- مقدمه:
عنوان محتوا چگونگی آیت بودن تکوینیات و تشریعیات است. مقصود این است که روشن شود چگونه موجودات خارجی، احکام دینی و نیز برخی امور اعتباری، هر یک به نحوی نشانه و آینهای برای حق تعالی به شمار میآیند.
- تشریعیات و نسبت آنها با علم الهی:
تشریعیات از این جهت که تنزل تکوینیات هستند و تنزل حقایق علمی و علم تفصیلی الهیاند، در حقیقت از تنزل واقعیات وجودی محسوب میشوند. تشریعات از آن جهت که تنزل علم الهیاند و تنزل تکوینیات هستند، با تکوینیات مرتبطاند و به علم تفصیلی حضرت حق اتصال دارند؛ از همین جهت، جهت حقانی دارند و از این رو آیت و نشانه بودن در آنها مطرح است. مانند همه احکام دین و همه احکام شریعت که اینها تنزل علم الهیاند، تنزل علم فعلیاند و به بیانی تنزل حقایق تکوینی هستند.
- ظهور علم الهی در تکوینیات و تشریعیات:
علم الهی است که هم به شکل تکوینیات تجلی عینی پیدا میکند و هم به شکل تشریعیات تنزل خارجی مییابد. تکوینیات، یعنی مخلوقات خارجی، نیز تجلی علم تفصیلی فعلی حق هستند؛ یعنی حقایق وجودی، تنزل همان حقایق علمیاند. پس در حقیقت، علم الهی این قابلیت را دارد که به صورت ارواح ظهور کند، به صورت اجسام تحقق یابد، به صورت صفات جلوه نماید و به صورت افعال تکوینی و افعال ارادی و اختیاری آشکار شود. چنین استعداد و قابلیتی در علم الهی وجود دارد.
- اعتباریات و آیت بودن غیرمستقیم:
اعتباریات همان احکام بشری هستند که مستقیماً به امور وجودی مرتبط نمیشوند. از این جهت، آنها میتوانند از حیث کلی آیت وجود باشند، نه از حیث جزئی. یعنی اعتباریات از آن جهت که به حقیقت تکوینیِ انسان متصلاند، میتوانند آیت حق باشند؛ زیرا اتصال آنها به تکوینیات، یعنی به انسان، سبب میشود که به نحو غیرمستقیم نشانهٔ حق تلقی شوند. بنابراین، اعتباریات به صورت مستقیم جنبه وجودی ندارند و وقتی جنبه وجودیِ مستقیم ندارند، به طور مستقیم نیز جنبه آیت بودن ندارند؛ اما به طور غیرمستقیم میتوانند چنین شأنی پیدا کنند.
- وجود و ملازمت آن با آیت بودن:
وجود، به طور کلی، مساوق با آیت است. وجود مساوق با آینه بودن است. هرچه خداوند میآفریند آیت است، نشانه است و آینهای برای حق است. هیچ مخلوقی در عالم نیست که آینه حق نباشد، آیت حق نباشد و نشاندهنده حق نباشد.
- احکام وجودی و ماهوی در اشیا:
هر شیء دو دسته حکم دارد: یکی احکام وجودی و دیگری احکام ماهوی. احکام وجودی مربوط به جهت وجود آنهاست و احکام ماهوی مربوط به جنبه ماهیت آنها. هر شیء این دو دسته احکام را با هم دارد و وجود و ماهیت اشیا در خارج با یکدیگر متحدند. احکام وجود و احکام ماهیت در خارج در یک شخص و یک فرد تحقق و عینیت دارند.
- نسبت تشریعیات با افعال انسان:
احکام تشریعی که مربوط به برخی اشیا هستند، یا احکام تشریعی که درباره اشیایی است که با انسان مرتبطاند، نه مربوط به احکام وجودند و نه مربوط به احکام ماهیت؛ بلکه احکام تشریعی در رابطه با اعمال انساناند. احکام تشریعی در رابطه با انسان است، اما نه در رابطه با ذات و حقیقت وجود ما، یعنی به جنبه وجودی ما مربوط نیست، به جنبه تکوینی ما مربوط نیست و به افعال تکوینی ما نیز مربوط نمیشود، بلکه به افعال ارادی و اختیاری ما مرتبط است. به این معنا، تشریعیات مربوط به افعال اختیاری اعمال ما میشوند.
- مثال آب و تبیین تفاوت احکام:
آب از آن جهت که آب است، احکام ماهوی دارد؛ و از آن جهت که وجود است، یعنی وجود مقید و مشخّص، احکام وجودی دارد. بنابراین، آب از حیث ماهوی رنگ دارد، جرم دارد، چگالی دارد، طبیعت روانی دارد، مرطوب است و آرایش الکترونی خاصی دارد. به همین سبب با ماهیتهای دیگر مرتبط میشود. حال هر آبی، چه شیرین باشد، چه شور باشد، چه مطلق باشد و چه مضاف، احکام آب بودن را داراست، احکام ماهوی را داراست و احکام وجودی را نیز دارد، زیرا نوعی از وجود مادی را داراست. اما از جنبه مطلق و مضاف بودن، احکام تطهیر و طهارت را داراست. پس از جنبههای وجودی و جنبههای ماهوی، جهت تشریعی به آن معنا ندارد.
- مظهریت همه اشیا نسبت به اسماء الهی:
هر شیء از جنبههای وجودی، آیت اسماء الهی است و جنبههای وجودی اشیا تبیینکننده اسماء الهیاند. از جهت ذات اشیا، یا ذات مجرد آنها یا ذات مادی و ماهیتشان، و نیز از جهت صفات اشیا، همگی آیت الهی و مظهر اسماء اللهاند. همچنین از جهت افعال اشیا، چه افعال تکوینی و چه افعال ارادی و اختیاری، همگی آیت الهیاند و تبیینکننده توحید هستند.
- جمعبندی:
تشریعیات مستقیماً، چون جهت وجودی دارند، آیت الهیاند و اسماء الله را تبیین میکنند. تشریعیات از این جهت که تنزل علم الهی و دارای جنبههای وجودیاند، تبیینکننده اسماء الهی هستند و شأن آیتگونه دارند. اعتباریات نیز به طور غیرمستقیم، از آن جهت که مستند به حقیقت انسانیاند و به حقیقت تکوینیِ انسان متصلاند، میتوانند جنبه آیتگونه داشته باشند.