- قاعده «الواحد» و تبیین صادره اول:
قاعده چنین بیان میدارد که «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد». واحد اول در این قاعده، همان حضرت حق و ذات الهی است. واحد دوم، عقل اول است؛ یعنی عقل اول، تجلی حضرت حق از نخستین مخلوق الهی است و اولین تجلی الهی محسوب میشود. از دیدگاه حکما، صادره اول همان عقل اول است. پس واحد اول خداوند است و واحد دوم، عقل اول است. این تحلیلی است که در واقع، حق در مقام الوهیت، عقل اول را ایجاد و انشاء میکند. تفسیر دوم مربوط به عرفا است که میفرمایند واحد اول خود حق است در مقام واحدیت و الوهیت، و واحد دوم، صادره اول است. در اینجا در حقیقت، صادره اول نسبت به عقل اول، علت ایجادی داشته است؛ پس واحد دوم صادره اول است و صادره اول مرتبهای بالاتر از عقل اول دارد؛ چرا که عقل اول از مقام تجرد عقلی بهرهمند است و در مقام مخلوقیت قرار دارد و نسبت عقل اول به صادره اول، نسبت مخلوق به خالق است. یعنی صادره اول علت ایجادی عقل اول است و اولین تجلی عینی صادره اول، عقل اول است.
- تجلیات علمی و عینی صادره اول:
مقام صادره اول از دیدگاه عرفا در مرتبه احدیت است. یعنی اولین چیزی که از ذات الهی صادر میشود، صادره اول است که دو تجلی دارد: یکی تجلی به فیض اقدس و دیگری تجلی به فیض مقدس. تجلی او به فیض اقدس در مقام احدیت است و تجلی او به فیض مقدس، مقام واحدیت است. در واقع، احدیت و واحدیت فیضهای علمی حضرت حق هستند و اینها ظهورات مقام علمی صادره اول میباشند. پس از نور صادره اول، احدیت و واحدیت تابش پیدا میکنند. این تجلی علمی صادره اول است و تجلی عینی صادره اول، همان عقل اول است که «اول ما خلق الله العقل». کل عالم هستی تجلیات بعدی صادره اول هستند که تجلی عقل اول نیز به این معناست؛ یعنی همه عوالم خلقت، مراتب فیض مقدس یا مراتب نفس رحمانی هستند.
- تعابیر و اوصاف صادره اول:
تعبیری دیگر برای صادره اول وجود دارد که به آن «وجود عام مفاض» میگویند؛ یعنی آن وجود علمی که افاضه شده است از حضرت حق و از هویت حق صادر شده است. این وجود عام را «هویت سریانی» و «هویت ساریه حق» نیز مینامند؛ چون همه هستی را پوشش میدهد و فیض الهی است. آن را «وجود عام مفاض» مینامند چون این حقیقت در عالم هستی جریان دارد؛ همچنین آن را هویت سریانی، انتشاری و انبساطی مینامند. یعنی وجود از ذات الهی تا عالم خاک بسط پیدا کرد. به همین جهت به صادره اول وجود عام مفاض، یا هویت سریانی، هویت انتشاری، هویت انبساطی و فیض منبسط میگویند که خودش ماهیتی ندارد و به اعیان علمی و اعیان عینی، یعنی به احدیت و واحدیت که هویت علمی هستند، ظهور پیدا میکند و به مخلوقات نیز تجلی عینی پیدا میکند.
- ماهیت وجود مطلق و اطلاق نفس رحمانی:
تعبیر «وجود لا بشرط» یا «لا بشرط اطلاقی» که در عرفان مطرح است، همین صادره اول است یا نفس رحمانی است که شرط آن، شرط اطلاق دارد. پس به شرط اطلاق است. در واقع این اطلاقی که در اینجا وجود دارد، اطلاقی که برای صادره اول است، اطلاق متقابلی است؛ یعنی در مقابل عالم هستی اطلاق دارد و مطلق است. به آن وجود مطلق میگویند؛ چون عالم، وجود مقید است. این نفس رحمانی یا این صادره اول، وجود اطلاقی است؛ پس اطلاقش قید مقابلی دارد، در صورتی که خداوند را وجود مطلق نمیگویند؛ آن مقام هویت را مطلق وجود میگویند که اطلاق در آنجا قید حق نیست، شرط حق نیست، وصف حق نیست؛ در واقع، اطلاقی که در اینجا وجود دارد، اطلاق ذات حق نیست، بلکه اطلاق حق ذاتی است. یعنی اطلاق حق، خود حق نامتناهی است. پس اطلاق، وصف ذات الهی نیست و ذات از هر وصف و اسمی مبرا و منزه است؛ اما اطلاق برای نفس رحمانی یا صادره اول، قید است و شرط است. این قید او در مقابل دیگران است که وجودی نامتناهی نسبت به عالم است. به همین جهت به آن وجود لا بشرط میگویند که از حق صادر شد. در زیارات داریم: «السلام علیک یا تجلی الاعظم». تجلی اعظم الهی همین صادره اول است که حضرت رسول (صلوات الله علیه) به مقام صادره اول میرسد؛ یعنی به تجلی اعظم الهی میرسد و با صادره اول اتحاد پیدا میکند.
