- کیفیت ظهور نفس و دیدگاه جسمانیالحدوث و روحانیالبقاء:
یکی از موضوعاتی که در ارتباط با کیفیت ظهور نفس در بدن مطرح میشود، بحث «جسمانیالتولّد و روحانیالبقاء» بودن نفس است. برخی معتقدند که نفس، جسمانیالتولّد و روحانیالبقاء است؛ این دیدگاه متعلق به مرحوم صدرالمتألین (ملاصدرا) است. در مقابل، گروهی معتقدند نفس «روحانیالتولّد» است؛ یعنی نفس از آغاز دارای تجرد بوده و وجود داشته است و پس از آن بدن به آن تعلق میگیرد. مرحوم صدرالمتألین این نظر را نمیپذیرد و آن را نقد میکند. نظریه «نفسِ جسمانیالتولّد و روحانیالبقاء» دیدگاه مرحوم صدرا است که آن را با تکیه بر اصل حرکت جوهری تبیین کرده است.
- حرکت جوهری و ظهور نفس از نطفه:
حرکت جوهری بر «جسمیتِ» جسم عارض میشود، نه بر «بدنبودنِ» آن؛ بدین معنا که جسمیت تجدد و تکامل مییابد. جسمیت آنچنان تعالی، تنطیف و اعتدال پیدا میکند که نفس از درون آن ظهور مییابد. در درون این نطفه و جسم استعدادی وجود دارد که امری عرضی است؛ این استعداد عارض بر نطفه است و در آن حلول و سریان دارد. این استعداد که حقیقتی مادی است، با حرکت جوهری به فعلیت رسیده و شکوفا میشود. این قابلیت، استعدادِ ظهور و جذب نفس است.
این آمادگی از طریق تنطیف، اعتدال و تعالی یافتن در ماده پدید میآید. این تنطیف و اعتدال در اثر ارتباط با ملکوت و غیب عالم حاصل میشود؛ یعنی مجرد عقلی این نطفه را آنقدر لطیف و متعادل میسازد تا قابلیت و آمادگی جذب نفس را کسب کند.
- مراتب ظهور نفوس: نباتی، حیوانی و انسانی:
با ظهور این استعداد در نطفه که نخستین آمادگی بدن برای جذب نفس است، به ترتیب نفس نباتی، سپس حیوانی و در نهایت انسانی در آن ظهور مییابد؛ چراکه بدن همواره نفسی متناسب با مرتبه خود را جذب میکند. بنابراین، بر اساس دیدگاه مرحوم صدرا، نفس جسمانیالتولّد است؛ به این معنا که از درون همین نطفه آشکار میشود.
- تفسیر آیه شریفه «وَنَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی»:
ارتباط آیه شریفه «وَنَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی» با این مسئله در این است که هنگامی که بدن به غایت اعتدال و لطافت خود رسید و آمادگی پذیرش نفس را یافت، نفخ روح محقق میشود؛ یعنی با عنایت و توجه عقل مجرد، این استعداد به کمال و شکوفایی میرسد و نفس در نطفه ظهور مییابد. بر این اساس، پیدایش اولیه نفس، مادی و جسمانی است و در واقع «حدوث بالبدن» رخ میدهد. حدوث بالبدن متکی بر اصل «جسمانیالتولّد و روحانیالبقاء» بودن است، در حالی که حدوث معالبدن مبتنی بر «روحانیالتولّد» بودن است.
- دو مرحلهای بودن حقیقت نفس:
بر پایه دیدگاه ملاصدرا، نفس دو مرحله را طی میکند:
1. مرحله نخست: نفس دارای هویت مادی و جسمانی است و عین همین نطفه و بدن است که با حرکت جوهری تنطیف و تصفیه میشود.
2. مرحله دوم: نفس واجد هویت مجرد و تجریدی میشود.
بنابراین «جسمانیه الحدوث» به این معناست که پیدایش اولیه حقیقت انسانی با همین جسم و نطفه است؛ و «روحانیه البقاء» بدین معناست که این حقیقت گرچه ظهورش جسمانی است، اما بهتدریج به مرتبه تجرد صعود میکند و مجرد، معنوی و بینیاز از بدن مادی میگردد.
- نفی حدوث معالبدن و تبیین حقیقت تعلق نفس به بدن:
در حدوث اولیه حقیقت انسانی با بدن (حدوث بالبدن)، دو حدوثِ جسم به مرتبهای میرسد که واجد مقام نفسانیت میشود.
حرکت جوهری بر جهتِ «جسمیتِ» جسم عارض میشود، در حالی که ادراک لذت و درد بر جنبهاملی تدریجی و استکمالی است. با این تبیین، نفس در امتداد بدن قرار دارد؛ یعنی نفس، تروّح (روحانیشدن) و استکمالِ جسم است و جسم به مرتبهای میرسد که واجد مقام نفسانیت میشود.
