آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ویژگی های نگاه اسمایی –  بخش 3

ویژگی های نگاه اسمایی –  بخش 3

  •  امتداد هستی از ذات الهی تا عالم ماده: 

در نگاه اسمایی، هستی از ذات الهی آغاز می‌شود و تا نازل‌ترین واقعیت، یعنی عالم ماده، امتداد پیدا می‌کند. بر این اساس، کل نظام وجودی یک سیر پیوسته دارد و مراتب آن به‌صورت گسسته و جدا از هم فهم نمی‌شوند. تمام این مراتب، مراتب نوری هستند و از نور وجود شکل گرفته‌اند. بنابراین، نگاه اسمایی کل عالم را با تحلیل نوری توضیح می‌دهد و هستی را از مبدأ الهی تا عالم ماده در یک امتداد واحد می‌بیند.

  •  وحدت عالم در عین کثرت عوالم: 

در این دیدگاه، همه عوالم در نهایت یک عالم واحد را تشکیل می‌دهند. هر شیء، خود یک عالم است و حتی در دل خود عوالمی دارد. به همین دلیل، در نگاه اسمایی، هر شیء به‌تنهایی عالمی محسوب می‌شود و مجموعه اشیا نیز در نهایت ذیل یک عالم کلی قرار می‌گیرند. همین معنا درباره مراتب مختلف هستی نیز صادق است؛ چنان‌که عالم ماده، عالم برزخ و عالم عقل، هر کدام یک عالم‌اند و در عین حال دارای مراتب و عوالم درونی فراوان‌اند.

  •  سریان و حضور الهی در همه مراتب: 

نکته سوم در نگاه اسمایی آن است که خداوند در اشیا ساری و نافذ است و حق در تمام عوالم حضور دارد. در این نگاه، حضور الهی حضوری بی‌واسطه است و ذات حق در همه مظاهر جاری است. بدین معنا که یک حقیقت واحد در بی‌نهایت مظهر ظهور دارد، اما این ظهور به واسطه نیست، بلکه سریان ذاتی دارد. از همین رو، حضور خداوند در عالم، حضوری ذاتی و مستقیم دانسته می‌شود.

  •  حضور حق در مراتب و مظاهر: 

در این نگاه، حضرت حق از یک سو در مرتبه‌ای با مظاهر خود دیده می‌شود و از سوی دیگر، حضور او حضوری است که از ذات آغاز می‌شود و تا فعل و ظهور در عالم ادامه پیدا می‌کند. بنابراین، یک نحو حضور واحد در سراسر مراتب وجود دارد که از ذات حق شروع می‌شود و در تمام مظاهر تسرّی پیدا می‌کند. این حضور، حضوری ذاتی و ممتد است و از ذات او تا فعل و ظهورش امتداد می‌یابد.

  •  جمع میان جلال و جمال در اشیا: 

از ویژگی‌های دیگر نگاه اسمایی این است که هیبت و زیبایی در اشیا با هم جمع می‌شوند. در این دیدگاه، هر شیء می‌تواند هم مظهر جلال باشد و هم مظهر جمال. برای نمونه، موجودی مانند شیر، در عین آن‌که هیبت و شکوه دارد، از زیبایی نیز برخوردار است. علت این امر آن است که جلال و جمال در هر شیء به‌صورت ترکیبی جمع شده‌اند. پس در نگاه اسمایی، اشیا به‌صورت یک‌بعدی دیده نمی‌شوند، بلکه هر یک ترکیبی از شکوه و زیبایی‌اند.

  •  آهنگ واحد و غایت مشترک عالم: 

در نگاه اسمایی، عالم دارای یک آهنگ واحد، مسیر واحد و غایت واحد است. همه موجودات به سوی حق در حرکت‌اند و همه در حال صیرورت و سیر به سمت اصل خویش هستند. این حرکت، رجوع به ذات الهی و بازگشت به مبدأ وجود است. بنابراین، عالم پراکنده و بی‌جهت دیده نمی‌شود، بلکه همه اجزا و مراتب آن در یک جهت کلی و هماهنگ، یعنی حرکت به سوی حق، قرار دارند.

  •  زیبایی هر چیز در جایگاه مخصوص خود: 

در این نگرش، هر چیز در جای خود زیباست و اگر از جایگاه خود جابه‌جا شود، زیبایی‌اش را از دست می‌دهد. هر شیء با حفظ موقعیت و جغرافیای وجودی خود، دارای زیبایی و استحکام است. از این‌رو، جایگاه اشیا ثابت و توقیفی دانسته می‌شود و نمی‌توان مرتبه و جای آن‌ها را به دلخواه تغییر داد. مراتب اشیا از پیش تثبیت شده‌اند و هر چیز در رتبه خاص خود معنا و کارکرد دارد.

  • خلقت احسن هر شیء: 

نکته مهم دیگر این است که هر شیء دارای خلقت احسن است؛ یعنی بهترین نحوه آفرینش برای آن در نظر گرفته شده است. هر موجود، بر اساس بهترین نظام آفریده شده و از مستحکم‌ترین ساختار وجودی برخوردار است. این معنا نشان می‌دهد که هیچ موجودی بی‌حکمت یا ناقص‌النظام نیست، بلکه هر کدام در نظام آفرینش خود، بهترین صورت را دارد.

  •  سنجش هر شیء با کل عالم: 

در نگاه اسمایی، هر شیء با کل عالم سنجیده می‌شود و نسبت آن با مجموع هستی مورد توجه قرار می‌گیرد. هر موجود، با کل عالم مرتبط و متصل است و هیچ چیز در عالم وجود ندارد که از این پیوستگی جدا باشد. اشیا از نظر وجودی، عین ربط و عین اتصال به یکدیگر و به ذات الهی‌اند. بنابراین، هستی به‌صورت شبکه‌ای از ارتباطات وجودی فهم می‌شود که در آن، هر جزء در نسبت با کل معنا می‌یابد.

  •  نسبت اشیا با حقیقت مطلق: 

در نهایت، هیچ موجودی در عالم نیست که از ذات الهی جدا و منفک باشد. همه اشیای عالم را باید با حقیقت مطلق سنجید و هر شیء را در نسبت با حق دید. وقتی شیء در نسبت با حق دیده شد، جایگاه واقعی آن روشن می‌شود و معنا پیدا می‌کند. در این نگاه، نسبت کلی میان حق و خلق، نسبت تجلی است؛ نسبتی وجودی و فراگیر که در آن، همه موجودات در پرتو حق معنا می‌یابند. 

گفتارهای مشابه