آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  •  وساطت در مراتب وجود

 وساطت در مراتب وجود

  • معنای وساطت و شرط اصلی واسطه بودن:

عنوان محتوا وساطت است. واسطه دو شیء مادی در عالم ماده باید مادی باشد؛ یعنی باید با دو طرف، سنخیت و تناسب داشته باشد. باید با دو طرف، سنخیت، مشابهت و تناسب داشته باشد تا بتواند واسطه باشد و با این وساطت، ارتباط و اتصال ایجاد کند. یعنی اگر سنخیت و تناسب نباشد، ارتباط و اتصال ایجاد نمی‌شود.

  •  عدم، صلاحیت وساطت ندارد:

عدم نمی‌تواند طرف مقابل وجود قرار بگیرد؛ چون عدم، ذات ندارد. در نتیجه، تحقق و تشخصی ندارد. خارجیت ندارد. بنابراین، نمی‌تواند واسطه باشد و وساطت کند. پس برای وساطت، باید دو طرف، وجودی باشند. عدم نمی‌تواند یک طرف مقابله با وجود باشد یا دو طرفِ وساطت را تشکیل دهد. این شدنی نیست.

  • واسطه‌ها یا علمی‌اند یا عینی

پس واسطه‌ها که وجودی هستند، یا وجود خارجی دارند یا وجود علمی. یعنی واسطه‌ها یا وجود علمی دارند یا وجود عینی دارند. وساطت دو طرف علمی نیز باید علمی باشد. برای مثال، در بحث‌های معرفتی، قوه خیال واسطه حس و عقل است. همچنین وساطت دو طرف عینی نیز باید عینی باشد؛ مانند عالم برزخ که میان عالم ماده و عالم عقل قرار دارد. چون عالم ماده و عالم عقل هر دو عینی و خارجی‌اند، برزخ نیز که واسطه است، باید خارجی باشد. بنابراین، واسطه دو طرف علمی هم باید علمی باشد و واسطه دو طرف مادی هم باید مادی باشد.

  •  نقش واسطه در تنزل، تعالی و انتقال:

وساطت در مباحث معرفتی، هم تنزل‌دهنده است، هم تعالی‌دهنده و هم انتقال‌دهنده. یعنی آن واسطه هم تنزل می‌دهد، هم تعالی می‌دهد و هم انتقال می‌دهد. برای نمونه، صور خیالیه معانی را به مرتبه برزخی انتقال می‌دهند و به آن‌ها صورت می‌بخشند و صور عقلی را تنزل می‌دهند. پس تنزل‌دهنده هستند. از سوی دیگر، تعالی‌دهنده نیز هستند. همچنین صور حسی را ارتقا می‌دهند و آن‌ها را به صور مثالی تبدیل می‌کنند. بنابراین، واسطه هم تنزل‌دهنده است، هم تعالی‌دهنده و هم انتقال‌دهنده. این واسطه، پیام را نیز با خود انتقال می‌دهد. پس با این وساطت، هم تنزل تحقق می‌یابد و هم تعالی.

  •  اتصال دو مرتبه وجود، نیازمند مرتبه واسطه است:

تنزل و تعالی، دو طرف واسطه را به هم متصل می‌کند. اتصال دو مرتبه از وجود مادی و عقلی، وساطت برزخی می‌خواهد. قوه خیال، واسطه بین قوه عاقله و قوای حسی است. صور خیالی نیز هم به مادی شباهت دارند و هم به عقل، و در عین حال از هر دو طرف مغایرت دارند. پس هم با طرفینِ حسی و عقلی تشابه دارند و هم با دو طرف عقلی و حسی، تغایر، غیریت و مباینت دارند. همین تشابه با دو طرف، باعث اتصال و ارتباط آن‌ها می‌شود. یعنی همین تشابه است که زمینه اتصال و ارتباط را فراهم می‌کند.

