آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ویژگی‌های تحلیلگر سیاسی

ویژگی‌های تحلیلگر سیاسی

  • ویژگی‌های تبیین‌کننده و تحلیل‌کننده سیاسی:

در آغاز محتوا، با اشاره به مطالب جلسه قبل، چارچوب کلی تحلیل سیاسی بازگو می‌شود و نشان داده می شود که تحلیل، صرفاً گزارش یک حادثه نیست، بلکه فرآیندی روشمند، مبتنی بر مبنا، و نیازمند دقت، زمان‌شناسی و مسئولیت‌پذیری است.

  •  مرور نکات جلسه قبل:

نخست ، تحلیل باید بر پایه منابع خبری موثق استوار باشد و اصلِ وقوع حادثه احراز شده باشد. دوم آن‌که تحلیل‌گر باید بر مبانی سیاسی مسلط باشد و خبر را بر اساس قاعده و اصل بررسی کند، نه بر اساس حدس و گمان. سوم آن‌که تحلیل باید امیدآفرین باشد و نباید به یأس و ناامیدی بینجامد. چهارم این‌که تحلیل دارای مراحل اجمالی و تفصیلی است و باید این ترتیب در تبیین حادثه رعایت شود.

سپس بر ضرورت ترکیب شور و شعور تأکید می‌شود و بیان می شود که تحلیل نباید فقط حماسی و هیجانی باشد یا صرفاً عقلانی و خشک، بلکه باید جمعی از عقلانیت و انگیزش، احساس و منطق، در آن دیده شود.  تحلیل‌گر نباید سلیقه شخصی یا گرایش‌های سیاسی خود را در تحلیل دخالت دهد، بلکه باید حادثه را همان‌گونه که هست ببیند و بیان کند. همچنین تحلیل باید شفاف باشد و ابهام‌ها را برطرف کند، نه آن‌که به‌صورت اجمالی و مبهم رها شود.

از دیگر نکات یادشده در جلسه قبل، لزوم مهارت و اجتهاد در تحلیل است. سخنران توضیح می‌دهد که تحلیل‌گر باید توانایی تبیین داشته باشد و اگر نسبت به موضوعی قدرت تحلیل ندارد، نباید آن را وارد فضای عمومی کند. او همچنین به زمان‌شناسی اشاره می‌کند و می‌گوید هر حادثه باید در وقت خود تحلیل شود، زیرا یک واقعه در زمان‌های مختلف می‌تواند نیازمند تبیین‌های متفاوت باشد. استقلال فکری و امانت‌داری نیز از جمله ویژگی‌های ضروری تحلیل‌گر دانسته می‌شود؛ یعنی تحلیل‌گر باید تحلیل خود را بر پایه عقل و فهم خود ارائه کند و در عین حال در نقل دیدگاه‌های دیگران امانت را رعایت نماید و سخن دیگران را به نام خود عرضه نکند.

  •  تعیین جایگاه حادثه در مجموعه حوادث زمانه:

هر حادثه باید در نسبت با سایر حوادث زمانه سنجیده شود. تحلیل‌گر نباید تنها یک رخداد را جدا از فضای عمومی و تاریخی آن بررسی کند، بلکه باید مجموعه وقایع مرتبط را ببیند و جایگاه آن حادثه را در میان حوادث هم‌عصر و پیرامونی تعیین نماید. یک حادثه سیاسی هم با گذشته خود پیوند دارد و هم می‌تواند منشأ رخدادهای بعدی شود؛ ازاین‌رو، تحلیل صحیح نیازمند توجه به پیوستگی تاریخی و ارتباطات درون‌زمانی و برون‌زمانی وقایع است.

