- تعریف قوه شامه:
موضوع محتوا «شم» و «بو» است؛ یعنی بوییدن. بوییدن یکی از کارکردهای قوه شامه، یعنی شامه نفس ناطقه ماست. در مرتبه ادراکات حسی، پنج قوه حسی داریم و یکی از آنها قوه شامه است که بوها را استشمام میکند. بوها جزء اعراض هستند که از جوهر جسم مادی متصاعد میشوند و انسان با قوه شامه آنها را استشمام میکند. قوای حسی، اعراض پنجگانه را ادراک میکنند و هر آنچه قوای حسی ادراک میکنند، جزء اعراض است؛ از جمله بوها.
- بوهای مادی و معنوی، و بوی نبوت:
همه اجسام مادی رایحه و بو دارند و علاوه بر آن، امور معنوی هم بو دارند. نبوت نیز رایحه دارد و بو دارد. «إنی أشم رایحه النبوه»؛ این روایت از حضرت رسول صلواتاللهعلیه است که فرمود: من بوی نبوت را استشمام میکنم. این بوی نبوت، در حقیقت در درون رسولالله است و شامه برزخی آن را استشمام میکند. پس مشخص است که بوی نبوت، بویی است که در مرتبه برزخ متصاعد میشود و با شامه برزخی حضرت، آن بو استشمام میشود.
- نمونه قرآنی حضرت یعقوب و حضرت یوسف:
همانطور که حضرت یعقوب نبی (ع) فرمود: من بوی پیراهن یوسف (ع) را استشمام میکنم، و باز حضرت یعقوب (ع) فرمود: «إنی لأجد ریح یوسف لولا أن تفندون». آیه ۹۹ سوره یوسف میفرماید: «من مییابم در درون خودم»؛ این یافتن است. «ریح»، یعنی بوی یوسف را مییابم در درون خودم. یعنی از حضرت یوسف(ع) بویی متصاعد میشود که شامه برزخی یعقوب نبی(ع) آن را استشمام میکند.
- واژههای قرآنی مربوط به بو و مراتب بوها:
در زبان عربی از بو به «ریح» و «رائحه» یاد میشود. کلمه به اصطلاح «شمه» و «اشم» در قرآن اصلاً ذکر نشده و به هیچ وجه بوییدن در قرآن نیامده است. بوهای تند هویت جهنمی دارند و بوهای مطبوع هویت بهشتی دارند؛ پس گیاهانی که بوی مطبوع دارند از بهشت نزولی تنزل پیدا کردهاند، و گیاهانی که بوی تند دارند از جهنم برزخی نزول پیدا کردهاند، از جهنم نزولی و قوس نزول تنزل پیدا کردهاند.
- بو در روایات و بدن معصومان:
در حدیث شریف کسی هست که «إنی أشم رائحهً عندک طیبهً کأنها رائحه جدی رسولالله»؛ امام فرمود من استشمام میکنم رایحه پاکی را نزد تو که آن رایحه در حقیقت مثل رایحه جدم رسولالله است که امام فرمود در حدیث کسا. یعنی نبوت رایحهای دارد که از آن رایحه، شامه برزخی بویی را استشمام میکند. پس هم اجسام بو دارند، هم مجردات بویی از آنها استشمام میشود. همانطور که گناهان در مرتبه برزخ و قیامت بوی بدی از آنها متصاعد میشود که شامه برزخی آن ملکوتیان را ناراحت میکند.
- رایحه پیامبران، حورالعین و حضرت فاطمه(س):
روایت داریم که بوی بدن پیامبران، بوی میوه بِه میباشد و بدن حورالعین هم بویی از آن متصاعد میشود. و بوی بدن دخترم فاطمه(ع) بوی میوه بِه و بوی شکوفههای مورد و گل سرخ است. یعنی تناسبی هست بین بِه و بدن معصومین و این نکته مهمی است و قابل توجه.
- ارتباط بو با مزاج انسان:
۲۳ قسم بو هست که ۱۰ قسم آن قابل استشمام برای شامه ماست. انتخاب نوع بوی عطرها متناسب با مزاج و طبع است و اصلاً هر مزاجی بو را استشمام میکند و با بویی هماهنگ است. بعضیها، یعنی انسان متناسب با نوع مزاج خودش از بوها خوشش میآید. پس یکی از راههای شناختن مزاج این است که انسان متوجه بشود از چه بویی لذت میبرد، مطبوعش چیست و چه بویی برایش مطبوع نیست. متوجه کسی که بوهای تند را دوست دارد، مزاج تندی دارد؛ کسی که بوهای مطبوع را دوست دارد، آن مزاج معتدلی دارد.
- واژه لمس و خیال در قرآن:
کلمه «لمس» هم در قرآن مثل بحث «شم» به هیچ وجه نیامده. یک مورد هم در قرآن کلمه لمس ذکر نشده. حتی کلمه «خیال» در قرآن در دو جا ذکر شده؛ به صورت واژه «تخییل» نیامده بلکه به باب افتعال رفته و به شکل «اختبال» آمدهاست و اسم فاعل: «إِنَّما الله لا یحب کل مختال فخور». «مختال» اسم فاعل از باب اختیال هست، افتعال، و آن به هیچ وجه انسان خیالپرداز، خیالباف، فخرفروش را دوست ندارد؛ که آن خیالبافی و خیالپردازی باعث فخرفروشی میشود.
- نمونه قرآنی سوره طه:
در قرآن این یک مورد هست و در جای دیگری هم ذکر شده است: در آیه ۶۶ سوره طه میفرماید: «یُخَیَّلُ إلیهم من سحرهم» در رابطه با داستان حضرت موسی(ع) و فرعون که آنها، آنهایی که سحر شده بودند، تصورشان و تخیلشان این بود که طنابها حرکت میکند، در صورتی که حرکت طنابها را در خیالشان میدیدند نه در بیرون. یعنی تحرک آن طنابها در قوه خیال بود؛ تصور حرکت میکردند، تخیل حرکت میکردند، و این تخیل ناشی از سحر بود. یعنی چون سحر شده بودند، خیال آنها تحت سحر ساحری قرار گرفته بود. پس کلمه خیال در قرآن به دو شکل ذکر شده: «یخیل» و «مختار»
- کلمه لمس و شم:
کلمه لمس و شم در قرآن به هیچ وجه به هیچ شکلی ذکر و قید نشده است.