آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • احادیث قدسی و تفاوت آنها با کتب آسمانی

احادیث قدسی و تفاوت آنها با کتب آسمانی

  • تجلی علم الهی و اقسام آن:

محتوا دربارهٔ احادیث قدسی، احادیث غیرقدسی و تفاوت این احادیث با کتب آسمانی است. خداوند با تجلی علمی خود، یعنی با تجلی اسم علیم، نظام خلقت را آفرید. تمام مخلوقات، تمام مظاهر و تمام عوالم، تجلی اسم علیم الهی هستند. آنچه ما «امور عینی» می‌نامیم، تجلی اسم علمی حق است. این امور، تجلیات علم الهی هستند. یکی از تجلیات علم الهی، کتب آسمانی، شرایع، معارف و حقایقی است که بر قلب انبیا، اولیا و اهل‌بیت نازل می‌شود. بنابراین، آنچه تجلی علم الهی است، یک بخش آن حقایق تکوینی، بخش دیگر حقایق تشریعی و بخش دیگر معارف و حقایقی است که از آن به «نبوت انبایی» تعبیر می‌کنیم.

کتب آسمانی انبیا و تمام الواح آسمانی که بر انبیا نازل می‌شد، وحی تشریعی است و آن‌ها را «نبوت تشریعی» می‌نامیم. آنچه هویت معرفتی دارد و غیر از شریعت است، «نبوت انبایی» نامیده می‌شود. نبوت انبایی همان حکمت‌های الهی، حکمت‌های اخلاقی و حکمت‌های توحیدی است. این‌ها اسرار نظام خلقت هستند و بر انبیا نازل می‌شدند.

انسان معصوم، از جنبهٔ نبوت، شریعت را دریافت می‌کند؛ یعنی دریافت شریعت همان نبوت است. او لوح آسمانی را دریافت می‌کند و از جنبهٔ ولایت، حکمت‌ها، اسرار توحیدی، معارف و حقایق را دریافت می‌کند. انبیا هم شریعت دریافت می‌کنند و هم حقایق و حکمت‌ها را.

  • تفاوت وحی با حدیث قدسی:

وحی از نظر نوع نزول، با حدیث قدسی متفاوت است. وحی، حدیث قدسی و احادیث غیرقدسی، مبدأ واحدی دارند. تفاوت وحی با احادیث قدسی در این است که مضمون، مفاهیم و محتوای وحی از حضرت حق است؛ همان کتب آسمانی و الواح غیبی.

در وحی، الفاظ نیز از غیب نازل شده‌اند و الفاظ هم تجلی غیب هستند. همان‌گونه که معارف، جعل الهی است، الفاظ نیز جعل الهی دارد. خداوند هم معنا را انشا می‌کند و هم لباس لفظ را؛ و هر دو تجلی حق هستند. پس وحی هم مضمون الهی دارد و از جانب حق نازل شده است و هم الفاظ آن از جانب خداوند است. الفاظ از نبی نیست؛ چه قرآن باشد، چه تورات و انجیل، چه صحف و زبور و چه اوستا. همهٔ آن‌ها از طرف حق هستند. این نزول ممکن است با واسطه یا بدون واسطه باشد؛ ممکن است در خواب یا در بیداری باشد. این معارف بر قلب انبیا نازل می‌شدند. به همین جهت، چون از طرف خدا نازل می‌شدند، هم احادیث قدسی حجت و مستند هستند، هم وحی الهی حجت و مستند است و هم احادیث غیرقدسی حجت و مستند هستند؛ زیرا اساس همهٔ آن‌ها این است که این علم از طرف خداوند است.