  •  پرهیز از افراط و تفریط:

یکی از نکات مهم محتوا، پرهیز از افراط و تفریط است. تحلیل‌گر نباید حادثه‌ای را بیش از اندازه بزرگ نشان دهد یا آن را کوچک‌تر از واقعیت جلوه دهد. هر واقعه باید در اندازه واقعی خود دیده شود؛ اگر بزرگ است، بزرگی آن باید بیان شود و اگر کوچک است، نباید بیش از حد برجسته گردد. برای این کار، تحلیل‌گر باید معیار، میزان و شاخص روشن داشته باشد و از قدرت اجتهادی کافی در تحلیل برخوردار باشد. هرچه این توان بیشتر باشد، احتمال لغزش به سمت افراط یا تفریط کمتر خواهد بود.

  • رتبه‌بندی و ارزش‌گذاری حوادث:

سپس بر لزوم رتبه‌بندی و ارزش‌گذاری حوادث تأکید می‌شود. همه حوادث از یک سنخ نیستند؛ برخی جزئی و کم‌اهمیت‌اند و برخی دیگر بزرگ، اثرگذار و تعیین‌کننده. در میان حوادث بزرگ، برخی جریان‌ساز، برخی مکتب‌ساز و برخی نهضت‌ساز هستند. تحلیل‌گر باید بتواند این مراتب را تشخیص دهد و بر اساس آن، نوع و سطح تبیین را مشخص کند. از این رو، نباید همه وقایع را با یک چشم دید و با یک لحن درباره آن‌ها سخن گفت.

  •  تفاوت در سطح تبیین حوادث کوچک و بزرگ:

پس از رتبه‌بندی، نوبت به تبیین مناسب می‌رسد. سخنران می‌گوید حوادث کوچک باید سریع‌تر عبور داده شوند و برای آن‌ها نباید سرمایه‌گذاری تحلیلی گسترده انجام داد، اما در برابر حوادث بزرگ باید توقف کرد، بر آن‌ها تأکید نمود و ابعادشان را با دقت شرح داد. او از برخی رخدادهای مهم، از جمله حادثه شهید سلیمانی و برخی حوادث مربوط به مقام معظم رهبری، به‌عنوان نمونه‌هایی از وقایع مهم یاد می‌کند که نیازمند تبیین دقیق‌تر و عمیق‌ترند. در این‌جا نیز تفاوت میان تبیین اجمالی و تبیین تفصیلی برجسته می‌شود.

  •  صدق در تبیین و پرهیز از خبر کاذب:

تحلیل‌گر باید در گفتار خود صادق باشد و از نقل یا تولید خبرهای نادرست خودداری کند. صداقت هم در شخص تحلیل‌گر لازم است و هم در محتوای تحلیلی او. تحلیل نباید بر پایه جعل، تحریف یا بزرگ‌نمایی غیرواقعی شکل بگیرد، بلکه باید بر واقعیت‌های درست و قابل اعتماد بنا شود.

  •  ویژگی‌های حوادث بزرگ تاریخی:

در ادامه، به ویژگی‌های حوادث بزرگ تاریخی اشاره می‌شود. این‌گونه وقایع معمولاً انقلاب‌آفرین، مکتب‌ساز یا نهضت‌ساز هستند و بر اراده‌های بلند، همت‌های بزرگ و همراهی یک ملت استوارند. چنین حوادثی معمولاً از انسجام و یکپارچگی ویژه‌ای برخوردارند و تأثیر آن‌ها محدود به زمان وقوعشان نیست، بلکه در تاریخ اثر می‌گذارند و مسیر آینده را نیز شکل می‌دهند.

  •  محور قرار دادن تاریخ اسلام در تحلیل سیاسی:

یکی از محورهای اساسی محتوا، ضرورت قرار دادن تاریخ اسلام به‌عنوان معیار و مرجع تحلیل است.  در تاریخ اسلام، حوادث فراوانی وجود دارد که می‌توانند برای تحلیل رخدادهای مشابه در زمان حاضر الگو باشند. او از حادثه صحیفه، غدیر، صلح امام حسن علیه‌السلام و شهادت امام حسین (ع) نام می‌برد و می‌گوید باید بررسی شود که این حوادث چگونه رخ دادند، اهل علم و آگاهی در برابر آن‌ها چه موضعی گرفتند و امام و رهبر زمانه چگونه با آن‌ها مواجه شدند. شناخت روش برخورد با این نمونه‌های تاریخی برای تحلیل امروز ضروری است.

