- قواعد علوم تجربی بهمثابه آینه توحید:
قواعد علوم تجربی آینه توحید هستند. میان علوم تجربی، احکام عالم طبیعت و توحید نسبتی وجود دارد. قواعدی که در عالم ماده ساری و جاریاند، جلوهای از ربوبیت حضرت حق به شمار میروند.
- ماهیت قواعد و قوانین تجربی:
علاوه بر اینکه اشیای مادی برای انسان معلوم میشوند، قواعد و قوانین حاکم بر آنها نیز برای انسان شناخته میشوند. این قواعد و قوانین ویژگیهایی دارند؛ از جمله اینکه از متن وجود مادی برمیخیزند و از متن مادیت و جسمانیت اشیا پدیدار میشوند. این قوانین با اشیای مادی همراهاند، بر آنها حاکم هستند و از اشیای مادی جدایی ندارند.
- استنباط قوانین از مجموعه یک شیء:
یکی از ویژگیهای مهم این احکام آن است که از مجموعه و کل یک شیء استنباط میشوند. برای مثال، اگر یک لیتر آب را در نظر بگیریم، احکام مربوط به آن از مجموع اجزای همان آب استنباط میشود. همچنین اگر بدن انسان را در نظر بگیریم، احکام مربوط به آن از مجموعه اجزای بدن انسان استخراج میگردد. بنابراین، احکامی که با اجسام ارتباط دارند، از متن جسمانیت آن شیء استنباط و استخراج میشوند. این احکام، اموری جدا و بیگانه با جسم نیستند، بلکه با توجه به خود جسم و مجموعه ساختار مادی آن شناخته میشوند.
- نظام درونی اشیای مادی:
این احکام از نظام درونی اشیای مادی حکایت میکنند و ساختار مادی آنها را نشان میدهند. هر بافت و هر ساختار، نظام خاص مادی خود را دارد. ازاینرو، احکام و قوانین هر شیء از مادیت آن شیء و از نظام درونی آن استنباط میشوند. موجودات مادی دارای نظام درونی و داخلی هستند؛ نظامی که با ذات آنها ارتباط دارد و بافت و ساختار مادیشان را شکل میدهد. بنابراین، هنگامی که ساختارهای مادی با یکدیگر تفاوت داشته باشند، احکام و قواعد حاکم بر آنها نیز متفاوت خواهد بود.
- تفاوت قوانین در موجودات مادی:
برای نمونه، قواعد حاکم بر آب متناسب با حقیقت و ساختار خود آب است و با قوانین حاکم بر آتش یکسان نیست؛ زیرا ساختار آب و آتش با یکدیگر تفاوت دارد. قوانین حاکم بر گازها نیز با قوانین حاکم بر آبها متفاوت است. همچنین قوانین حاکم بر خاکها با قوانین حاکم بر هوا یکسان نیست. علت این تفاوت آن است که ساختارها و بافتهای مادی تغییر میکنند و هنگامی که ساختار و بافت تغییر کند، احکام و قوانین حاکم بر آنها نیز متفاوت خواهد شد.
- تنوع قوانین در عالم ماده:
در امور مادی، اعم از جامدات، مایعات و گازها، احکام یکسانی وجود ندارد. در عالم ماده، قواعد حرکت، قواعد تبعیت، نور، قواعد انعکاس نور، قواعد مربوط به آینهها، قوانین گازها و همچنین قواعد و قوانین دیگری مانند احکام فشار و احکام سرعت وجود دارد.
همه این موارد نمونههایی از قواعد عالم ماده هستند. این قواعد متعدد و متکثرند و همین تکثر نشان میدهد که قواعد حاکم بر عالم ماده با یکدیگر تفاوت دارند و از یکدیگر متمایزند.
- تعدد ساختارها و نظامهای تکوینی:
تعدد قواعد و قوانین در عالم ماده از تعدد نظامهای تکوینی و تعدد ساختارها حکایت میکند؛ زیرا ساختار اشیای مادی با یکدیگر متفاوت است و به همین دلیل، نظامهای تکوینی آنها نیز تفاوت دارد. از هر ساختار مادی، نظام خاص تکوینی آن به دست میآید. به بیان دیگر، تفاوت احکام موجودات مادی ناشی از تفاوت نظام تکوینی و تفاوت ساختار تکوینی آنهاست. هر موجود، متناسب با ساختار و نظام درونی خود، از احکام و قوانین خاصی برخوردار است.
