- یکپارچگی و ساختار شبکهای جهان هستی (شبکه نوری واحد):
یکی از بنیادهای اساسی نظام احسن، یکپارچگی و ساختار شبکهای عالم است. در این نظام، تمامی نظامات موجود در جهان، یک شبکه نوری واحد و بههمپیوسته را تشکیل میدهند. ویژگی بارز نظام احسن این است که کلیه اجزا و ارکان آن در اتصال و پیوند مستقیم با یکدیگرند. هر پدیدهای در عین برخورداری از نظامات درونی متعدد، واجد یک نظام کلی و یگانه به عنوان یک هویت و شخص واحد است. بر همین اساس، مجموع موجودات جهان آفرینش نیز در قالب یک نظام کلی نامتناهی سامان یافتهاند که در نهایت به ساحت حق متعال متصل میگردد. بنابراین، عالم خلقت شبکهای نوری و پیوسته است که در آن هیچ مخلوقی جدا و منفصل از سایر اجزا وجود ندارد.
- امکان بازفهمی، خودآگاهی و تدبیر در ابدان:
از دیگر ویژگیهای برجسته نظام احسن، وجود قوه بازفهمی در ابدان موجودات است؛ بدین معنا که هر موجودی واجد درک درونی از خود، توان بازنگری و قدرت بازسازی خویش است تا به واسطه این آگاهی، بقای خود را تضمین کرده و فرآیندهای حیاتیاش را به انجام برساند. بدن در انسان، حیوان و گیاه صرفاً یک ساختار مادی صِرف نیست، بلکه فهم و ادراک متناسب با بدن در تمام مخلوقات تعبیه شده است. این ادراک فراگیر، منشأ حقیقتِ تسبیح همگانی موجودات («وإن من شیء إلا یسبح بحمده») است. تمامی موجودات دارای درک، شعور، جان، و نفس مدبر و محیط بر کالبد خویش هستند و بر مبنای همین ادراک، پیکر خویش را حفظ و هدایت میکنند. از این رو، امکان بازفهمی جهت بازیابی و بازشناسی وجودی، از ارکان نظام احسن به شمار میآید.
- اصل رشد، نمو و پویایی در بعد مادی:
نظام احسن در ساحت اجسام، نظامی پویاست که قاعده رشد و نمو همواره در آن جریان دارد. ابدان موجودات اعم از گیاه، حیوان و انسان در حالتی ایستا و منجمد قرار ندارند، بلکه پیوسته در سه بعد طول، عرض و عمق در حال بالندگی هستند و از حیث جرم، حجم و ارتفاع ارتقا مییابند. این پویایی پیوسته در بعد جسمانی نشان میدهد که خلقت مادی ماهیتی رو به جلو دارد و از رکود و توقف پیراسته است.
- ظرفیت ارتقای وجودی و تعالی معنوی اجسام:
در کنار رشد کمّی و کیفی مادی، امکان تعالی معنوی و صعود به مراتب عالیتر وجودی در نظام احسن لحاظ شده است. اجسام محدود و محصور در یک مرتبه تنزلیافته مادی باقی نمیمانند، بلکه این قابلیت در آنها نهاده شده است که مراتب وجودی برتر را طی کنند. بر این اساس، کالبدها و ابدان قابلیتی ذاتی دارند تا فراتر از محدودیتهای صِرف مادی، به سوی تجرد، تلطیف و پیوند با عوالم والاتر حرکت نمایند.
- سهولت و روانی ارتباط میان کالبدها و کل جهان:
در نظام احسن، اتصال و تعامل هر کالبد با کل عالم بر پایه تسهیل و روانی بنا شده است. موجودات برای برقراری ارتباط و همافزایی با سایر پدیدههای خلقت دچار تکلف، مشقت، عسرت یا موانع پیچیده نمیشوند، بلکه بستر این تعاملات به شکلی کاملاً روان، هماهنگ و در دسترس طراحی گردیده است تا پیوند اجزا با کل جهان با سهولت محقق شود.
- اصل هماهنگی و انطباق متقابل در اجزای آفرینش:
اصل هماهنگی همهجانبه، از مؤلفههای اساسی نظام احسن در بعد اجسام است. در این نظام، اجزای مختلف جهان در یک همزمانی و تناسب شگفتانگیز با یکدیگر عمل میکنند. به عنوان نمونه، همزمان با تولد نوزاد، ترشح و تولید شیر در بدن مادر آغاز میشود؛ این همزمانی دقیق و انطباق بینقص، نشاندهنده جریان اصل هماهنگی و تدبیر حکیمانه در کلیت ساختار خلقت است.
- برقراری تعادل میان نیروهای متضاد (جمال و جلال):
اصل تعادل میان امور متضاد و جلوههای جلال و جمال، ضامن بقا و استواری نظام احسن است. در نظام هستی، هیچیک از عناصر و نیروهای متضاد بر دیگری سیطره مطلق پیدا نمیکنند، چرا که برهمخوردن این توازن، موجب نابودی و زوال کل ساختار عالم خواهد شد. برای مثال، اگر عنصر آب تمام جهان را فرابگیرد یا آتش بر همه چیز چیره شود، حیات انسان، حیوان و گیاه متلاشی خواهد شد. بنابراین، حفظ تعادل دقیق میان آب و آتش و مظاهر لطف و قهر، از اصول بنیادین حاکم بر جهان است.
- اصالت بقا و هدفمندی آفرینش:
از دیگر ویژگیهای محوری نظام احسن، حاکمیت اصل بقا بر پدیدههاست. بر اساس بینش توحیدی و گزاره «خُلِقتُم لِلبَقاءِ لا لِلفَناء»، حقیقت خلقت بر پایه جاودانگی و ماندگاری بنا نهاده شده است، نه نیستی و زوال. از این رو در نظام احسن، اصالت از آنِ استمرار، کمال و بقاست و نابودی در ساحت نهایی وجود جایگاهی ندارد.
- تجدیدپذیری دائم و عدم تکرار در تجلیات هستی:
بدنها در نظام احسن واجد قابلیت تجدیدپذیری مستمر هستند و لحظه به لحظه در حال نو شدن به سر میبرند. بر اساس قاعده «لا تکرار فی التجلی» (عدم تکرار در تجلیات الهی)، هیچ پدیدهای در حالت تکرار ایستا قرار ندارد، بلکه کل هستی و کالبدهای مادی به شکلی نو به نو و پویا، فیض وجود را به طور دائم دریافت میدارند.
- جامعیت و کمال نوعی در ساختار کالبدی:
جامعیت ساختار بدن، از ویژگیهای کمالبخش نظام احسن در بعد اجسام است. بدین معنا که هر کالبد و نوع از موجودات، از تمامی کمالات، قوا و ظرفیتهای لازم که برای رسیدن به نهایت کمال نوعی و تحقق کامل غایت وجودیاش ضروری است، به طور تمام و کمال بهرهمند میباشد و هیچ نقصی در ابزارها و کمالات متناسب با نوع خود ندارد.