آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ابعاد تکوینی وآزادی شیطان در مشارکت در نطفه و نسل انسانی

ابعاد تکوینی وآزادی شیطان در مشارکت در نطفه و نسل انسانی

  • مشارکت شیطان در اموال و اولاد:

بر اساس آیه قرآن، بیان می‌شود که شیطان در شکل‌گیری اموال و اولاد مشارکت می‌کند. فعلاً موضوع بحث ما بخش مربوط به اموال نیست. مقصود از آن، این است که شیطان با القای کسب مال حرام، انسان را به تهیه مال و ثروت از راه نامشروع دعوت می‌کند و آن نه موردی که موجب حرام شدن مال انسان می‌شود و مصادیق مال حرام را شکل می‌دهد، در همین چارچوب قرار می‌گیرد. این بخش از بحث، از یک جهت چندان تخصصی و فنی نیست؛ اما قسمت دوم، یعنی «و شارکهم فی الاولاد»، بحثی بسیار دقیق، حکمی و فلسفی است و نیاز به تأمل و اندیشیدن فراوان دارد.

  • ابهام در کیفیت مشارکت شیطان در اولاد:

در این آیه قرآن، کیفیت این موضوع به‌صورت روشن بیان نشده است. این‌که شیطان چگونه می‌تواند در اولاد دخالت کند، به‌صورت مبهم باقی گذاشته شده است. در این تحلیل، گفته می‌شود که خداوند به شیطان امر می‌کند که در تشکیل اولاد برخی انسان‌ها مشارکت کند؛ یعنی در حقیقت، خطاب «شارکهم» متوجه شیطان است. این امر نشان می‌دهد که آن کسانی که شیطان با آنان در این موضوع ارتباط برقرار می‌کند و در انعقاد نطفه آنان دخالت می‌نماید، قطعاً دارای شدیدترین زمینه‌های روحیِ گناه، فساد و رذالت در نفس خویش هستند؛ آن هم به‌صورت همه‌جانبه. این همان تحقق دادن سنت اضلال ثانویه است.

  • سنت اضلال ثانویه:

اضلال خداوند، ابتدایی نیست؛ بلکه هدایت، هم ابتدایی دارد و هم ثانوی، اما اضلال فقط ثانوی است. یعنی خداوند ابتدا به ساکن کسی را گمراه نمی‌کند. بلکه برخی افراد خودشان مقدمات گمراهی خویش را فراهم می‌سازند و راه فساد، زشتی و رذالت را انتخاب می‌کنند. خداوند نیز بر اساس انتخاب آنان، سنت اضلال را در حق ایشان ظاهر می‌سازد و نطفه، نسل و ذریه آنان، با اختیار و اراده خودشان، از مسیر تصرف و دخالت شیطان آلوده می‌شود. این همان عین عدالت الهی است؛ زیرا سنت خداوند این است که هر کس در هر مسیری قرار گرفت، با اختیار و اراده خود، در همان مسیر هدایت یا تثبیت شود.

آنانی که هدایت را می‌خواهند، خداوند آنان را هدایت می‌کند؛ و آنانی که گمراهی و فساد و گناه را می‌خواهند، خداوند نیز آنان را در همان گمراهی‌شان مدد می‌دهد. پس «یضل من یشاء» به همان انسان‌های گمراه بازمی‌گردد. در اینجا، ضمیر «من یشاء» به همان افراد برمی‌گردد، نه این‌که ضمیر آن به الله بازگشت داده شود. در بحث ادبیات عرب نیز چنین است که اگر مرجع ضمیر قریب باشد، اولویت آن بیشتر از مرجع بعید است؛ بنابراین، ضمیر «من یشاء» به همان افراد بازمی‌گردد، نه به خداوند. در «یهدی» نیز همین معنا وجود دارد؛ کسانی که هدایت را خواهان‌اند، خداوند بر اساس خواسته خود آنان، ایشان را هدایت می‌کند. پس این، سنت الهی است و آیه، تحقق سنت اضلال ثانویه را بیان می‌کند و این، عین عدالت الهی است؛ زیرا خود آنان چنین چیزی را خواسته‌اند و خداوند در همان مسیرِ تقاضای آنان، آن را با اسم مزیّن تجلی می‌دهد: «یضل من یشاء».