- ظهور ربوبیت الهی در ساختارهای مادی:
همه اجزای عالم ماده در مادیت و جسمیت مشترکاند، اما بافتها و ساختارهای آنها یکسان نیست. همین تفاوت ساختارها موجب تفاوت احکام و قواعد میشود. آنچه در قالب ساختارهای مختلف ظهور پیدا کرده است، ربوبیت الهی است. این نکته اهمیت فراوانی دارد: ربوبیت الهی در انواع گوناگون، به صورت ساختارهای مختلف ظهور میکند. بنابراین، ساختارهایی که در اشیا وجود دارند، نشاندهنده ربوبیت حضرت حق هستند و به تعبیر دیگر، مظاهر ربوبیت الهی به شمار میروند.
- تجلی ربوبیت در مراتب مختلف:
ربوبیت الهی در نظامهای مختلف به یک شکل ظاهر نمیشود. در عالم ماده، ربوبیت الهی در هر مرتبهای به صورتی خاص ظهور مییابد؛ در افعال به شکلی، در انواع به شکلی دیگر و در نظامهای گوناگون نیز به صورتهای متفاوت. این ربوبیت دارای تجلیات بیشمار است. در ارتباط با اشیای مادی، ربوبیت الهی به صورت تفاوت ساختارها ظاهر میشود و همین ساختارهای متفاوت، نشانه ربوبیت حضرت حق هستند.
- دلالت قواعد طبیعی بر مبادی مجرد:
قواعد مربوط به هر شیء، از ساختار، بافت مادی و نظام درونی آن شیء حکایت میکنند. در عین حال، احکام و قوانین اشیا از مبادی ایجادی آنها، یعنی از مبادی مجردشان، نیز حکایت دارند. به بیان دیگر، هر قانونی که در طبیعت کشف میشود، آیتی الهی است که از نظامهای اسمایی حکایت میکند. کشف هر قانون، در حقیقت، راهی برای نشان دادن حق و شناخت جلوهای از حقیقت الهی است.
- علم تجربی بهمثابه کشف توحیدی:
کشف هر قانون طبیعی و هر قاعده طبیعی، جلال و جمال الهی را نشان میدهد. هنگامی که نگاه انسان به کشف قوانین طبیعت چنین نگاهی باشد، طبیعت به بستری برای توحید، جمال حق رابرخی قوانین، جلال حق را نشان میدهند و برخی قواعد طبیعی، جمال حق را آشکار میسازند. این قوانین، اسمای الهی را در عالم مادی نشان میدهند. بنابراین، هر دانشمندی که قانون طبیعی را کشف میکند، در حقیقت کاری توحیدی انجام داده و به کشفی توحیدی دست یافته است.
- نسبت دانشمندان علوم تجربی با افعال الهی:
دانشمندان علوم تجربی در واقع درباره افعال الهی تحقیق میکنند. آنان فعل الهی را کشف میکنند و در حوزه فعل الهی به پژوهش میپردازند. با کشف هر قانون طبیعی، فعلی از افعال الهی آشکار میشود. ازاینرو، قواعد طبیعی باید به مبادی مجردشان منسوب شوند. انسان باید از طبیعت به فراطبیعت حرکت کند، از ملک به ملکوت سیر نماید و قواعد طبیعی را تنزلیافتن اسمای الهی مشاهده کند. نباید در طبیعت و در عالم ماده متوقف شد.
- عالم ماده بهمثابه آینه ملکوت:
انسان باید از قوانینی که در اشیا نهادینه شدهاند، به سوی اسمای الهی حرکت کند. ملک، آینه ملکوت است. قواعد، نظامها و ارتباطات مادی که در موجودات مادی وجود دارند، تحت نظارت و مدیریت یکپارچه الهی قرار گرفتهاند و به نحوی، مظهر اطلاق حق هستند.
در حقیقت، ربوبیت الهی به شکلی خاص در این موجودات ظهور کرده است و این شکلهای گوناگون، تجلیات ربوبیت به شمار میروند.
- قواعد طبیعی و نظامهای اسمایی:
ربوبیت الهی است که در قالب قواعد تکوینی طبیعی ظهور کرده و در عالم ماده، به صورت ایجاد و انشای قوانین طبیعی آشکار شده است. بنابراین، نظامهای طبیعی عالم ماده از نظامهای اسمایی حکایت میکنند. همانگونه که اسمای الهی از حق هستند، در حق قرار دارند و با حق معیت دارند، احکام ماده نیز که در اشیا وجود دارند، چنین ویژگیای دارند: از شیء مادی هستند، در شیء مادی قرار دارند، با شیء مادی همراهاند و بر شیء مادی حاکم و نافذ هستند. خداوند هم جعل و ایجاد موجودات مادی را انجام میدهد و هم احکام و قوانین طبیعی را در عالم ماده جعل میکند.