  •  تحلیل به‌موقع و متناسب با ضرورت زمان:

در ادامه بر لزوم به‌موقع بودن تحلیل تأکید می‌شود. ممکن است تحلیلی درست و دقیق باشد، اما اگر دیر ارائه شود و پس از گذشت زمانِ نیاز اجتماعی بیان گردد، کارآمدی لازم را نخواهد داشت. جامعه به تحلیل در زمان مناسب نیاز دارد، نه پس از آن‌که کارکرد خود را از دست داده باشد. از این رو، تحلیل‌گر باید ضرورت زمانی را بشناسد و حادثه را در وقت نیاز جامعه تبیین کند.

  •  معبر بودن برخی حوادث و ایستگاه بودن برخی دیگر:

در این بخش، توضیح داده می شود که برخی حوادث برای تحلیل‌گر باید «معبر» باشند و برخی دیگر «ایستگاه». حوادث کوچک باید صرفاً عبور داده شوند و نباید زمان و انرژی زیادی صرف آن‌ها شود، اما حوادث بزرگ باید محل توقف، تأمل و سرمایه‌گذاری تحلیلی باشند. او یادآور می‌شود که رخدادهای بزرگ و امیدآفرین باید به‌طور جدی بررسی شوند، زیرا تبیین صحیح آن‌ها می‌تواند در جامعه امید ایجاد کند و جهت‌گیری عمومی را تقویت نماید.

  •  وحدت‌آفرین بودن تحلیل سیاسی:

آخرین و مهم‌ترین نکته ، تأکید بر وحدت‌آفرین بودن تحلیل سیاسی است. تحلیل‌گر نباید به سخنگوی دشمن تبدیل شود و نباید سخن خود را به‌گونه‌ای بیان کند که دشمن بتواند از آن بهره‌برداری کند. هر سخن حقی لزوماً نباید در هر زمان و به هر شیوه‌ای بیان شود، و نیز هر سخن باطلی نباید در فضای عمومی مطرح گردد. گاهی بیان بخشی از واقعیت، اگر بدون توجه به مصلحت و پیامدهای اجتماعی باشد، ممکن است موجب شکاف و اختلاف شود.

در همین چارچوب، به برجسته کردن اختلافات میان شیعه و اهل سنت یا میان مذاهب فقهی هشدار داده می شود. نباید اختلافات فرقه‌ای، مذهبی یا فقهی را به‌گونه‌ای بیان کرد که موجب تحریک و تفرقه شود. حتی اگر چنین اختلافاتی در واقع وجود داشته باشد، باز هم مطرح کردن آن‌ها در شرایط نامناسب می‌تواند به اختلاف و تفرقه دامن بزند. بنابراین، تحلیل‌گر باید جایی سخن بگوید که سخن او کارکرد درمانی، اصلاحی و وحدت‌آفرین داشته باشد.

  • جمع‌بندی محتوای سخن در متن:

بر اساس این محتوا، تحلیل سیاسی صحیح تحلیلی است که بر خبر معتبر، مبانی درست، صدق، زمان‌شناسی، استقلال فکری، امانت‌داری، کل‌نگری، رتبه‌بندی حوادث، پرهیز از افراط و تفریط، و توجه به تاریخ اسلام استوار باشد. چنین تحلیلی باید حوادث بزرگ را درست شناسایی کند، از برجسته‌سازی نابجای رخدادهای کوچک پرهیز نماید، و در نهایت به حفظ وحدت، تقویت امید و جلوگیری از بهره‌برداری دشمن بینجامد.

گفتارهای مشابه