- مقدمه:
عنوان بحث «دهان و معده» است. همه اعضای بدن انسان آیات الهی هستند؛ همانگونه که همه مخلوقات و همه قوای ما نیز آیات الهیاند. هر عضوی را که مورد توجه قرار دهیم، حکمت و تدبیر الهی در آن آشکار است و از هر جهت، جلوهای از آن حکمت را نشان میدهد. دهان و معده نیز از همین جملهاند.
- تناسب دهان و معده در موجودات:
اگر به مخلوقات نگاه کنیم، میبینیم هر گیاهی دهانی دارد که متناسب با معده و میزان دریافت آن است؛ یعنی مقدار دریافت غذا در هر گیاه، با اندازه معده و نیازی که دارد تناسب دارد. هر حیوانی نیز به اندازه معده خود دهان دارد. حیوانی که معده بزرگتری دارد، دهان بزرگتری خواهد داشت و حیوان کوچکتر، معده کوچکتر و در نتیجه دهان کوچکتری دارد.
انسان نیز همینگونه است و میان دهان و معده او تناسب وجود دارد. بلکه هر مخلوقی چنین است؛ یعنی دهان هر موجود متناسب با وجود، بدن، میزان دریافت و اندازه معده مادی اوست.
ارواح انسان نیز دهان دارند. دهان ارواح و معده ارواح، دو جنبه از یک حقیقتاند. وسعت وجودی ارواح، همان معده آنها، ظرف آنها و ظرفیت آنهاست و میزان دریافتشان نیز متناسب با وسعت وجودی آنهاست. بنابراین معده روح، ظرف روح است و ظرفیت روح همان میزان دریافت آن محسوب میشود.
- دهان بهعنوان ابزار دریافت و معده بهعنوان محل استقرار:
هر شیء دارای یک جنبه دریافت است که این دریافت از طریق دهان انجام میشود و یک جنبه استقرار دارد که غذا در جسم یا جان او در آن مستقر میشود. هر مخلوقی، متناسب با وجود خود، جنبه دریافتی دارد و همان وجود، ظرف اوست؛ جنبه دریافتی نیز به منزله مظروف اوست.
بنابراین میان دهان و معده تناسب وجود دارد و هر مخلوقی دارای دهان و معده است؛ یعنی هر مخلوقی ظرف و ظرفیت دارد. دهان و معده هر مخلوق با ساختار وجودی او تناسب دارد.
اگر به حیوانات نگاه کنید، خرچنگ، فیل، اسب آبی، نهنگ و کوسه، دهانهای بسیار بزرگی دارند که با معده و ظرفیت وجودی خودشان متناسب است. اما وقتی به گنجشک یا یک کرم کوچک نگاه میکنید، میبینید دهان آنها نیز به اندازه معدهشان کوچک است؛ بنابراین میزان دریافت آنها نیز کمتر است.
- سنخیت میان دهان، معده و غذا:
در انسان، میان دهان و معده سنخیت وجود دارد و هر دو مادی هستند. در امور مادی، میان دهان و معده سنخیت برقرار است و در امور مجرد نیز میان روح و دریافتهای روحانی آن سنخیت وجود دارد. از طرف دیگر، میان غذا و معده و نیز میان غذا، دهان و ساختار وجودی موجود، تناسب و سنخیت برقرار است.
هر غذای مادی، متناسب با ساختار جسمی موجود است. در عالم مجردات نیز غذای روح، یعنی حقایق و معارف، با روح تناسب دارد.
غذا بهتدریج وارد دهان میشود، از دهان به مری و سپس به معده وارد میگردد. در معده نیز بهتدریج پخته، آماده و جذب میشود. صورتگری و فعلوانفعالات مربوط به آن نیز بهتدریج شکل میگیرد و دفع آن هم تدریجی است.
این فرایند در غذای مادی چنین است و در غذای معنوی نیز حقایق و معارف بهتدریج وارد روح میشوند. بهتدریج مراحل درک، هضم و فهم آنها شکل میگیرد و بهتدریج با روح عینیت پیدا میکنند و جذب نفوس میشوند.
- غذای معنوی و رشد روح:
دریافت هر شیء، دهان اوست و استقرار هر شیء، معده اوست؛ زیرا غذا در معده مستقر میشود. همانگونه که لقمه از دهان وارد میشود، از مری عبور میکند، به معده میرسد و در آن مستقر میشود، غذای معنوی نیز از دهان روح وارد میشود، در معده روح قرار میگیرد و با روح عینیت پیدا میکند.