  • تناسب عذاب با نوع گناه:

چرا برخی کسانی که گمراهی را می‌خواهند، این‌گونه عذاب و ابتذال بر آنان رقم می‌خورد؟ پاسخ این است که همان‌گونه که پاداش، متناسب با نوع عبادت، نوع عمل خیر و نیت خیر است، عذاب نیز متناسب با نوع اعمال، ملکات و افکار انسان است. همان‌گونه که پاداش متناسب با اعمال خیر شکل می‌گیرد، عذاب نیز از حیث نوع، کیفیت و شدت، متناسب با نوع گناه و جرم انسان است. این نیز عین عدالت الهی است و در این مرحله نیز عدالت الهی تحقق می‌یابد.

پس چون خودشان گمراهی را خواستند، خداوند آنان را گمراه کرد؛ این یک مرحله از عدالت است. مرحله دوم آن است که چون گناهی که انجام دادند از همین سنخ است و آنان در حقیقت گناهانی از همین نوع را مرتکب شدند، خداوند متناسب با نوع گناهی که انجام داده‌اند، عذابی بر آنان می‌فرستد. بنابراین، عذاب متناسب با جرمی است که انجام داده‌اند؛ همان‌گونه که نوع پاداش متناسب با نوع عمل خیر شکل می‌گیرد، نوع مجازات نیز بر همان اساس شکل می‌گیرد و این، عین عدالت الهی است و تناسب تام دارد.

با این حال، این‌که چه نوع گناهانی چه نوع عذاب‌هایی را در پی دارد و چه نوع عباداتی چه نوع پاداش‌هایی را رقم می‌زند، از اسرار توحیدی است که پاسخ دادن به این پرسش، شأن معصومین علیهم‌السلام است و از طریق مکاشفه اولیای الهی قابل دستیابی است. اما به‌طور اجمالی می‌فهمیم که نوع عذاب و نوع گناه، با یکدیگر سنخیت و تناسب دارند و نیز نوع پاداش و نوع عبادت، دارای سنخیت هستند.

  • دو جنبه تکوینی و اختیاری شیطان:

مطلب چهارم این است که شیطان به واسطه تحقق سنت اضلال در عالم، دارای دو جنبه است: یک جنبه ارادی و اختیاری دارد، مانند انسان؛ و یک جنبه تکوینی. از جنبه تکوینی، تکلیفی بر او نیست و او تابع اراده تکوینی حضرت حق است. در این جنبه، شیطان فقط مسیر ظهور اراده الهی است و مجرای تحقق سنت‌های الهی در عالم به شمار می‌رود. پس جنبه تکوینی شیطان در اختیار تام و بی‌واسطه حضرت حق است و در این‌جا اراده خداوند، عین تحقق است؛ یعنی وقتی خداوند اراده می‌کند از مجرای شیطان سنتی را اعمال و ظاهر کند، همان اراده، عین تحقق می‌شود. شیطان قدرت مقابله با اراده تکوینی الهی را ندارد؛ بنابراین، اراده او عین ایجاد است و امر او تحقق پیدا می‌کند.

در برابر اراده تکوینی حق، هیچ اراده‌ای قدرت مقابله و مواجهه ندارد. همان‌گونه که بعد تکوینی انسان نیز تحت اراده مستقیم تکوینی حضرت حق است، کل عالم هستی از جنبه تکوینی در قبضه فاعلیت کامله و ربوبیت تام حضرت حق قرار دارد و این ربوبیت، عین تحقق است. شیطان نیز از این جهت، فرمان‌های تکوینی حق و اراده‌های تکوینی حضرت حق را از مسیر و مجرای خودشان بروز، ظهور و تجلی می‌دهد. به‌گونه‌ای که اراده حق در این مقام، عین ایجاد و تحقق است و شیطان فقط مسیر ظهور و مجرای ظهور است.

  • شیطان به‌عنوان مجرای ظهور اراده حق:

در حقیقت، شیطان در این مقام، مانند ناودانی است که آب از آن فرو می‌ریزد. آبی که از سقف سرازیر می‌شود و از مسیر ناودان عبور می‌کند، از خود ناودان نیست؛ ناودان در اینجا اراده‌ای از خود ندارد و استقلالی برای او متصور نیست. از این جهت، شیطان نیز مسیر ظهور تکوینی اراده حق است و از این حیث، نقشی و دخالتی به‌طور ارادی و اختیاری ندارد؛ بلکه عین اطاعت و عین تحقق است و از قدرت تخلف، در این جنبه، برای شیطان معنا ندارد. امر به شیطان، عین اطاعت شیطان است، عین تحقق و به اصطلاح، عین ظهور است.

