آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • ویژگی های نگاه اسمایی – بخش 5

ویژگی های نگاه اسمایی – بخش 5

  •  ویژگی‌های نگاه اسمایی در تبیین عالم:

عالم هستی دارای یک حضور یکپارچه از ذات الهی است؛ یعنی از ذات الهی تا عالم اجسام، همگی حضور حق و امتداد ذات الهی‌اند. خداوند با اشیاء همراه است، در اشیاء حضور دارد، با آن‌ها مرتبط و متحد است و با آن‌ها انس دارد؛ و در عین این انس و همراهی، هیبت، جلال، شکوه و عظمت او محفوظ می‌ماند. جلال و جمال الهی در اشیاء ساری و جاری است و در تکوینیات و تشریعیات تجلی کرده است.

  •  هر شیء مظهر حق و حامل درجه‌ای از حقیت:

بر اساس نگاه اسمایی، هر شیء درجه‌ای از حقیت دارد و مظهر اسم الحق است. تمام اسماء الهی نسبت‌های وجودی‌اند و عالم، چه به صورت کلی و چه به صورت جزئی، زبان تبیین حق به شمار می‌آید. اسماء الله مسیرهای نوری حضرت حق هستند. عالم هستی یک نظام کلی است که حق را تبیین می‌کند، بلکه هر شیء نیز خود دارای نظامات و روابط خاص خویش است و با سایر اشیاء پیوند دارد. مجموعه‌ی نظام خلقت، شبکه‌ای نظام‌مند است که همه‌ی نظام‌های اشیاء در آن به هم متصل، مرتبط و درهم‌تنیده‌اند. عالم تحت احاطه‌ی حضرت حق است و نسبت حق با عالم، نسبتِ محیط و محاط است.

  •  اسماء الهی به مثابه مسیرهای نوری ارتباط با خدا:

در نگاه اسمایی، هر اسم الهی مسیر نوریِ ارتباط با حق است؛ یعنی انسان با هر اسم، می‌تواند نحو خاصی از ارتباط با خداوند را برقرار کند و مسیری به سوی او بگشاید. این مسیر، باطنی، معنوی و روحانی است. از این رو، با تکرار اسماء و صفات حق، انسان به سوی نور حرکت می‌کند و راهی به سوی حق برای او گشوده می‌شود. در هر اسم، فتاح ظهور و تجلی کرده است. بر اساس این نگاه، وحدتِ ظاهر با مظهر مطرح است؛ یعنی ظاهر و مظهر یگانه‌اند و تجلی‌کننده و تجلی‌یافته در مرتبه‌ای یکی‌اند. در این مرتبه، حق با اشیاء مرتبط، متحد و در حقیقت عینِ اشیاء در مقام ظهور است، و هر شیء حق مقید محسوب می‌شود.

  •  نفیِ زاید بودن و مضر بودن اشیاء:

بر اساس این دیدگاه، خلقت هیچ شیئی مضر نیست. هر چیز مظهر اسم نافع است و از هیچ جهتی زاید و بی‌فایده نیست. همه‌ی اشیاء از همه‌ی ابعاد و جهات خود مفیدند و هیچ امر زائدی در آن‌ها وجود ندارد. همه‌ی موجودات مظهر اسماء الهی هستند. در این نگرش، انسان با اشیاء و از طریق اشیاء با حق مرتبط می‌شود و سیر او در حقیقت، سیر در اسماء الهی است. به بیان دیگر، با توجه قلبی ـ که خود نوعی اسم از اسماء الهی است ـ انسان در اسماء الهی سیر می‌کند و در واقع خودِ اسم او را در درون خود حرکت می‌دهد. بنابراین، با حق در حق سیر می‌کنیم.

  •  یگانگیِ ذاکر، ذکر و مذکور:

بر اساس این دیدگاه، ذاکر، ذکر و مذکور، همچنین سائر، سیر و مسیر، یکی‌اند. از داد و اضداد نیز معنا پدید می‌آید؛ ظاهر با باطن، محیط با محاط، و اول با آخر در یک نظام معنایی جمع می‌شوند. جلال و جمال نیز در یک قلب جمع می‌شوند و در مقام تجلی، تمام اسماء که در ظاهر متضاد به نظر می‌رسند، حضوری واحد دارند و با یکدیگر معیت دارند. حق، جامع اضداد است و جمع اضداد در عالم ماده محال است، اما در عوالم دیگر محال نیست. برای نمونه، مهر و قهر می‌توانند در قلب انسان جمع شوند.

