- تحلیلکننده سیاسی:
در جلسه قبل(دوم) تبیین شد که تبیینکننده باید از علو و غلو خودداری کند؛ یعنی از افراط و تفریط پرهیز داشته باشد. این امر نیازمند داشتن معیار، شاخص و میزان است.
- رتبهبندی و ارزشگذاری حوادث:
دوم اینکه باید حوادث را رتبهبندی و ارزشگذاری کند؛ حوادث کوچک و بزرگ را از یکدیگر مشخص کند و بر حوادث بزرگ و جریانساز تأکید بیشتری داشته باشد و آنها را بیشتر تکرار کند.
سوم اینکه حوادث جریانساز را بهصورت تفصیلی تبیین کند، نه اجمالی؛ یعنی روش کار این باشد که بر آن حوادث تأکید کند و در آنها توقف داشته باشد.
- صداقت در تبیین و تحلیل:
مورد بعدی این است که در تبیین و تحلیل، صداقت وجود داشته باشد. بهاصطلاح، خودِ تحلیلکننده نیز باید صادق باشد؛ علاوه بر اینکه خبر باید صادق باشد، تحلیلکننده هم باید در تبیین خود صداقت داشته باشد.
- بهرهگیری از تاریخ اسلام:
در تحلیل سیاسی باید حوادث تاریخ اسلام را مدنظر قرار داد، شیوه برخورد با آن حوادث را بازنگری کرد و در حوادث زمان امروز به کار گرفت. باید از آن حوادث بهرهبرداری معرفتی کرد.
برخی حوادث «معبر» هستند و برخی دیگر «ایستگاه». باید به این نکته توجه داشت. از برخی حوادث باید سریع عبور کرد، اما درباره برخی دیگر باید گوش سپرد و توقف کرد.
- تحلیل بهموقع و وحدتآفرین:
تحلیل بهموقع : یعنی باید در زمان خودش تحلیل کرد و اجازه نداد زمان تحلیل از بین برود.
تحلیل باید وحدتآفرین باشد. همچنین باید در تحلیل، شبکهسازی وجود داشته باشد؛ یعنی برخی تحلیلها باید شبکهای و گسترده شوند و در سطح رسانهای ارائه گردند.
تحلیلگر نباید از پیوستگی حوادث با یکدیگر در مسائل سیاسی غفلت کند. شناخت حوادث سیاسیِ همزمان اهمیت دارد. شناخت حوادث سیاسیِ مشابه در طول تاریخ نیز مهم است. همچنین شناخت حوادث سیاسی همتراز و همرتبه در طول تاریخ اهمیت دارد.
- صبر استراتژیک تحلیلکننده:
تحلیلکننده سیاسی باید صبر استراتژیک داشته باشد. خودِ صبر، یک شیوه تحلیل سیاسی است و این نکته بسیار مهمی است. تحلیلکننده نباید عجولانه قضاوت کند.
این موضوع، از ویژگیهای شخصیتی تحلیلکننده است؛ یعنی تحلیلکننده باید صبر استراتژیک داشته باشد و بهعنوان یک شیوه تحلیل، از این صبر بهرهبرداری کند.
- تکمیل مراحل وقوع حادثه:
مراحل وقوع یک حادثه باید تکمیل شود تا تحلیل شکل بگیرد. یعنی باید تمام اجزای یک حادثه و تمام جزئیات آن روشن شود تا بتوان تحلیل جامع و فراگیری از آن داشت.
ممکن است بررسی اجزای یک حادثه زمانبر باشد. به همین جهت، تحلیلکننده باید صبر استراتژیک داشته باشد تا تمام مراحل وقوع حادثه تحقق پیدا کند. اگر در هنگام تحلیل مشخص شد که این فقط بخشی از حادثه است و اجزای دیگری نیز وجود دارد که هنوز واقع نشدهاند، باید منتظر ماند.
- بانک اطلاعاتی شخصی:
تحلیلکننده باید یک بانک اطلاعاتی کامل و فردی داشته باشد؛ مجموعه حوادث را بایگانی کند، فهرستگذاری کند و موضوعبندی نماید.
در حقیقت، این مجموعه اطلاعات کامل را باید بهعنوان یک دانش سیاسی حفظ کند تا بتواند برای تحلیلکردن از آن استفاده نماید.
- حوادث کلیدی و مبناساز:
برخی حوادث سیاسی و تاریخی، کلیدیاند؛ مبناساز، بنیادساز، مکتبساز و نهضتساز هستند. این حوادث باید رسانهای و مکتوب شوند، تکرار شوند و بهصورت تفصیلی تبیین گردند؛ بلکه باید جهانی شوند و درباره آنها شبکهسازی صورت گیرد.
شبکهسازی، نکته بسیار مهمی است که تحلیلکننده باید درباره برخی حوادث انجام دهد؛ یعنی آن حادثه را در سطحی گسترده ارائه کند و با قوت، ارتباط میان اجزای آن حادثه را به یکدیگر پیوند دهد.
شبکهسازی در تحلیل سیاسی نکته مهمی است. باید درباره این حوادث کار جمعی انجام شود؛ زیرا حوادث بزرگ به اتاق فکر نیاز دارند. چنین حوادثی باید «ایستگاه» باشند، نه «معبر»
- اعتماد مخاطب به تحلیلگر:
سخنان یقینی، مستند و جامع تحلیلکننده باعث اعتماد مخاطب به او میشود. هرچه سخنان تحلیلکننده یقینیتر، مستندتر و جامعتر باشد، اعتماد مخاطب نیز به آن بیشتر خواهد شد.
- حضور در متن حادثه:
در تحلیل سیاسی این است که تحلیلکننده باید در متن خودِ حادثه و جریان حضور داشته باشد؛ مانند کسی که خود در مراسم اربعین حضور دارد.
چون چنین فردی حضور مستقیم و بیواسطه دارد، میتواند بهترین شیوه تحلیل را ارائه کند. حوادث برای او مشهود هستند و خودش مستقیماً آنها را مشاهده میکند.
این نکته مهم است که اتکای او فقط به نقل دیگران نیست؛ بلکه خودش در متن حادثه حضور دارد. بنابراین، هرچه تحلیلکننده بیشتر در متن حادثه حضور داشته باشد، تحلیل او یقینیتر، جامعتر و کاملتر خواهد بود.
- تور شکار خبر:
کار تحلیلکننده مانند کار صیادی است که ماهیگیری میکند. صیاد برای شکار ماهیها تور دارد و ماهی را در قالب تور قرار میدهد.
بنابراین، تحلیلکننده سیاسی نیز باید «تور شکار خبر» داشته باشد و اخبار را در قالب مبانی و معیارهای خود قرار دهد. تور شکار تحلیلکننده همان مبانی، قواعد و شیوههایی است که باید آنها را بهطور کامل در اختیار داشته باشد.
- بازنگری مستمر در تحلیلها:
تحلیلکننده سیاسی باید دائماً تحلیلهای خود و مبانی خویش را بازنگری، بازسازی و واکاوی کند. او نباید تحلیل خود را مطلقِ تحلیلها بداند؛ بلکه باید به تحلیلهای دیگران نیز رجوع کند و از آنها بهرهبرداری نماید. در نهایت، باید نظر شخصی خود را بهعنوان نظری دارای استقلال فکری و روشمند ارائه کند.