آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • عالم هستی به عنوان آیت و آئینه حق

عالم هستی به عنوان آیت و آئینه حق

  • عالم هستی؛ آیت و آینهٔ حق:

بر اساس دیدگاه توحیدی، عالم هستی آیت حق است و حق را نشان می‌دهد. عالم، آینهٔ حق است؛ خود را نشان نمی‌دهد، بلکه خداوند را نشان می‌دهد. همهٔ اشیا آیت حق‌اند و هر چیزی از هر جهت آیت حق است. هر چیزی با تمام وجود خود حق را نشان می‌دهد. ذات اشیا، ذات حق را؛ وجود اشیا، وجود حق را؛ صفات اشیا، صفات حق را؛ و افعال اشیا، افعال حق را نشان می‌دهند. بنابراین، هر چیزی از هر جهت آیت حق است. علم اشیا، علم حق؛ قدرت اشیا، قدرت حق؛ جمال اشیا، جمال حق؛ ذات اشیا، ذات حق؛ و فاعلیت و تدبیر اشیا، فاعلیت و تدبیر حق است. از این جهت گفته می‌شود که خود حق در هر چیزی حضور دارد و می‌تواند آن را مدیریت کند. چون حق در هر چیزی حضور کامل دارد، خداوند مستقیماً اشیا را تدبیر می‌کند؛ یعنی در خود شیء، آن را تدبیر می‌کند. بنابراین، نسبت حق با اشیا، نسبت آیت و آینه است.

  •  اصالت وجود حق و وابستگی اشیا:

عالم هستی با ایجاد دفعی خداوند انشا و ایجاد شد. ذات حق اصالت ذاتی دارد؛ یعنی وجود، بالذات اصیل است، اما اشیا بالعرض اصالت دارند. وجود اشیا تابع وجود حق است و وجودشان به قیومیت حق قائم است. چون اشیا تجلی و اشراق حق‌اند، میان حق و خلق ارتباطی ذاتی و پیوستگی وجود دارد. اشیا به دو دلیل از حق حکایت می‌کنند: نخست آنکه جلوهٔ حق‌اند و دوم آنکه میان حق و خلق ارتباطی ذاتی و پیوستگی برقرار است. اگر اشیا جلوهٔ حق نبودند، از حق حکایت نمی‌کردند و آیت حق نبودند. همچنین، اگر میان خلق و حق ارتباطی ذاتی و پیوستگی وجود نداشت، اشیا نمی‌توانستند آیت حق باشند. پس آیت و آینه بودن اشیا از هر دو جهت تحقق دارد.

  •  قیام عالم به حق:

اینکه وجود هر چیزی با ایجاد حق انشا شده است، نکته‌ای بسیار مهم است. هر چیزی به بقای حق باقی است، به قوام حق قائم است و به قیومیت حق بقا دارد. این، نگاه توحیدی، وجودی و قرآنی به اشیاست؛ همان‌گونه که در قرآن آمده است: «ما آیات خود را در آفاق و انفس قرار دادیم.» عالم به وجود حق و به هستی حق قائم است. عالم به اسم «باقی» باقی است و به اسم‌های «قیوم» و «غنی» الهی قیام دارد.

  •  معنای آیت بودن اشیا:

آیت بودن هر چیزی به این معناست که آن چیز از هر جهت آیت است. همهٔ مراتب وجودی اشیا آیت حق‌اند. بنابراین، اشیا در افعال، صفات و ذات خود استقلال ندارند. آیت بودن یعنی اشیا از هر جهت به حق وابسته‌اند و هیچ‌گونه استقلالی در آنها وجود ندارد.

آیت بودن اشیا سه مطلب را نشان می‌دهد: نخست اینکه اشیا باید جلوهٔ حق باشند؛ دوم اینکه اشیا نباید در وجود، ذات، صفات و افعال خود استقلال داشته باشند؛ و سوم اینکه میان حق و خلق باید ارتباطی ذاتی و پیوستگی وجود داشته باشد تا اشیا آیت حق باشند.

از تمام جنبه‌های وجودی اشیا، ارتباط آنها با حق آشکار است. به تعبیر دیگر، اشیا از جنبهٔ وجودی، ربط و اتصال به حق‌اند، نه از جنبهٔ ماهوی. بر اساس رابطهٔ طولی و ارتباط ذاتی میان مراتب هستی و حضرت حق، آیت بودن معنا پیدا می‌کند. آثار هر چیزی نیز از جنبهٔ وجودی آن ناشی می‌شود؛ زیرا جنبهٔ وجودی یعنی خود حق در شیء حضور دارد و حق مستقیماً اشیا را مدیریت و تدبیر می‌کند.

  •  نمونه‌ای از تدبیر مستقیم حق:

حرارت آتش، در حقیقت حرارتی است که از حق در آتش ظهور کرده است. خنکی آب نیز از آب نیست، بلکه خنکی‌ای است که از حق در آب ظهور یافته است. هر چیزی نیز به همین صورت است.

  •  نقش شریعت در تعالی روح:

شریعت آمده است تا روح انسان را تطهیر و تعالی بخشد تا اسرار نظام خلقت فهمیده شود. عناصری که در تعالی روح انسان مؤثرند، عبارت‌اند از: تطهیر، تبهّد و تجرد. فلسفهٔ خلقت انسان، تزکیهٔ اوست. تزکیه، طهارت روح است و طهارت یعنی جدا کردن اصل از فرع، جدا کردن روح از تعلقات و جدا کردن آن از ظلمت‌ها و تیرگی‌ها. در عبادت و بندگی، انسان می‌خواهد به تبهّد برسد؛ یعنی در توحید به تبهّد و تطهیر برسد، به تجرد دست یابد و در نهایت به خود حق نائل شود. بنابراین، در محتوای شریعت، طهارت روح، تبهّد روح و تجرد روح وجود دارد.

  •  عالم به‌مثابه تجلی حق:

عالم هستی از حق حکایت می‌کند و بیان‌کننده و تبیین‌کنندهٔ حضرت حق است. عالم، خود را نشان نمی‌دهد؛ همان‌گونه که آینه خود را نشان نمی‌دهد، بلکه حق را نشان می‌دهد. عالم از خود چیزی ندارد. وقتی می‌گوییم عالم تجلی حق است، یعنی عالم از خودش هیچ ندارد و هرچه هست، ظهور و تجلی حق است.

گفتارهای مشابه