  •  خیر بودن عالم و تبیین شر به عنوان مرتبه‌ای نازل از خیر:

در این نگاه، هیچ چیزی در عالم شرّ محض نیست و همه چیز خیر است. همه‌ی اشیاء خلقتی خیرگونه دارند و شر امری نسبی، عارضی و تبعی است. اگر خیر را به صورت تشکیکی در نظر بگیریم، ظهور هر اسم نیز تشکیکی خواهد بود؛ بنابراین خیر هم از اسماء الهی است که ظهورش مراتب مختلف دارد. نازل‌ترین مرتبه‌ی خیر همان چیزی است که ما آن را شر می‌نامیم. در نتیجه، شر درجه‌ای نازل از خیر است، نه امری مستقل در برابر خیر.

  •  پیوند معرفت و سلوک در معارف اسمایی:

در این نگاه، حقایق توحیدی در عین آنکه معرفتی‌اند، سلوکی نیز هستند. یعنی معارف اسمایی، که همان باورهای توحیدی و اعتقادی ما هستند، صرفاً دانسته‌هایی ذهنی نیستند، بلکه به سلوک و عمل تبدیل می‌شوند. خودِ معارف، سلوک است؛ یعنی باور به توحید در حقیقت همان حرکت معنوی انسان است. بنابراین، خودِ معارف، ذکر و سیر و سلوک‌اند و تفکیک میان علم و عمل در این سطح از معنا چندان قابل طرح نیست.

  • امتداد وجودی و حاکمیتی نگاه اسمایی:

مباحث توحیدی اسمایی، امتداد وجودی و حاکمیتی پیدا می‌کنند و می‌توانند زمینه‌ساز تمدن شیعی باشند. پایه‌گذاری تمدن اسلامی و تمدن شیعی با نگاه اسمایی امکان‌پذیر است. بر اساس این نگاه، حکمت‌های اسمایی با تلون، تماوج و تعین خود، زمینه‌ی شکل‌گیری ارکان حاکمیت شیعی را فراهم می‌کنند.

  •  طراحی پیشینی عالم و نبودِ نقص وجودی:

بر اساس نگاه اسمایی، عالم پیش از خلقت خارجی طراحی، تعبیه و تنظیم شده و این امر، برنامه‌ی الهی است. چینش عالم مطابق با ذات الهی و بر اساس اسماء کلیِ وصفی و فعلی است؛ از این رو، عالم مطابق با ذات الهی تنظیم و طراحی شده است. بنابراین، در عالم خللی وجود ندارد و نقصی در ساحت وجودی آن نیست. اگر در ظاهر نقص یا خللی دیده می‌شود، مربوط به جنبه‌های ماهوی اشیاء است، نه به جنبه‌های وجودی آن‌ها. پس عالم با ذات الهی مطابقت دارد، طهارت و قداست دارد و مظهر اسماء طهور و اسم صمد الهی است.

  •  فیض، محبت و رحمت الهی در پیدایش عالم:

در این دیدگاه، مسیر تنزل فیض از باطن به ظاهر و از اعلی به اسفل است و فیض تنها با حرکت و سریان نازل می‌شود. این نزول، با حرکت حبّی از ذات الهی صورت می‌گیرد و فیض به عوالم سرازیر می‌شود. بنابراین، عالم بر اساس حبّ الهی، محبت الهی و رحمت الهی شکل گرفته است. حضرت حق، فاعل قریب هر شیء است و در هر شیء مستقیماً حضور و ظهور و تجلی دارد. از همین رو، ذات اشیاء، صفات اشیاء و افعال کمالی اشیاء به ذات حق نسبت داده می‌شود و ساختار اشیاء مظهر تجلیات اسماء الهی است. روابط تکوینی نیز جلوه‌های اسماء الهی هستند.

  •  جهان به مثابه آیت و آیینه‌ی حق:

از نظر این نگاه، از ناس و فلوس تا فصول و انواع، همه جلوه‌های اسماء الهی‌اند. هر شیء از حیث وجودی، آیت حق و آیینه‌ی حق است؛ پس هر شیء هویت الهی و رنگ الهی دارد و هیچ چیزی در عالم نیست که آیینه‌ی حق نباشد. عالم نظام‌مند است و حق با عالم نسبت دارد. اشیاء وجه‌الله‌اند و حق را نشان می‌دهند. در عالم، آهنگ واحد، آیت واحد و مسیر واحد وجود دارد. هر چیز در جای خود زیبا، متقن و محکم است و در همه‌ی مظاهر سریان و ظهور دارد و با اشیاء معیت دارد.

  •  بقا و ماندگاریِ اشیاء در پرتو اسم الباقی:

بنابراین، هیچ چیزی در عالم زاید و اضافه نیست و همه‌ی اشیاء ماندگارند. زوال و نابودی به معنای حقیقی در عالم نیست و همه‌ی اشیاء مظهر اسم الباقی الهی هستند.

گفتارهای مشابه