  •  اشتراک، منشأ ارتباط است و تمایز، منشأ غیریت:

پس اتصال و ارتباط بر اساس اشتراک است. در مقابل، تفاوت قوه خیال و تمایز آن از دو طرف، باعث غیریت آن‌ها می‌شود و سبب می‌گردد که از دو طرف جدا باشد. موجود مجرد برزخی، از جهت جرم نداشتن، به عقل شباهت دارد؛ پس با عقل ارتباط برقرار می‌کند. این، جنبه تجردی و تعالی آن است. و از جهت شکل و رنگ داشتن و اعراض داشتن، به عالم ماده شباهت دارد؛ و این همان جنبه شباهت آن به صور مادی است.

  •  برزخ از جهتی شبیه ماده و از جهتی شبیه عقل است:

پس مرتبه برزخی از وجهی به عالم ماده شباهت دارد و از وجهی به عالم عقل. همچنین از وجهی با عالم ماده مغایرت دارد، چون جرم ندارد. و از وجهی با عالم عقل مغایرت دارد، چون صورت و شکل دارد. بنابراین، تشابه از یک جهت است و تغایر نیز از جهت دیگر.

  •  هستی منشأ پیوند است و چیستی منشأ تمایز:

جنبه‌های وجودی اشیا، آن‌ها را به هم متصل و مرتبط می‌کند؛ و جنبه‌های ماهیتی و چیستی اشیا، آن‌ها را از هم جدا و متمایز می‌سازد. چیستی‌ها، اشیا را از هم متمایز می‌کنند. هستی‌ها، اشیا را به هم وصل می‌کنند. بودن‌ها، اشیا را به هم یکی می‌کنند و باعث وحدت اشیا می‌شوند؛ و چیستی‌ها باعث جدایی اشیا از یکدیگر می‌شوند.

  •  نقش صورت برزخی در جدایی و نقش وجود برزخی در پیوند:

تعین صور برزخی، باعث جدا بودن آن‌ها از حس و عقل است؛ و اشتراک وجود برزخی با دو طرف، باعث ارتباط دو طرف می‌شود. آن چیزی که حس و عقل را به یکدیگر متصل می‌کند، وجود و هستی و اشتراک صور برزخی با دو طرف است. خیال، واسطه حواس و عقل است. و عقل، واسطه خیال و قلب است.

  •  سنخیت واسطه با دو طرف:

واسطه علمیِ دو چیز، باید از سنخ علمیِ دو طرف باشد. یعنی وقتی دو طرف علمی هستند، آن واسطه هم باید واسطه علمی باشد. اگر دو طرف عینی و خارجی هستند، آن واسطه هم باید خارجی باشد. واسطه دو شیء باید توان وساطت داشته باشد. واسطه دو شیء باید توان وساطت داشته باشد.

  • نظام عالم بر پایه وساطت و نزول فیض الهی:

فیض الهی بر اساس نظام وساطت نازل شده است و به همه مخلوقات می‌رسد. فیض الهی بر اساس آن نظام وساطت نازل شده و عالم بر همان اساس چینش یافته است. چینش عالم، یعنی نظام وساطت. عالم ترتیب داده شده، مرتب است، ترتیب دارد و رتبه‌بندی شده است. ترتیب، یعنی رتبه‌بندی. عالم از بالا به پایین تنظیم و طراحی شده است: عقل، برزخ، عالم طبیعت. و همین ترتیب بر اساس رتبه، باعث نزول فیض از مجرد عقلی به طبیعت می‌شود. فیض از حق به سمت طبیعت سرازیر می‌شود.

  • نفس انسان به عنوان واسطه:

نفس انسان نیز واسطه بین نطفه و عقل مجرد تام است. یعنی نطفه تا به مقام تجرد برزخی نرسد، ارتباطی با عالم عقل پیدا نمی‌کند. بنابراین، واسطه‌ها باید مشخص باشند و سنخیت و تناسب در آن‌ها حفظ شود. پس واسطه‌ها یا وجود علمی دارند یا وجود عینی.

گفتارهای مشابه