البته در این خطاب الهی، مطلب دیگری نیز وجود دارد و آن این‌که اگر شیطان این کار را با اختیار و اراده خود انجام دهد، معذب خواهد بود؛ زیرا در آن صورت، عصیان کرده و بر خلاف خواست خدا عمل نموده است و از این جهت، مستحق عذاب است. اما از جنبه تکوینی، چنین نیست. بنابراین، شیطان دو جنبه تکوینی و اختیاری دارد و آیه، به بعد تکوینی و غیرارادی شیطان اشاره می‌کند.

بخش دوم:

  • مکانیزم درونی و حضوری روح شیطان در درک خطاب الهی:

نکته پنجم در خصوص خطاب الهی به شیطان، به این مسئله اشاره دارد که شیطان واجد روحی است که خطاب الهی را با سامعه خود می‌شنود، با عقل خویش درک و فهم می‌کند و همچنین این خطاب الهی را به صورت حضوری در درون خود احساس می‌نماید. این نحوه فهم، شنیدن و احساس کردن، همگی بیانگر مکانیزم درونی و حضوری روح شیطان است. خداوند از طریق القای الهی، دستوری را به روح شیطان القا کرد که شیطان ملزم به اطاعت و تحقق آن است و توان مقابله با آن را ندارد. این امر، چه بی‌واسطه و چه با واسطه از سوی خداوند صورت می‌گیرد و هر دو شکل القای الهی به شیطان امکان‌پذیر است.

  • تمایز اطاعت‌پذیری تکوینی و امکان تخلف تشریعی:

شیطان از بعد تکوینی، دارای اطاعت‌پذیری است؛ به این معنا که امر الهی برای او عینِ مطاع و عینِ اطاعت‌پذیری محسوب می‌شود و توان تخلف از آن را ندارد. علت این امر آن است که ساحت تکوینی شیطان، انسان و مجموع عالم هستی، تحت اراده مستقیم و ربوبیت حق‌تعالی قرار دارد. اراده تکوینی حق، بدین معناست که تمام مخلوقات، مجرای ظهور مستقیم اراده الهی هستند که از آن به «وجه خاص» تعبیر می‌شود؛ یعنی راه بی‌واسطه تجلی حق که امکان تخلف در آن وجود ندارد.

اما در بعد تشریعی، برای انسان، جن و شیطان امکان تخلف از اراده الهی وجود دارد و گناه دقیقاً در همین حوزه معنا می‌یابد. بنابراین، حوزه فعالیت شیطان را باید از بعد تکوینی و تشریعی تفکیک کرد. شیطان به دلیل اعمال ارادی و اختیاری که مخالف اراده و خواسته الهی است، مؤاخذه می‌شود. از این رو، وجود شیطان در عالم هستی ضرورت دارد تا واسطه‌ی تحقق برخی سنت‌های الهی، همچون سنت اضلال، سنت ضلال، سنت قهاریت و غیره باشد.

  • تحلیل کیفیت و چیستی مشارکت شیطان در انعقاد نطفه انسان:

اگرچه قرآن کریم بیان می‌دارد که شیطان مشارکت می‌کند، اما در باب کیفیت این مشارکت بحثی مطرح نشده است. خودِ واژه‌ی «مشارکت» نشان‌دهنده‌ی تأثیرگذاریِ چند عامل در کنار یکدیگر است؛ یعنی حداقل دو اراده و دو فاعل در صحنه حضور دارند و کاری را انجام می‌دهند که این عمل به هر دو فرد منتسب می‌شود. پس شیطان دارای فاعلیت و تأثیرگذاری در عالم است و شریک بودن او، نشان‌دهنده‌ی مؤثر بودن اوست. این مشارکت می‌تواند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باشد که در اینجا به چند حالت آن پرداخته می‌شود:

– مشارکت غیرمستقیم از طریق تحریک میل جنسی:

در این حالت، شیطان با تحریک میل جنسی مرد یا زن، فرد را به سوی جنس مخالف متمایل می‌کند تا مرتکب عمل زنا شوند. این یک شکل از مشارکت است که در آن، انعقاد نطفه بر اساس غلبه دادن شهوت جنسی توسط شیطان صورت می‌گیرد. ممکن است این غلبه، در یک طرف (مرد یا زن) باشد که دیگری را مجبور یا مکره کرده و خود دارای اختیار است، یا هر دو طرف با القای شیطان، با اختیار خود به سمت این عمل ناپسند متمایل شوند. بنابراین، راه شیطان در اینجا «غلبه دادن میل جنسی» است، اما انتخابِ عمل بر عهده‌ی خود انسان (چه مرد و چه زن) است. در این صورت، شیطان از طریق زنا در انعقاد نطفه‌ی حرام مشارکت کرده است، با این تفاوت که شیطان از طریق «مین» (میل) وارد شده و انسان از طریق «عمل» و انتخاب خود.

