– عبودیت کامل و ظهور ربوبیت
عبودیت، جوهر و کُنه هر ربوبیت است. حقیقت، مغز و باطن عبودیت، ظهور ربوبیت است؛ در واقع، ظهور ربوبیت همان ظهور عبودیت است. به تعبیر دیگر، هنگامی که عبودیت به کمال میرسد، ربوبیت آغاز میشود. هنگامی که انسان به عبودیتی کامل، همهجانبه و تمامعیار برسد، ربوبیت از دل و مغز عبودیت او ظهور خواهد کرد. ائمه، بندگان کامل حق هستند و چون به مقام عبودیت کامل رسیدهاند، خداوند قدرت ربوبیت، تدبیر عالم و تصرف در جهان را به آنان عطا میکند؛ اما چون آنان در برابر حق، بندگانی کامل و همهجانبهاند، در عالم تصرف نمیکنند. عارفانی که به کمال نرسیدهاند، زودتر در امور تکوینی تصرف میکنند؛ ولی عارف کامل و عارفِ مکمل، در عالم تصرف نمیکند، هرچند توان و قدرت آن را داشته باشد. در حقیقت، هر اندازه انسانها پاکتر باشند، تصرف آنان کمتر است. بنابراین، کمترین تصرف در عالم از پاکترین انسانهاست و بیشترین تصرفها از کسانی سر میزند که درجه پاکی آنان کمتر، عرفانشان ناقصتر و توحیدشان ضعیفتر است.
- ائمه؛ مظهر عبودیت:
ائمه داعیه ربوبیت ندارند؛ آنان داعیه عبودیت دارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «أنا عبدٌ من عبیدِ محمّد»؛ یعنی: «من بندهای از بندگان محمد هستم.»، همچنین امام سجاد علیهالسلام در ادعیه خویش، به نهایت فقر، حضور و خشوع در برابر خداوند اعتراف میکند و فقر ذاتی خود را با زیباترین، فصیحترین و بلیغترین کلمات اظهار میدارد. این امر نشان میدهد که آنان به عبودیت کامل رسیدهاند. کسانی که به عبودیت کامل میرسند، خداوند سراسر عالم هستی را در خدمت و تسخیر آنان قرار میدهد؛ یعنی جسم عالم، که همان عالم ماده است، در تسخیر و تصرف آنان قرار میگیرد و روح عالم، که همان ملکوت عالم است، از اراده آنان فرمان میبرد.
- آثار عبودیت کامل:
کسانی که به این مرتبه از وجود میرسند، دیگر نمیتوانند گرفتار عجب، غرور و تکبر شوند. آنان در برابر حق، نهایت خشوع و تواضع را دارند؛ خاشع، خاضع، ساجد و راکع در برابر حقاند. خداوند نیز در برابر این عبودیت و طهارت، سه چیز به آنان عطا میکند: علم غیب، طهارت و عصمت، و قدرت تصرف در عالم هستی، اعجاز و کرامت. بنابراین، آنان به میزان طهارت، تقوا و پاکی خویش، قدرت تصرف در عالم هستی دارند و به همان میزان از علم غیب بهرهمند میشوند. هر اندازه طهارت ارادی و اختیاری، تقوا و عبودیت آنان بیشتر باشد، علم غیبشان کاملتر و جامعتر خواهد بود و تصرفات، معجزات و کراماتشان نیز افزایش خواهد یافت.
- نشانههای امام و پیامبر:
نشانههای امام و نبی سه چیز است: مقام عصمت، اعجاز و علم غیب. هر سه ویژگی، ارادی و اختیاریاند. آنان به اراده و اختیار، علم غیب دارند؛ هرگاه بخواهند، میدانند و هرگاه نخواهند، نمیدانند. آنان نمیخواهند هر چیزی را بدانند و از همین رو، به همه امور علم پیدا نمیکنند. همچنین تصرف آنان در نظام خلقت ارادی است. هرگاه اراده کنند، تصرف میکنند؛ اما همانگونه که علم آنان حکیمانه و هدفمند است، اراده آنان نیز هدفمند و حکیمانه است. آنان در هر چیزی تصرف نمیکنند، ماهیت اشیا را تغییر نمیدهند و ساختار عالم را برهم نمیزنند.
