- تبیین مقام فنا:
مقام فنا، آخرین مرتبه وجودی و صعودی انسان است و به رسیدن به حضرت حق و اتحاد با ذات الهی معنا میشود. در این مقام، انسان نسبت به تعینات خلقی خود بیتوجه میشود. در حقیقت، فنا به معنای حذف تعین نیست، بلکه به معنای کم شدن تعینها است؛ یعنی انسان به حداقل و حداقلِ تعین میرسد و توجه کامل و تام به ذات الهی پیدا میکند.
- نسبت فنا و ولایت:
در حقیقت، مقام فنا همان مقام ولایت است. ولایت عبارت است از نزدیک شدن به ذات الهی، و درجات ولایت همان درجات فنا هستند. فنا دارای مراتب افعالی، صفاتی و ذاتی است، و این مراتب، مراتب ولایت نیز به شمار میآیند. یعنی کسی که متعهد به اسمای فعلی میشود، درجهای از ولایت را داراست؛ کسی که متعهد به اسمای صفاتی میشود، درجه بالاتری از ولایت را دارد؛ و کسی که متعهد به اسمای ذاتی میشود، کاملترین درجه ولایت را داراست. بنابراین، درجات ولایت با درجات فنا هماهنگ و همراه، بلکه مساویاند.
- لوازم رسیدن به مقام فنا:
رسیدن به این مقام، ویژگیهایی را میطلبد؛ از جمله همت، اراده و استقامت. مقام فنا که نوعی حرکت وجودی در عرض صعود است، یک حرکت عمومی خاص به شمار میآید. در این مقام، توجه تام به ذات الهی لازم است و انسان باید خود را از تمام تعلقات جدا کند.
- تمثیل زغال و آتش:
برای تبیین مقام فنا، تمثیل زغال ذکر شده است. زغال باید کنار آتش باشد؛ یعنی همنشین آتش شود و کمکم به آتش تبدیل گردد. رسیدن به مقام فنا نیز همنشینی با حق و مجاورت با حق را میطلبد. انسان باید در قرب الهی قرار گیرد تا استعدادهای وجودی او شکوفا شود.
- استعداد و قابلیت:
در این تمثیل، هر چیزی کنار آتش مشتعل نمیشود؛ سنگ کنار آتش مشتعل نمیشود، زیرا استعداد و قابلیت ندارد. اما زغال استعداد و قابلیت اشتعال دارد. پس برای رسیدن به فنا، قابلیت و استعداد لازم است. این امر به تدریج شکل میگیرد و اگر فاصلهای میان زغال و آتش باشد، اشتعال تحقق پیدا نمیکند. بنابراین، مجاورت با آتش لازم است.
- تدریج و استمرار:
رسیدن زغال به آتش، تدریجی است و زمان میخواهد. یعنی زغال یکباره به آتش تبدیل نمیشود، بلکه آرامآرام شعلهور میگردد. این فرآیند، تداوم، همت و اراده میخواهد. نخست رطوبت زغال به خشکی میرسد، سپس گرم میشود و بعد آتش میگیرد. پس سنخیت و تناسب نیز به تدریج ایجاد میشود.
- از دست دادن تعین زغالی:
زغال باید تعین زغالی خود را از دست بدهد. تا وقتی تعلق خاص و تعین خاص خود را از دست ندهد، تعین دیگری پیدا نمیکند. در مورد انسان نیز همینگونه است؛ انسان باید تعلق بشری و خلقی خود را از دست بدهد تا تعین الهی پیدا کند. هرچه تعینهای مادی، مثالی و عقلی کمتر شود، تعین الهی و تشخیص الهی در او بیشتر میشود.
- حب و خواستِ آتش شدن:
زغال باید خواهان رسیدن به آتش باشد و حب آتش شدن داشته باشد. پس از این حب، مجاورت، همنشینی، استمرار، تکرار، اتحاد و وحدت پدید میآید. آن محبت اولیه یک نیاز بنیادین است. زغال باید از بسیاری چیزهای دیگر جدا شود تا همنشین آتش گردد. این جدا شدن از امور دیگر، لازم است.
- جنبه حقانی و خروج از تعینات بشری:
انسان نیز برای رسیدن به مقام فنا باید فقط همنشین خداوند شود و همنشینی با غیر حق را ترک کند تا جنبه حقانی در او تقویت شود. زغال باید از تعین زغال بودن خارج شود؛ انسان هم باید از جنبههای تعیینی بشری خود خارج گردد. جنبههای وجودی زغال او را با آتش مرتبط میکند، و جنبههای وجودی ما نیز سبب اتصال و ارتباط با رب ما میشود.
- بیرنگی و کاهش رنگ تعلق:
تمثیل زغال برای تبیین مقام فنا، از زغال بیرنگ استفاده میکند؛ زغالی که در ظاهر سیاه است و رنگ مشخصی ندارد. کسی که میخواهد به حق برسد، باید بیرنگ شود؛ یعنی رنگ تعلقات را به خود نگیرد، رنگ بشری خود را از دست بدهد، رنگ خلقیاش کمتر شود و تعیناتش کاهش یابد. تعینات مادی، مثالی و عقلی باید کم شوند، تا تعین الهی پیدا شود و تشخیص الهی در او پدید آید.
- فعلیت یافتن استعدادهای وجودی:
بحث رسیدن به مقام فنا، با تمثیل زغال روشن میشود؛ مجاورت و همنشینی زغال با آتش، او را شعلهور میکند و استعداد درونیاش را به فعلیت میرساند. به همین ترتیب، استعدادهای وجودی انسان نیز در اثر همنشینی با حضرت حق به فعلیت میرسد. این امر، مجاورت، ارتباط، تکرار، همت و عزم میخواهد و آن اراده و محبت باید در انسان باشد. صبر، تدریج و استمرار نیز برای این کار لازم است.
- حرکت وجودی و سیر به سوی فنا:
هر چیزی که میخواهد به فعلیت برسد، در مسیر حرکت وجودی و سیر قرار میگیرد. با حرکت و استمرار، آن سیر و شکل میگیرد. همت و اراده با حرکت به فعلیت میرسد. بنابراین، عزم، اراده و استقامت شرط رسیدن به مقام فنا است.
- جمعبندی نسبت فنا و ولایت:
رسیدن به مقام فنا، رسیدن به مقام ولایت است. هر اندازه که انسان به فنا نزدیکتر میشود، درجاتی از ولایت و درجاتی از سیر وجودی را به دست میآورد.