دلیل دوم آن است که دریافت‌کنندگان این معارف، عصمت دارند. بنابراین، این معارف از دو جهت حجت هستند: نخست آن‌که از مبدأ وحی نازل می‌شوند و دوم آن‌که دریافت‌کنندهٔ آن‌ها دارای مقام عصمت است. حقایق در مسیر دریافت آلوده نمی‌شوند. نبی فقط بیان‌کنندهٔ وحی است؛ مفسر، مترجم، تعبیرکننده و تبیین‌کنندهٔ آن است. او این کار را به اذن و ارادهٔ الهی انجام می‌دهد. پس وحی از مبدأ وحی نازل می‌شود و دریافت‌کنندهٔ آن نیز معصوم است.

  •  ویژگی‌های حدیث قدسی:

در ارتباط با حدیث قدسی نیز باید گفت که حدیث قدسی به اذن الهی نازل می‌شود و مضمون و محتوای آن از طرف حق است. تنها تفاوت آن با وحی این است که الفاظ از نبی یا امام است. الفاظ حدیث قدسی ممکن است فارسی، عربی، عبری یا هر زبان دیگری باشد. پس مضمون حدیث قدسی از حق است، مبدأ آن حق است، اما با زبان نبی بیان می‌شود. جعل معنا الهی است، ولی جعل لفظ الهی نیست؛ بلکه جعل الفاظ بشری است.

احادیث قدسی نیز مانند وحی می‌توانند با واسطهٔ فرشته یا بدون واسطه باشند. ممکن است فرشته آن را ابلاغ کند و ممکن است خود حق آن را القا فرماید. این احادیث بر قلب امام یا نبی نازل می‌شوند، ولی الفاظ از خود نبی یا امام است. به همین جهت، این احادیث به زبان‌های متفاوت بیان می‌شوند. این تفاوت میان حدیث قدسی و وحی تشریعی الهی است. حدیث قدسی، وحی تکمیلی و وحی انبایی است و اصطلاحاً به آن نبوت انبایی گفته می‌شود.

  •  تقسیم وحی انبایی:

وحی انبایی دو بخش دارد: یکی احادیث قدسی و دیگری احادیث غیرقدسی. تمام سخنان معصومین القای الهی است، اما سخنان معصومین نیز به دو بخش تقسیم می‌شود. بخشی از آن، حدیث قدسی است که محتوای آن از حق، مضمون آن از حق و جعل الفاظ آن از نبی یا امام است. این امر به اذن و ارادهٔ الهی صورت می‌گیرد. تفاوت حدیث قدسی با حدیث غیرقدسی در این است که از جهت محتوا و مضمون، تفاوتی با یکدیگر ندارند. محتوای هر دو، القای الهی است و مضمون هر دو الهی است. هر دو جلوهٔ علم الهی و اسم علیم هستند و الفاظ هر دو نیز به جعل لفظ بشری است؛ یعنی جعل الفاظ از امام یا نبی صورت می‌گیرد.

تنها تفاوت حدیث قدسی و حدیث غیرقدسی در اذن و ارادهٔ آن‌هاست. حدیث قدسی به اذن و ارادهٔ خود خداوند القا می‌شود. هرگاه خداوند اراده کند، آن حقیقت را بر قلب معصوم القا می‌کند. اما در احادیث غیرقدسی، اذن و درخواست از سوی خود معصوم است. خداوند متناسب با خواست، اراده و توجه عرفانی معصوم، آن حقایق را بر قلب او القا می‌کند. بنابراین، در حدیث قدسی، اذن و اراده از طرف خود خداوند است؛ اما در احادیث غیرقدسی، درخواست از طرف معصوم است.

این‌که چه زمانی حقیقتی بر قلب معصوم القا شود، مطلب دیگری است. در هر سه مورد، یعنی حدیث قدسی، حدیث غیرقدسی و وحی تشریعی، مضمون از حق است. در وحی و احادیث قدسی، اذن از طرف حق است؛ اما در احادیث غیرقدسی، اذن از طرف معصوم است. یعنی درخواست از سوی معصوم صورت می‌گیرد و خداوند متناسب با خواست معصوم تجلی می‌کند.

