آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • تبیین سیر انفسی و ولایت تکوینی برای افراد غیرمعصوم مانند حاج کاظم ساروقی

تبیین سیر انفسی و ولایت تکوینی برای افراد غیرمعصوم مانند حاج کاظم ساروقی

  • مقدمه:

سیرهای انفسی انسان به دو روش شکل می‌گیرد: یا با ریاضت، یا با عنایت. انسان‌ها با عمل به احکام شریعت، سیر تکوینی پیدا می‌کنند و این سیری است انفسی که از طریق ایمان، احکام شریعت و عمل به آن احکام به دست می‌آید.

  •  دو گونه‌ی شکل‌گیری سیر انفسی:

سیر انفسی انسان، همان‌گونه که اشاره شد، دو مسیر کلی دارد: نخست، سیر از طریق ریاضت و عمل به شریعت: انسان با التزام به احکام و اعمال شرعی، به‌تدریج سیری تکوینی در وجود خویش پدید می‌آورد؛ به این معنا که با ایمان و عمل، ساختار باطنی او متحول شده و مراتب انفسی او ارتقا می‌یابد. دوم، سیر از طریق عنایت: در این مسیر، یکی از اولیای الهی یا ملکی از ملائکه‌ی الهی که مظهر اسم «الولی» است، در انسان تصرف می‌کند. این عنایت و تصرف، شکل‌ها و مراتب متفاوتی دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

  •  انواع عنایت ولی‌الله و تصرف در وجود انسان:

عنایت ولی‌الهی نسبت به فرد غیرمعصوم، به دو شکل کلی واقع می‌شود: الف) تصرف در تمامیت ذات، اصل روح و قلب انسان: در این حالت، تمام قوای انسان ــ یعنی حس، خیال، وهم، عقل و قلب ــ تحت شعاع و سیطره قرار می‌گیرد. این نوع تصرف، شبیه وحی تشریعی است که بر قلب انبیا نازل می‌شود و تمامیت وجود نبی را تحت شعاع قرار می‌دهد.

ب) تصرف در شأن خاصی از انسان: در این صورت، تصرف در یک قوه یا عضو ویژه محدود می‌شود؛ مانند تصرف در چشم که سبب به‌وجود آمدن چشمِ برزخی می‌گردد، تصرف در گوش که سمع برزخی را پدید می‌آورد، و نیز تصرف در شامّه (بویایی)، ذائقه یا لامسه. بدین ترتیب، عنایت می‌تواند محدود به یک شأن باشد و کل وجود انسان را در بر نگیرد.

  •  تحلیل حکایت حاج کاظم ساروقی و نفی وحی تشریعی:

حکایت حاج کاظم ساروقی، از جنس القای حقیقت قرآن بر قلب او نیست. زیرا اگر بگوییم قرآن بر قلب او نازل شده است، آنگاه باید بپذیریم که بر یک فردِ غیرمعصوم نزول وحی صورت گرفته و در نتیجه، معنای ختم نبوت از بین می‌رود. هر کسی که قرآن بر قلبش نازل شود، نبی است.

علاوه بر این، اگر گفته شود که وحی بر شخصِ غیرنبی نازل شده، لازمه‌اش آن است که او دارای صفاتی همچون عصمت، علم غیب و اعجاز که ویژگی‌های اقتداری انبیاست ــ بوده باشد و امر بر تحدی (چالش و اعجاز) نیز مبتنی گردد. بنابراین، حکایت حاج کاظم ساروقی را نمی‌توان از جنس القای معنا بر قلب دانست.

  •  پنج تبیین برای پدیده‌ی حاج کاظم ساروقی:

برای این حکایت، پنج تبیین می‌توان ارائه داد:

۱. تصرف در قوه‌ی خیال: الفاظ قرآن در قوه‌ی خیال او جعل می‌شود و وی با نظر به لوح خیال خویش، الفاظ را می‌بیند و آن‌ها را قرائت می‌کند.

۲. جعل در حس مشترک (بصری): تصرف در باصره‌ی درونی او صورت می‌گیرد؛ به این معنا که تصاویر قرآن را در حس مشترک مشاهده می‌کند. این مرتبه، پایین‌تر از مرتبه‌ی خیال است.

۳. سمع باطنی: جعل و انشای صوت و لفظ در سمع باطنی او واقع می‌شود؛ یعنی آیات را در درون خود می‌شنود و آن‌ها را تکرار می‌کند.

۴. تصرف در قوه‌ی ناطقه: زبان و قوه‌ی ناطقه‌ی او تحت تسخیر ملک یا ولی قرار می‌گیرد و او را به‌گفتن وامى دارند. این امر، همان طی‌اللسان است.

۵. انقای معانی در حافظه: معانی در حافظه نقش می‌بندد و سپس در خیال به لفظ تبدیل می‌شود. این مورد، بعید و مشکل به نظر می‌رسد.

  •  تفاوت دریافت غیرمعصوم با وحی تشریعی:

در وحی تشریعی، خداوند خالق الفاظ و معناست و هر دو از جانب او واقع می‌شوند. در حدیث قدسی، معنا نازل می‌گردد، اما جعل لفظی از سوی خود معصوم صورت می‌پذیرد. اما در فرد غیرمعصوم، دریافت حقایق تحت تأثیر خلقیات و ویژگی‌های روحی خود فرد قرار می‌گیرد؛ بدین معنا که هر کس به فراخور سعه‌ی وجودی و ظرفیت باطنی خویش، حقایق را دریافت می‌کند.

  •  نتیجه‌گیری محتوایی؛ ولایت تکوینی در مرحله‌ی لسان:

حکایت حاج کاظم ساروقی، نمونه‌ای از «سیر انفسی با شأن خاص» و «ولایت تکوینی در مرحله‌ی لسان» است. چیزی شبیه به طی‌الارض، اما در زبان؛ یعنی طی‌اللسان، که در اثر آن، شخص می‌تواند در عرض چند دقیقه کل قرآن را ختم نماید. این امر حاکی از غلبه‌ی مجرد بر ماده است؛ یعنی غلبه‌ی مرتبه‌ی مجرد بر بدن مادی.

گفتارهای مشابه