حرکت جوهری بر جهتِ «جسمیتِ» جسم عارض میشود، در حالی که ادراک لذت و درد بر جنبه «تعلق» (بدنبودن) استوار است و نه صرف جسمیت؛ یعنی نفس به سبب تعلق به بدن، التذاذ، ادراک و احساس درد دارد. همچنین معاد جسمانی نیز ناظر به جنبه بدنبودن است، نه صرف جسمیت مادی.
- نظام فاعلی، تدبیر عالم و سلسلهمراتب طولی وجود:
جمادات به شکل مستقیم تحت تدبیر ملکوت قرار دارند و ربالنوع مستقیماً آنها را صورتگری و مدیریت میکند؛ اما صورتگری گیاهان، حیوانات و انسانها از مجرای نفس ناطقه و متناسبِ آنها انجام میپذیرد. بدین معنا که مجرد عقلی از طریق مجرای نفس نباتی، حیوانی و انسانی، این سه نوع را تدبیر میکند؛ از این رو آنها در تدبیر بدن خود دارای دو شریکالعلّه هستند. این صورتگری بر عهده ربالنوع (همان مجرد عقلی) است که از طریق نفس خودِ موجودات آن را محقق میسازد.
نفس کل بدون واسطه به عقل کل متصل است؛ یعنی عقل کل مستقیماً با ذات اقدس حق ارتباط دارد و نفس کل نیز مستقیماً با عالم مثال مرتبط است و عالم مثال نیز با عالم ماده اتصال دارد. بنابراین در تحلیل حرکت جوهری، با نظر به این سلسلهمراتب طولی هستی (عالم ماده، عالم مثال، عالم نفس کلیه، عقل کلی و ذات حق) پیوستگی و اتصال وجودی آشکار میشود و سخن از کثرت و انقطاع عددی نیست.
- نقد دیدگاه روحانیالحدوث و پیامدهای آن:
دیدگاه مقابل بر این باور است که حدوث معالبدن است؛ به این معنا که نفس از آغاز مجرد و غیبی آفریده شده و پس از آمادهشدن بدن، در آن وارد میشود. لازمه این باور، پذیرش دو حدوث همزمان است: حدوث بدن و حدوث نفس؛ نظیر پرندهای که وارد قفسی آماده میشود. در حالی که طبق مبنای ملاصدرا، حدوث بالبدن است؛ نخست جسم تحقق مییابد و نفس از دل همین جسم جوانه زده و متولد میشود، لذا نفس در آغاز دارای تجرد نیست بلکه به همراه حدوث جسم، حادث میگردد.
نظریه روحانیالحدوث بودن نفس با سه اشکال بنیادین و اساسی روبرو است:
شکال اول ، محذور حلول: لازمه این دیدگاه آن است که نفس مجرد در جسم مادی حلول کند (ورود و قرار گرفتن نفس در بدنِ از پیش ساخته شده)، که این امر به لحاظ فلسفی باطل است.
2اشکال دوم ، عدم تناسب، سنخیت و عدم اتحاد: اگر بدن از پیش آماده شده باشد و نفس جداگانه خلق شده باشد، این بدن بدنی بیگانه از نفس خواهد بود. در چنین حالتی چگونه میان دو حقیقتِ بدون سنخیت و تناسب، اتحاد و یگانگی برقرار خواهد شد؟
3. اشکال سوم ، استحاله اتحاد دو حقیقت مستقل و متمایز: روحی که جدا و متمایز از بدن باشد، حقیقتی مستقل است و بدن نیز حقیقتی مستقل دیگر؛ بنابراین اتحاد حقیقی میان دو شیء با هویتهای مجزا و مستقل ذاتاً محال است و نمیتوانند ترکیب اتحادی حقیقی تشکیل دهند.
- جمعبندی: اصالت تعلق در هویت نفس:
در نظریه «جسمانیه الحدوث»، پیدایش نفس ناشی از حدوث بدن است و عنوان «بدنبودن» بر جنبه تعلق دلالت دارد. نفس دارای هویت تعلقی و تدبیری است و حقیقت نفسانیت در گرو همین وابستگی و تعلق است. نفس بدون بدن هویت ندارد، اگرچه «روح» میتواند بدون بدن تحقق یابد؛ زیرا ماهیت نفسانیتِ نفس وابسته به تعلق داشتن به بدن است (خواه این بدن مادی باشد، خواه برزخی و مثالی، و خواه اخروی). بنابراین نفس همواره با مرتبهای از بدن همراه و ملازم است و اشکالات سهگانه حلول، فقدان تناسب و استحاله اتحاد دو حقیقت مستقل، تنها با پذیرش حرکت جوهری و قاعده جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء برطرف میگردد.