در قرآن، اعجاز و تحدی وجود دارد. خداوند با توجه به این حقیقت، آن را القا می‌کند و برای آن اجازهٔ تشریعی قرار می‌دهد. در عرف ظاهری علمی، به سخنان معصومین «اذن» گفته نمی‌شود، اما در واقع چنین است.

در عرف علمی و تخصصی، احادیث قدسی و احادیث غیرقدسی، همه اذن انبیا هستند؛ خواه بر نبی نازل شده باشند و خواه بر امام. امام هم احادیث قدسی دریافت می‌کند و هم احادیث غیرقدسی، و پیامبران نیز هم احادیث قدسی دریافت می‌کنند و هم احادیث غیرقدسی. این نکته مهم است که قرآن فقط به اذن الهی نازل می‌شد، در حالی که احادیث غیرقدسی به خواست معصوم نازل می‌شدند و خداوند متناسب با خواست و اذن معصوم، تجلی خود را آشکار می‌کرد. در واقع، احادیث غیرقدسی هم خواست الهی هستند و هم خواست معصوم؛ اما معصوم باید طلب، تقاضا و درخواست داشته باشد تا خداوند تجلی کند.

  •  تفاوت محتوای کتب آسمانی با احادیث قدسی:

مضمون کتب آسمانی بالاتر از احادیث قدسی است. قرآن که کتاب آسمانی است، محتوایی بالاتر از احادیث قدسی پیامبر و احادیث غیرقدسی دارد. همان‌گونه که انجیل حضرت عیسی علیه‌السلام، زبور حضرت داوود، صحف، تورات و اوستا از نظر محتوا از احادیث قدسی و غیرقدسی انبیای خود بالاتر هستند، کتب آسمانی نیز مرتبه‌ای بالاتر از احادیث دارند.

سخنان اهل‌بیت در حقیقت هم‌تراز، بلکه در برخی مراتب بالاتر از کتب وحی انبیای الهی هستند. به بیان دیگر، سخنان اهل‌بیت هم‌تراز ارواح انبیا هستند و ارواح انبیا هم‌تراز کتب آسمانی خودشان هستند. مرتبهٔ روحانی و وجودی اهل‌بیت بالاتر از انبیا است و سخنان آنان نیز هم‌تراز کتب آسمانی انبیا است. سخنان اهل‌بیت هم‌تراز تورات، انجیل، زبور و صحف است؛ اما روح اهل‌بیت در واقع هم‌تراز خود قرآن است.

منظور این نیست که کلام اهل‌بیت هم‌تراز قرآن باشد. کلام اهل‌بیت پایین‌تر و نازل‌تر از قرآن است؛ اما روح و نفس ناطقهٔ اهل‌بیت در واقع هم‌تراز خود قرآن است. روح هر نبی سبب می‌شد که کتاب آسمانی او نازل شود. روح هر نبی هم‌سنگ کتاب خودش است؛ همان‌گونه که حضرت عیسی هم‌تراز انجیل، حضرت موسی هم‌تراز تورات و حضرت داوود هم‌تراز زبور است. روح رسول‌الله نیز هم‌سنگ و هم‌تراز قرآن است. سخنان و افعال رسول‌الله نیز هم‌تراز قرآن هستند؛ البته سخنان رسول‌الله نازل‌تر از قرآن است. بنابراین، سخنان رسول‌الله باید بر قرآن عرضه و با قرآن سنجیده شود.

  •  وجوه تفاوت قرآن و احادیث:

پس ما باید احادیث، اعم از احادیث قدسی و غیرقدسی، و قرآن را از چند جهت متفاوت بدانیم: یکی از جهت مضمون، دیگری از جهت الفاظ و سوم از جهت خواست. هر آنچه از جانب حق بر قلب نبی نازل می‌شود، هویت علمی دارد؛ خواه حدیث باشد و خواه کتاب آسمانی. علم الهی یا به صورت شرایع نازل می‌شود یا به صورت حکمت‌های تکوینی. به تعبیر دیگر، علم الهی یا به صورت نبوت تشریعی ظاهر می‌شود یا به صورت نبوت انبایی. قدر مشترک قرآن، کتب آسمانی، احادیث قدسی و احادیث غیرقدسی، همان هویت علمی و معرفتی آن‌هاست؛ زیرا همهٔ آن‌ها جلوهٔ علم الهی هستند.