هر شیء به اندازه لقمهای که دریافت میکند، وسعت مییابد. هر روح نیز به اندازه نوع حکمتی که دریافت میکند و حقیقتی که به آن دست مییابد، سایه وجودی پیدا میکند. بنابراین میان ارواح و غذای آنها، یعنی معارف و حقایق، تناسب و سنخیت برقرار است.
غذا بهتدریج وارد دهان، مری و معده میشود تا بهتدریج جذب و هضم شود. ورود تدریجی آن برای جذب تدریجی و هضم تدریجی است. نفوس نیز باید معارف را بهتدریج دریافت کنند تا بتوانند بهتدریج آنها را جذب کنند.
- علوم نافع و معارف مناسب:
هر غذای طبیعی برای هر معدهای مناسب نیست. هر غذای معنوی و روحانی نیز برای روح انسان مناسب نیست. فهم هر واقعیتی لزوماً برای انسان سودمند نیست. انسان از میان معارف و حقایق، علوم نافع را جذب میکند و آنها برای او مفید هستند.
همانگونه که هر غذایی برای هر دهان و معدهای مناسب نیست، هر درک، فهم و علمی نیز با روح انسان تناسب ندارد.
غذا باید به چشم، ابرو، گوش، دهان، مری، معده و دیگر اعضای بدن تبدیل شود تا قابل استفاده باشد. در این فرایند، تبدیل و تبدل صورت میگیرد، غذا حرکت میکند، صورتگری میشود و سپس جذب میگردد. بر اساس قاعده عینیت، غذا به چشم، گوش، دست، پا و دیگر اعضای بدن تبدیل میشود.
در معارف نیز معارف به روح تبدیل میشوند و با روح عینیت پیدا میکنند. وقتی معارف با روح عینیت یافتند، در مسیر بازگشت، حقایق و معارفی که دریافت شدهاند و نیز ملکات حاصل از آنها، در قوه عاقله، قوه خیال، حواس، سخن، کلام و رفتار انسان ظاهر میشوند.
- اصول مشترک در عالم مادی و معنوی:
بنابراین در فرایند غذا، میان دهان و معده اصل سنخیت و تناسب برقرار است. این اصل، هم در دهان و معده مادی و هم در دهان و معده معنوی جاری است. همچنین اصل جذب، اصل دریافت و اصل عینیت نیز در هر دو عالم مادی و مجرد جریان دارد.
دهان در خدمت معده است و معده در خدمت دهان قرار دارد. معده نیز در خدمت کل بدن است. هر عضوی از اعضای بدن در خدمت کل بدن قرار دارد.
دریافت روحانی، دریافت حقایق و معارف، ادراکات و ملکات نیز بر تمام حقیقت روح اثر میگذارد. هر ملکه و صفتی که در انسان پدید میآید، در قوه عاقله، صدر، تخیلات، احساسات، رفتار، سخنان و حتی خوابهای او مؤثر است.
- تأثیر متقابل ادراکات و ملکات:
هر عضوی در خدمت کل بدن است و کل نیز در خدمت جزء قرار دارد. در مسائل معنوی نیز هر ادراک در خدمت کل روح است و انعکاس آن، همه روح را پوشش میدهد.
هر تخیل در تمام حالات روحانی اثر دارد و هر تعقل نیز بر تمام حالات روحانی ما اثر میگذارد. بنابراین ادراکات ما بر یکدیگر تأثیر دارند. ادراکات ما در خلقیات و احوال ما مؤثرند و خلقیات ما نیز بر ادراکاتمان تأثیر میگذارند. در نتیجه، جزء در خدمت کل و کل در خدمت جزء است.
فضیلتها و رذیلتهایی که انسان به دست میآورد و با روح او عینیت پیدا میکنند، در بازگشت، در تمام ادراکات، افعال و کلام انسان ظاهر میشوند و در خوابها و خیالات او نیز خود را نشان میدهند.
همانگونه که ادراکات مختلف بر یکدیگر اثر میگذارند، در ملکات انسان نیز تأثیر دارند. هر ادراک، هر فضیلت، هر رذیلت و هر خُلقی بر ساختار کلی روح اثر میگذارد.