-مشارکت مستقیم از طریق فاعلیت فیزیکی (مجامعت و لمس جنسی):

در حالت دوم، خود شیطان فاعلیت مستقیم را از طریق مجاورت، مجامعت و لمس جنسی انجام

بخش سوم:

  • شراکت شیطان از طریق تغذیه (سومین راه):

سومین طریقی که شیطان از طریق آن در اولاد مشارکت می‌جوید، ایجاد شراکت از طریق مداخله در تغذیه است. در این فرآیند، شیطان با غلبه دادن میل به حرام‌خواری و کسب لقمه حرام — که شامل نوزده مورد می‌باشد — این میل را در انسان شعله‌ور می‌سازد تا او مال و لقمه خود را از راه حرام به دست آورد. زمانی که این لقمه مصرف شود، به سلول جنسی و نطفه تبدیل می‌گردد؛ به این معنا که اساسِ انعقاد نطفه، لقمه حرامی است که انسان (چه مرد باشد، چه زن و چه هر دو) کسب کرده است. این وضعیت خود دارای سه حالت است. در این شرایط، مولود حاصله، «حرام‌زاده» محسوب می‌شود، نه «زنازاده»؛ زیرا در این حالت، زن و مرد با همسر شرعی خود رابطه برقرار کرده و نطفه را منعقد کرده‌اند، اما به دلیل اینکه ترکیب نطفه جنسی از لقمه حرام بوده، آن مولود «حرام‌زاده» است. در واقع این سه طریق، روش‌هایی هستند که شیطان از راه تحریک انسان به طلب مال حرام، زمینه را برای انعقاد نطفه‌ای حرام فراهم می‌آورد.

  • مشارکت شیطان از طریق قوه خیال (چهارمین راه):

چهارمین شکل از مشارکت شیطان، که از سایر روش‌ها پیچیده‌تر بوده و درک آن مستلزم دقت بیشتری است، مداخله شیطان از طریق «قوه خیال» می‌باشد. این روش در اشکال گوناگون قابل تصور است که به شرح زیر می‌باشد:

  • تصرف در خیال مرد:

در حالت نخست، هنگام انعقاد نطفه، مرد در خیال خود صورت یک زن نامحرم را انشا می‌کند (پدید می‌آورد) و به آن توجه و نظر می‌دوزد. یا اینکه خود مرد صورت یک زن نامحرم را در ذهن خود تصور می‌کند و شیطان، آن تصور و توجه را غلبه می‌دهد و آن نظر را تداوم می‌بخشد. در این فرآیند، شیطان هم می‌تواند مستقیماً صورت را خلق کند تا انسان به آن توجه کند، و هم می‌تواند زمانی که انسان خودِ صورت را در ذهن حاضر کرد، بر تداوم، عمق و شدتِ توجهِ فرد به آن صورت، غلبه یابد.

در این حالت، آن صورتِ مجردِ خیالی، به دلیل برخورداری از تجرد، قدرت تأثیرگذاری و انشای نطفه را دارد. شیطان زمانی که صورتی را انشا می‌کند یا صورتی در ذهن می‌آید، از طریقِ توجه و نظر به آن صورت، حالات شیطانی را منتقل می‌کند. به عبارت دیگر، همان نطفه مردی که در رحم زن انشا می‌شود، با مشارکت شیطان بوده و حالات شیطانی نیز هم‌زمان با انشای صورت، منتقل می‌گردد. در نتیجه، آن نطفه به «نطفه انسانیِ شیطانی» تبدیل می‌شود که واسطه آن، صورت خیالیِ زن نامحرم است. در اینجا، آن مرد با تصور مجامعت با آن زن در خیال خود، انعقاد نطفه را شکل می‌دهد. لازم به ذکر است که مولود حاصل از این فرآیند «زنازاده» نیست، زیرا مرد با همسر شرعی خود رابطه برقرار کرده، اما انعقاد و انشای نطفه مردانه، از مجرای یک تصور مثالی صورت گرفته است که یا مستقیماً توسط شیطان، یا توسط خود فرد حاضر شده و در هر صورت، توجه شیطان نیز در آن دخیل بوده است.

