آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • مواجهه وجودی با خود و عالم

مواجهه وجودی با خود و عالم

  • مفهوم مواجهه وجودی:

مواجهه وجودی یعنی انسان به جنبه‌های وجودی عالم هستی توجه کند. این مواجهه موجب می‌شود که ما نگاه اسمایی به عالم پیدا کنیم. اگر به جنبه‌های وجودی اشیاء توجه کنیم، حقایق عالم هستی بر ما کشف می‌شود؛ نسبت‌های وجودی اشیاء با حق کشف می‌شود و نسبت‌های وجودی اشیاء با یکدیگر آشکار می‌گردد.

  • کشف نسبت‌های اسمایی با حق:

مواجهه وجودی، توجه کردن به جنبه‌های اسمایی اشیاء و کشف جنبه‌های وجودی اشیاء است؛ به این معنا که نسبت‌های وجودی اشیاء با حق به صورت نسبت‌های اسمایی کشف می‌شود. هر نسبتی خبر از یک رابطه وجودی و از یک حقیقت وجودی با حق می‌دهد. در واقع در هر مواجهه وجودی، ما یک رابطه وجودی شیء با حق را کشف می‌کنیم. هر مواجهه وجودی سبب کشف یک سنت الهی، یک رابطه الهی و یک حقیقت اسمایی می‌شود و این بنیان مبحث ما را تشکیل می‌دهد.

  • شرایط شکل‌گیری مواجهه:

مواجهه با تفکر، توجه و تمرکز بر جنبه‌های وجودی شکل می‌گیرد و با «توجه» حاصل می‌شود؛ بدین معنا که نفس باید از پراکندگی نجات یابد تا اهل توجه به حقیقت هر شیء گردد. مواجهه وجودی دو مرحله دارد: نخست، تمرکز و توحید یافتن با توجه؛ یعنی از طریق تمرکز توجه بر جنبه‌های وجودی اشیاء، حقیقت را کشف می‌کنیم. دوم، رهایی از پراکندگی‌ها و تعینات؛ یعنی بر جنبه‌های تعینی شیء نظر نیندازیم، حدود و نقائص را نبینیم و صرفاً جنبه‌های وجودی را مشاهده کنیم. تحقق این امر نیازمند تمرین و ممارست پیوسته است.

  • مواجهه وجودی با خود:

ما باید با حقیقت خودمان مواجه شویم، به حقیقت خود رجوع کنیم و به اصل وجود خویشتن توجه نماییم. با بازگشت به اصل حقیقت خود، در واقع حقیقت خویش را کشف می‌کنیم. مواجهه وجودی، رجوع حقیقی به ذات اشیاء است. در نهاد ما باید جهت وجودی باشد تا بتوانیم به جنبه‌های وجودی اشیاء نظر کنیم. جنبه‌های وجودی اشیاء، نقطه اشتراک و نقطه پیوند وجودی اشیاء با یکدیگر است. اشیاء از جنبه وجودی عین ربط به حق هستند و از همان جنبه با هم ارتباط و اتصال دارند. ذات شیء، نفس شیء، جان شیء و وجود شیء میان همه اشیاء مشترک است؛ بنابراین اشیاء از همان جنبه‌های وجودی به یکدیگر متصل می‌شوند.

  • انسان کامل، وجه‌الله:

هرگاه نفس به حقیقت خود نظر و توجه کند، حقیقت و وجود خود را کشف می‌کند و روح، نفس و جان خویش را می‌یابد. معصوم (ع) می‌فرمایند: «لکل شیءٍ وجهٌ»؛ یعنی هر شیء چهره‌ای دارد، و انسان کامل وجه‌الله است، یعنی سیمای الهی به شمار می‌رود؛ در حقیقت باید حق و تمامیت حق را در چهره و سیمای انسان کامل دید. انسان با نظر وجودی به خود، تمامیت خود را نمی‌یابد بلکه حقیقت خود و جلوه‌ای از حقیقت خویش را می‌یابد. کشف تام و درک تمامیت حقیقت، شأن، کار و ناشی از قدرت و قوت معصوم است.