- تبدیل کثرت به وحدت:
همه غذاهای بدن به یک بدن واحد تبدیل میشوند و همه معارف نیز به نفس واحد تبدیل میگردند؛ یعنی کثرت به وحدت تبدیل و یکپارچه میشود. در عالم مادی، کثرت غذاها به وحدت بدن تبدیل میشود. در روح و نفس مجرد نیز کثرت ادراکات، کثرت ملکات و کثرت افعال به وحدت نفس تبدیل میگردد. هر فضیلت، رذیلت، خُلق، ملکه و ادراک، در نهایت به نفس واحد ختم میشود.
هر بدنی یک معده و یک دهان دارد که مسیر ورودی آن است. هر روحی نیز از مسیر مشخصی، معرفت و حقیقت را جذب و دریافت میکند.
- ورودیهای جسم و روح:
دهان مادی ما هم مسیر هواست و هم مسیر غذا؛ یعنی مسیر هوا و غذا یکی است. روح ما نیز مسیر ورود ملکات و ادراکات است. هم ملکات از مجرای روح به حریم روح میرسند و هم ادراکات از همین مسیر وارد میشوند.
همانگونه که مسیر غذا و هوا برای بدن واحد است و از دهان میگذرد، هر بدنی نیز رب واحدی دارد که نفس است و هر نفسی رب واحدی دارد که موجود مجرد مثالی است.
نزاهت دهان به نوع غذایی که وارد آن میشود بستگی دارد. طهارت و نزاهت روح نیز به نوع ملکاتی که دریافت میکند و نوع ادراکاتی که به دست میآورد، وابسته است.
غذای بدن از جنس آب، نان، میوه، سبزیجات و هواست. غذای روح نیز از جنس ملکات روحانی، ادراکات و عبادات است.
- تناسب ورودی و خروجی:
هرچه از بدن بهعنوان اضافات و فضولات خارج میشود، با همان چیزهایی که وارد بدن شدهاند تناسب دارد؛ یعنی خروجی با ورودی مناسبت دارد.
هرآنچه وارد فضای روحانی ما میشود، از مجرای عقل، خیال و زبان خارج میگردد. آنچه دریافت میکنیم، خواه فضیلت باشد یا رذیلت و خواه ادراک و عقیده صحیح باشد یا غلط، ورودی روح محسوب میشود و خروجی آن نیز متناسب با همان ورودی است.
اگر از مجرای روح ما شرک، کفر، نفاق، فساد و رذیلت وارد شود، آثار آنها از عقل، خیال، حواس، زبان، کلام و رفتار خارج میگردد. بنابراین میان ورودی و خروجی تناسب وجود دارد.
اگر ورودی غذا کنترل شود، طهارت و نزاهت دهان کنترل شده است. اگر ورودیهای روح کنترل شود، یعنی چشم، گوش، دست و زبان کنترل گردند، خروجی نیز کنترل خواهد شد. اگر اعتقادات، ادراکات و ملکات ما کنترل شوند، خیال، عقل و قلب نیز کنترل میشوند.
- جذب و دفع در مادیات و معنویات:
جنس معده و دهان با جنس غذا سنخیت و تناسب دارد. جنس روح انسان نیز با معارف و ملکات سنخیت و تناسب دارد؛ زیرا روح انسان هویتی تجریدی دارد. جذب مادی، تدریجی است؛ همانگونه که جذب معنوی نیز تدریجی است. دفع فضولات در بدن نیز تدریجی است و دفع رذایل اخلاقی از روح نیز بهتدریج صورت میگیرد.
هرچه غذا تمیزتر و پاکتر باشد، بدن سالمتر، پاکتر و تمیزتر خواهد بود و تناسب بیشتری با بدن خواهد داشت. غذای معنوی نیز هرچه پاکتر، خالصتر و صادقانهتر باشد، تناسب بیشتری با روح دارد؛ یعنی ادراکات، ملکات و عبادات هرچه پاکتر و خالصانهتر باشند، برای روح مناسبتر خواهند بود.
هر غذایی که تناسب کمتری با معده داشته باشد، بیشتر دفع میشود. همچنین هر غذایی که با روح ما سنخیت و تناسب کمتری داشته باشد، دفع آن بیشتر و جذبش کمتر خواهد بود. بنابراین قاعده جذب و دفع در امور مادی و معنوی با یکدیگر تشابه دارد.