ظرف آن (نفس ناطقه) نیز ناگزیر باید مجرد باشد؛ زیرا ریختن حقایق مجرد در ظرف مادی و گنجاندن معارف غیرجسمانی در قالب جسمانی محال است. بر اساس قاعدهی سنخیت میان ظرف و مظروف و تناسب میان دریافتکننده (عالِم) و امر دریافتشده (معلوم)، با اثبات تجرد علم، تجرد عالم یعنی نفس ناطقه نیز بهطور قطعی اثبات میگردد.
۶. اثبات تجرد مبدأ فاعلی و عطاکنندهی علم (عقل مفارق):
پس از اثبات تجرد علم و عالم، تجرد فاعل و بخشندهی علم نیز اثبات میشود؛ یعنی مبدأ فاعلی و ایجادی علم که همان عقل مفارق است، ضرورتاً مجرد خواهد بود. بخشندهی علم تا خود واجد صفت تجرد نباشد، نمیتواند صورتی مجرد را افاضه کند؛ زیرا فاقد شیء نمیتواند معطی شیء باشد. عقل مفارق این حقایق و معارف را داراست و افاضه میکند؛ بنابراین به حکم سنخیت میان معطی و قابل، عقل مفارق نیز مجرد است.
۷. برتری و قوت مرتبهی تجرد در عقل مفارق:
مرتبهی تجرد عقل مفارق، هم از تجرد صور علمیه و هم از تجرد نفس ناطقه والاتر و اَقواست؛ زیرا بر پایهی موازین فلسفی، علت همواره اَقوا و اشرف از معلول خود است. در این رابطه، صورت علمیه معلول بوده و عقل مفارق بهمنزلهی علت ایجادی آن است؛ از این رو تجرد علت بر تجرد معلول تقدم و برتری دارد.
۸. جریان تدبیر دائمی ملکوت بر عالم مُلک:
صور علمیه لحظهبهلحظه افاضه و انشاء میشوند و چنانکه از حکیم ابنسینا نقل شده است: عالم مُلک در هر آن تحت تدبیر و تصرف متفرد ملکوت قرار دارد.
۹. جمعبندی برهان و تبیین جایگاه جبرئیل امین:
در این برهان، نخست تجرد صور علمیه (بهویژه صور برزخی و مثالی) اثبات شد؛ سپس بهواسطهی ضرورت سنخیت میان علم و عالم، تجرد نفس ناطقه ثابت گردید. در مرتبهی بعد، با اثبات تجرد نفس و علم، تجرد عطاکنندهی علم یعنی عقل مفارق یا همان حضرت جبرئیل امین اثبات شد؛ چرا که میان فیضبخش و حقیقت مجرد فیض، سنخیت وجودی حاکم است.
۱۰. تبیین کیفیت ارتباط نفس با ملائکهی مقرب:
ارتباط نفس انسانی با ملائکهی مقرب، ارتباطی وجودی، انشایی و اشراقی است؛ درست شبیه به ارتباطی که میان ذات حقتعالی و مجموعهی آفرینش برقرار است. صور علمیه بهطور پیوسته از مجرای جبرئیل امین به مخلوقات افاضه میشوند: صور حسی به عالم مادیات افاضه میگردد و معانی و صور مثالیه و عقلیه بر موجودات مجرد، یعنی نفوس انسانی، افاضه و انشاء میشوند.