  • تصرف در خیال زن:

حالت دیگری نیز وجود دارد که شیطان در قوه خیال زن تصرف کرده و صورتی را انشا می‌کند. بدین معنا که صورت یک مرد نامحرم را به شکل عریان در خیال زن حاضر می‌سازد. زن در خیال خود به آن صورت عریانِ مرد نگاه کرده و تصور مجامعت و نزدیکی با آن صورت خیالی را پیدا می‌کند. از آنجا که آن صورتِ خیالی مجرد است، دارای تأثیرگذاری است. تأثیرگذاری آن در نطفه به این صورت است که یا انشای نطفه مردانه از طریق همان صورت مثالی در رحم زن شکل می‌گیرد، و یا انشای نطفه از طریق همسر انجام می‌شود اما حالت روحی و شیطانیِ آن مرد نامحرم (که در خیال زن بوده) در نطفه مؤثر می‌افتد.

  • تصرف همزمان در خیال زن و مرد:

علاوه بر موارد فوق، حالت سومی نیز وجود دارد که در آن، شیطان برای هر دو طرف (زن و مرد)، صورت خیالی جنس مخالف را انشا می‌کند. بدین معنا که در ذهن و خیالِ مرد، تصویر زن نامحرم عریانی را و در خیال زن، صورت یک مرد نامحرم عریانی را انشا و ترسیم می‌نماید. در این حالت، مرد با صورت خیالی آن زن نامحرم در ذهن خود هم‌بستر می‌شود و زن نیز با صورتِ آن مرد نامحرمِ عریان در خیال خود هم‌بستر می‌گردد و بدین ترتیب، مشارکت شیطانی در انعقاد نطفه صورت می‌پذیرد.

بخش چهارم:

  • انقاع نطفه از طریق زوج‌های شرعی و تأثیر حالات روحی:

در صورتی که انقاع نطفه از سوی طرفین مرد و زن (زوج‌های شرعی) در رحم زن انجام شود، حالات روحی آن مرد و زن و همچنین تصاویر خیالی تصور شده در فرآیند نطفه از هر دو طرف، در آن مؤثر است. علاوه بر این، حالات روحی پدر و مادر آن‌ها نیز بر این فرآیند اثرگذار می‌باشد. در واقع، چهار حالت روحی شامل مرد، زن، نامحرم و پدر و مادر آن‌ها در انقاع نطفه نقش ایفا می‌کنند. در یک حالت، انقاع نطفه صرفاً از طرفین مرد و زن شرعی و به صورت انشاء نطفه انجام می‌گیرد.

  • نقش تصاویر خیالی و مشارکت شیطان در انقاع نطفه:

در حالت سوم، ممکن است زن با تصور یک مرد نامحرم، دچار انقاع نطفه شود؛ به گونه‌ای که نطفه از طرف آن مرد نامحرم که در خیال زن حاضر است، در رحم شکل می‌گیرد، نه از سوی همسر واقعی او. در واقع، هرچند در ظاهر عمل زناشویی انجام شده است، اما آن نطفه‌ای که با نطفه زن ترکیب می‌شود، متعلق به همان مرد نامحرم است که در خیال زن حاضر و ظاهر گشته است. همچنین ممکن است این امر ترکیبی از هر دو حالت باشد؛ یعنی ترکیبی از انشاء سلول جنسی مرد نامحرم و انشاء صورتِ نطفه جنسیِ همسر خود و نطفه خودش. در این صورت، انشاء این صورت‌های خیالی یا از خود مرد و زن است و یا شیطان دو صورت خیالی نامحرم را به طور مجزا در هر دو نفر ایجاد کرده است. حالات شیطانی از طریق مجرای «القاء تصاویر» منتقل می‌شوند و تنها حالات شیطانی به طرفین منتقل می‌گردد. در هر شکلی که شیطان در انقاع نطفه مشارکت کند، هم از طریق خودِ فرآیند انقاع و هم از طریق انتقال حالات خود به طرفین، حضور دارد.