  •  مراتب احادیث قدسی:

احادیث قدسی که هر نبی دریافت می‌کند، غیر از وحی تشریعی اوست. احادیث قدسی هر نبی متناسب با قوت وجودی اوست و با محتوای دریافتی نبی دیگر تفاوت دارد. بنابراین، احادیث قدسی انبیا یکسان نیستند؛ زیرا قوت‌های روحی انبیا یکسان نیست و از جهت مضمون نیز در یک سطح قرار ندارند. احادیث قدسی اهل‌بیت و چهارده معصوم نیز به دلیل تفاوت مقامات توحیدی آنان یکسان نیست.

بالاترین مضمون احادیث قدسی مربوط به اهل‌بیت است. احادیث قدسی چهارده معصوم از احادیث قدسی تمام انبیا بالاتر است. در میان چهارده معصوم، بالاترین مضامین احادیث قدسی مربوط به حضرت رسول و حضرت زهرا علیهماالسلام است و بالاتر از این‌ها، کامل‌ترین مضمون احادیث قدسی مربوط به حضرت زهرا علیهاالسلام است. پس از قرآن، کلام حضرت زهرا علیهاالسلام قرار دارد. احادیث قدسی اهل‌بیت عمق توحیدی بیشتری نسبت به احادیث قدسی سایر انبیا دارد؛ زیرا روح اهل‌بیت از جامعیت و فضیلت بالاتری برخوردار است.

سخنان قدسی هر نبی، معرف مقام و مرتبهٔ روح آن حضرت است و سخنان هر امام نیز معرف وسعت و عمق روح اوست. با توجه به این نکته، می‌توان مراتب وحی را رتبه‌بندی کرد. در میان تمام کتب آسمانی، قرآن کامل‌ترین و جامع‌ترین کتاب آسمانی است و بر تمام کتب آسمانی هیمنه و احاطه دارد. قرآن از جنبهٔ محتوا، تعدد موضوعات و جامعیت، کامل‌ترین کتاب آسمانی است و سایر کتب آسمانی در حقیقت مرتبه‌ای نازل‌تر از قرآن هستند.

از طرفی، روح حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله هم‌تراز خود قرآن است و سخنان معصومین و سخنان اهل‌بیت در حقیقت مرتبه‌ای نازل‌تر از قرآن دارند. بنابراین، باید سخنان آنان بر قرآن عرضه شود.

  •  حجیت وحی و احادیث:

قرآن به ذات خود معصوم و حجت است؛ زیرا کلام خود حضرت حق و کلام خداوند است. وسعت وجودی ذات حق در کلام او نشان داده می‌شود و بی‌نهایت بودن حق در کلامش تجلی می‌کند. همان‌گونه که بی‌نهایت بودن اهل‌بیت در سخنان آنان ظاهر می‌شود، عظمت هر نبی نیز در سخن، کلام و احادیث او آشکار و هویداست. هر نبی نسبت به دیگران بی‌نهایت است، اما نسبت به حق محدود و متناهی است. سخنان هر نبی حجت و حق است؛ زیرا یا از عالم غیب خبر می‌دهد، یا از اسرار نظام آفرینش، یا از احکام شریعت. بنابراین، احادیث قدسی، احادیث غیرقدسی، وحی انبیا و کتب آسمانی، همگی حجت، حق، مستند و قابل اعتنا و اعتماد هستند. کتب آسمانی نیز پیش از تحریف، دارای مضمون توحیدی و الهی بودند و انسان را به بندگی و عبودیت خداوند دعوت می‌کردند.

گفتارهای مشابه