- جایگاه حق مخلوق به و وحدت حقیقی ظلی:
صادره اول را «حق مخلوق به» مینامند؛ حقی که تجلی پیدا کرد، تنزل پیدا کرد و در مخلوقات ظهور پیدا کرد. «الحمدلله المتجلی لخلقه بخلقه»؛ حمد و سپاس برای خداوندی است که تجلی کرد به مخلوقات و در مخلوقات تجلی پیدا کرد. پس تجلی به مخلوقات، همان حق مخلوق به است. نفسِ آن صادره اول، وحدت حقیقی ظلی دارد. خود حضرت حق وحدت حقیقی ذاتی دارد؛ پس وحدتی که نفس رحمانی دارد یا وحدتی که صادره اول دارد، ظل وحدت ذات الهی است؛ یعنی تجلی و سهمی از آن وحدت ذاتی حضرت حق را داراست. نفس انسان با سیر و سلوک به مقام صادره اول میرسد و اتحاد تعلقی با صادره اول پیدا میکند که این اختصاص به اهلبیت دارد. تمام اهلبیت به مقام صادره اول میرسند و با تجلی اعظم الهی مرتبط و یگانه میشوند و وحدتی پیدا میکنند به نام وحدت حقیقی ظلی که در آن مقام، دیگر بدون ماهیت میشوند و در سیر عروجی، نامتناهی بالعرض میشوند، در حالی که خداوند نامتناهی بالذات است.
- بررسی مفهوم مرتبه، تعین و تجلی:
وقتی کلمه «مرتبه» را اطلاق میکنیم، بار وجودی دارد، جنبه وجودی دارد؛ ولی «تعین»، جنبه ماهوی دارد. از طرفی، این کلمه برای مرتبه و تعین وقتی به یک شیء گفته میشود، این تعین داشتن به جنبه ماهیت آن اشاره میکند؛ چون تعین شیء از ماهیت شیء است و وقتی میگویند مرتبه وجودی، به جنبه وجودی آن نظر میکنند. هر شیء یک مرتبه وجود دارد و یک تعین وجودی؛ یعنی یک جهت فاعلی دارد و یک جهت قابلی، مثل عنوان تجلی و تعین. تجلی به جنبه فاعلی اشیاء اشاره دارد و تعین به جنبه قابلی اشیاء اشاره دارد. مقام احدیت را تجلی اول مینامند؛ یعنی تعین اول از این جهت که نسبت به مادون خود فاعلیت دارد و جهت ایجادی دارد. از این جهت که نسبت به بالاتر از خود سنجیده میشد، جنبه قابلی دارد و به آن تعین اول اطلاق میشود. پس نفس رحمانی هم تجلی الهی است و هم تعین الهی. از جنبه فاعلیت، آن صادره اول را تجلی الهی میگویند، اما از جهت قابلیت، به آن تعین الهی میگویند. پس دو جهت در صادره اول هست؛ یکی جهت فاعلی و یکی جهت قابلی. یا جهت تعیونی در آن هست. هم به جهت فاعلی و هم به جهت قابلی، تجلی گفته میشود و هم به آن مرتبه اطلاق میشود.
- اطلاقات دیگر و مراتب تنزل صادره اول:
اطلاقات دیگری نیز برای صادره اول هست؛ مانند «رق منشور»؛ به این مقام صادره اول میگویند رق منشور، یعنی پرده آویختهشده. «نور منشور»؛ یعنی نور پخششده. «تجلی ساریه» باز میگویند؛ تجلی که جریان دارد در مخلوقات، ماده و مجرد را پوشش داده است. «نفس رحمانی» نیز میگویند؛ از قلب الهی نفسی صادر و ساطع شد به نام صادره اول، پس نفس رحمانی به آن گفته میشود که تعین اطلاقی حق است. نفس رحمانی دو جنبه دارد؛ جنبه تعیونی و جنبه مرتبهای. از جنبه مرتبهای فاعلیت دارد و از جنبه تعیونی قابلیت دارد. جنبه قابلیت آن را با عنوان «تجلی» بیان میکنند و آن را تجلی اعظم مینامند. جنبه تعیونی آن را با عنوان «تعین» مینامند. چه نحوی تعین دارد؟ تعین اطلاقی؛ تعین آن به اطلاق آن است و اطلاق آن نیز تعین آن است. چرا اطلاق نفس رحمانی یا اطلاق صادره اول، تعین آن است؟ به خاطر اینکه این اطلاق، اطلاق به ذات نیست، اطلاق تقابلی است؛ یعنی در مقابل عالم، اطلاق دارد. این اطلاق تقابلی است؛ پس اطلاق آن اطلاق به ذات نیست، بلکه اطلاق تقابلی است؛ یعنی در مقابل عالم، اطلاق برای آن معنا دارد. میگوییم وجود مطلق؛ اما وقتی خود صادره اول را میسنجیم با ذات الهی، میبینیم همان تعین حق است؛ بنابراین اطلاق آن، تعین آن است و وقتی که اطلاق آن تعین آن شد، این تعین اطلاقی به اعتبارات دیگر، به اعتبار سیر آن در عالم خلقت، به اعتبار آن تعینات محدود عالم مخلوقات، این اطلاق به قید تبدیل میشود؛ یعنی به صورت عقل اول ظهور میکند، به صورت نفس کلی ظهور میکند، به صورت طبیعت کلی ظهور میکند، به صورت عالم مثال و عالم ماده ظهور میکند. پس اینها مراتب تنزل نفس رحمانی است؛ یعنی نفس رحمانی همان صادره اول است که در مراتب مختلف تنزل پیدا کرده و آن اطلاق تقابلی آن به تعین قیدی تبدیل شد. به هر حال این مقام صادره اول، مقام تجلی اعظم الهی است، مقام ظهور خداوند است و مقام ظهور الهی است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.