  • تبیین مفهوم مولود حرام‌زاده و چهارگانه مشارکت شیطان:

سه حالتی که ذکر شد و در آن شیطان از طریق «قوه خیال» در انقاع و شکل‌گیری نطفه مشارکت دارد، منجر به پیدایش «مولود حرام‌زاده» می‌گردد. لازم به ذکر است که در اینجا زن، «زنازاده» نیست؛ بلکه در حقیقت این «مولود» است که «حرام‌زاده» محسوب می‌شود، زیرا این افراد بر اساس ازدواج شرعی و عمل زناشویی شرعی، مولودی را پدید آورده‌اند، اما محتوای آن نطفه در واقع یا مستقیماً با القاء شیطان شکل گرفته، یا تحت تأثیر حالات شیطانی بوده و یا ترکیبی از انشاء نطفه شیطانی و حالات شیطانی است که این امر موضوع را بسیار پیچیده و گسترده می‌سازد.

مورد چهارم از مشارکت شیطان در انقاع نطفه، زمانی است که فردی با مال حرام (مانند خرید کنیز با مال حرام) یا با پرداخت مهریه‌ای از مال حرام به همسر خود، اقدام به ازدواج می‌کند؛ در اینجا نیز شیطان در انقاع نطفه او مشارکت کرده است و این نیز یکی از شیوه‌های دخالت شیطان در شکل‌گیری نطفه انسانی و اولاد است.

  • مشارکت مجزای شیطان در قوه خیال زن و تولد مولود ترکیبی:

قسمت دیگری از مشارکت شیطان در اولاد این است که شیطان به طور مجزا در قوه خیال زن مشارکت کند. از آنجا که زن دارای رحم و نطفه زنانه است، اما در این حالت عمل زناشویی با همسر خود را انجام نداده، شیطان از طریق تصور دادن یک صورت خیالی از مردی نامحرم، یا با تمثل یافتن خود در خیال آن زن و یا با تمثل یک مرد نامحرم در خیال زن، اقدام به انشاء نطفه مردانه می‌کند. در اینجا نطفه زنانه از خود زن است و نطفه مردانه از طریق این تمثیل ایجاد می‌شود. در نتیجه، نطفه‌ای ترکیبی از نطفه انسانی و شیطانی شکل گرفته و این زن صاحب فرزندی می‌شود که هم حالات جنی و هم حالات انسانی، و هم شمایل انسانی و هم شمایل جنی دارد.

  • مقایسه تمثل شیطانی با تجلی ملائکه در مورد حضرت مریم (ع):

آنچه در مورد حضرت جبرئیل (امین علیه السلام) در ارتباط با حضرت مریم مقدس (علیه السلام) رخ داد، با این موارد متفاوت است؛ زیرا حضرت مریم به دلیل مقام ولایت، عصمت و قدرت روحی و تحول وجودی خود، توانست جبرئیل امین را در قوه خیال خود تنزل دهد. جبرئیل با تمثل دادن و تجلی برزخی و مثالی، به صورت یک مرد بشر ظاهر شد. علت ظاهر شدن جبرئیل به چهره مردانه این بود که برای تولد مولود حضرت مریم، به نطفه مردانه نیاز بود. در حالی که نطفه زنانه از رحم حضرت مریم انشاء می‌شد، برای تکمیل فرآیند به نطفه مردانه نیاز بود و تصور صورت مردانه جبرئیل در خیال مریم، باعث انقاع و القاء نطفه مردانه از طریق جبرئیل امین در رحم مریم مقدس گردید. این امر از طریق مسیر مکاشفه و شهود صورت گرفت.

شیطان نیز قوای وجودی دارد و با قدرت خود می‌تواند در انسان‌ها، فعالیتی مشابه آن فرشته الهی در رابطه با انقاع نطفه انجام دهد، با این تفاوت که راه او از طریق «تصور خیالی» است.

  • جایگاه قوه خیال و تفاوت تمثل فرشتگان و شیاطین:

قوه خیال هم محل تنزل ملائکه و هم محل تنزل و حضور شیاطین است. فرشتگان در خیال پاک و در ارواح پاک تمثل پیدا می‌کنند، اما شیطان در خیال آلوده تمثل می‌یابد و با تمثل خود، تأثیری ایجادی دارد که می‌تواند منجر به انقاع نطفه‌ای در رحم زنان بدکار شود. شیطان هرگز در خیال زنان مؤمن و پاک، اقدام به انقاع صورت جنسی یا انشاء نطفه از طریق تصور دادن صورت خیالی نمی‌کند؛ این امر صرفاً مخصوص کسانی است که مشمول سنت اضلال الهی شده‌اند.

گفتارهای مشابه