  • کشف تجرد نفس:

در نخستین توجه وجودی به خود، اصل ذات و اصل نفس مجرد ما کشف می‌شود؛ یعنی در این مواجهه درمی‌یابیم که حقیقتی غیر از بدن داریم. آن حقیقت، فرامکانی، فرازمانی، فراکیفیتی و فراکمیتی است؛ حقیقتی که جسم، جرم، حجم و رنگ ندارد و فراتر از مقولات عرض و جوهر قرار دارد. این بازگشت به حقیقت خود، رابطه‌ای حضوری، کشفی حضوری، کشفی غریضی و مکاشفه‌ای در مرتبه تجرد غریضی است.

  • حضوری بودن مواجهه‌ها:

تمام مواجهه‌های وجودی به صورت رابطه حضوری رخ می‌دهد؛ یعنی انسان تا توجه قلبی به اشیاء پیدا نکند، حقیقت اشیاء را نمی‌یابد و این توجه باید در مرتبه قلب شکل گیرد. ما یک «توجه حسی» داریم که از طریق حواس پنج‌گانه به اعراض اشیاء مانند زبری، نرمی، سفیدی، شوری، تلخی، بوها، صداها و تصاویر مربوط می‌شود. همچنین «توجه خیالی» داریم که در آن شیء را در مرتبه خیال حاضر و انشا می‌کنیم و با چشم خیال به آن می‌نگریم؛ اما هیچ‌یک از توجه‌های حسی و خیالی، توجه وجودی نیستند. از سوی دیگر «توجه عقلی» وجود دارد که معطوف به مفهوم و معنای اشیاء، جنس، فصل و ویژگی‌های عام و خاص آن‌هاست و این مرتبه نیز توجه وجودی به شمار نمی‌آید. آخرین مرتبه، «توجه قلبی» است: توجه به قلب اشیاء، ذات اشیاء، وجود اشیاء و روح و نفس اشیاء؛ توجهی که ناظر به جوهر، عرض و افعال شیء نیست، بلکه ناظر به جنبه‌های وجود اشیاء است. بنابراین مواجهه وجودی صرفاً با توجه قلبی شکل می‌گیرد و انجام می‌پذیرد.

  • راه توجه به حقیقت خود:

در همان لحظه‌ای که به غیر خود نظر نکنیم، متوجه حضور ذات خود می‌شویم؛ در واقع برای توجه به حقیقت خودمان کافی است که از توجه به هر آنچه غیر ذات خود است صرف‌نظر کنیم.

  • مراتب مواجهه وجودی:

مواجهه وجودی با اشیاء سبب کشف رابطه‌ها، نسبت‌های وجودی، سنت‌های الهی و اسماء الهی می‌شود. در مرحله نخستین مواجهه وجودی، ادراکی از ذات خود پیدا می‌کنیم؛ یعنی به صورت حضوری درمی‌یابیم که هستیم. در مواجهه‌های حضوری پس از آن، انسان دریافتی عمیق‌تر از اصل حقیقت خویشتن حاصل می‌کند. بنابراین مواجهه وجودی دارای درجات و مراتب گوناگون است و به گستره و وسعت وجودی فرد توجه‌کننده بستگی دارد. این توجه قلبی باید تعمیق یابد تا از لایه‌های حسی، ظاهری و خیالی گذر کند و به ژرفای وجود اشیاء راه یابد. آن مواجهه وجودی، نسبت‌های حقیقی با حق را روشن می‌سازد. موجودات نسبت‌های وجودی نامتناهی با حضرت حق دارند و تنها از طریق مواجهه وجودی است که این نسبت‌های وجودی، سنت‌های الهی و مناسبات اسمایی میان اشیاء و حق کشف و هویدا می‌گردد.