- حکمت تصرف در عالم:
اگر تصرفهای بیجا در عالم ادامه پیدا کند، این امر برخلاف حکمت و ربوبیت عالم خواهد بود و نظام هستی را از جایگاه خود ساقط خواهد کرد؛ زیرا اگر پیوسته در هر چیزی تصرف شود، اشیا از جایگاه تأثیرگذاری و علیت خود خارج میشوند.
برای مثال، آتش قدرت سوزاندن دارد و آب نیز آثار و ویژگیهای خاص خود را دارد. اگر ائمه دائماً در آتش تصرف کنند و اثر سوزانندگی را از آن بگیرند، جایگاه علیت متزلزل و بیاثر خواهد شد. در این صورت، واسطهها، اسباب و مسببات از تأثیرگذاری بازمیمانند و نظام عالم از جهت حکمت و ربوبیت دچار خدشه میشود. این کار با حکمت و ربوبیت الهی منافات دارد؛ زیرا حذف جایگاه تأثیرگذاری واسطهها و علیت اشیا، برخلاف حکمت و ربوبیت است. در حقیقت، حذف علیت اشیا به معنای حذف فلسفه آفرینش آنها نیز هست.
- جایگاه اسباب و علل در نظام هستی:
خداوند اشیای طبیعی و موجودات مجرد را برای تأثیرگذاری آفریده است. موجودات مجرد دارای علیت، قدرت انشا و ایجاد و قدرت تدبیر هستند. همانگونه که موجودات مادی واسطه تدبیر و تأثیرگذاریاند، موجودات مجرد نیز چنین نقشی دارند. خورشید باید اثر گرمکردن و روشنکردن خود را داشته باشد و ماه نیز باید اثر روشناییبخشی خود را ایفا کند. این امور نباید از مسیر عادی و طبیعی خود خارج شوند. ائمه همهچیز را با یک توجه دفعی در اختیار دارند؛ اما این امر به معنای تصرف در هر چیزی نیست. تا زمانی که اراده نکنند، تصرف نمیکنند و هرگاه بخواهند، در اشیا تصرف مینمایند.
- تصرف به اذن الهی:
پس هرگاه بخواهند، آگاه میشوند و هرگاه اراده کنند، تصرف میکنند. بااینحال، آگاهی آنان از عالم و تصرفشان در آن، به اذن حق تعالی است. ائمه که علم غیبشان ارادی است، تصرفشان نیز ارادی و عصمتشان نیز ارادی است. هنگامی که بخواهند به دیگران قدرت ولایت و تصرف بدهند، به برخی افراد اذن تصرف میدهند و به برخی دیگر اذن نمیدهند؛ همچنین ممکن است برخی را در تصرف، صاحب اختیار قرار دهند. آنان متناسب با شأن و ظرفیت هر شخص، اختیاراتی به او عطا میکنند.
اگر معصوم بخواهد در هر چیزی تصرف کند، نظام عالم از مسیر عادی خارج میشود و سنتهای الهی تغییر میکند. این امر برخلاف حکمت و ربوبیت است؛ زیرا جایگاه تأثیرگذاری واسطهها و علیت اشیا از میان میرود و حذف علیت اشیا، برخلاف حکمت و ربوبیت است.
- نمونههایی از تصرف حکیمانه:
علم غیب امام ارادی است؛ بنابراین، اگر بخواهد چیزی را بداند، آن را میداند، اما اراده نمیکند که هر چیزی را بداند. ازاینرو، دانستن او حکیمانه است. تصرف امام در امور تکوینی نیز ارادی است. پس هر چیزی را که اراده کند، میتواند در آن تصرف کند؛ اما در هر چیزی تصرف نمیکند. بنابراین، تصرف او نیز حکیمانه است. از همین جهت، امام معصوم نمیآید جنسیت افراد را تغییر دهد؛ مرد را به زن و زن را به مرد تبدیل کند. امام معصوم شراب را به آب و آب را به شراب تبدیل نمیکند. همچنین خون و نجاسات را به مطهرات تبدیل نمیکند و برعکس. امام معصوم مال دیگران را غصب نمیکند و در آن تصرف نمینماید. مردهای را زنده نمیکند و در او روح نمیدمد، مگر آنکه از جانب خداوند مأذون باشد. همچنین قبض روح نمیکند و بیماری را بر بدن یا روح کسی عارض نمیسازد.