آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • شکل‌گیری نطفه و ارتباط آن با مزاج انسان

شکل‌گیری نطفه و ارتباط آن با مزاج انسان

  • نطفه، نخستین مرتبه از مراتب پیدایش انسان:

نطفه انسان نخستین مرحله از مراحل تکوین وجودی انسان است؛ همان‌گونه که در حکمت متعالیه بیان شده است: «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء». از این روی، نخستین گام در حدوث وجودی انسان، مرتبه بدن و تکوین نطفه است.

  • قوای نباتی مستقر در نطفه:

در بطن نطفه، قوای نباتی حلول یافته و مستقر شده‌اند. حقیقت نفس نباتی مادی است و از این رو تمام قوای وابسته به آن نیز مادی بوده و در خود ساختار نطفه جریان دارند؛ از جمله این قوا می‌توان به قوه جاذبه، دافعه، نامیه، مولده، ماسکه و غاذیه اشاره نمود. در کنار این قوا، استعدادی شگرف نیز در نطفه به ودیعه نهاده شده است که همانا استعداد جذب و پذیرش نفس ناطقه انسانی است.

  • قوه مولده، جلوه‌گاه اسم شریف «الباقی»:

قوه مولده در واقع مظهر و جلوه‌گاه اسم مبارک «الباقی» حق‌تعالی است. این قوه در سلول جنسی انسان جای می‌گیرد و از غذایی که با هم آمیخته و فرآوری شده و در سلول جنسی انباشته گردیده است، منی و سلول‌های بنیادین حیات را پدید می‌آورد.

  • نطفه، چکیده و عصاره نظام آفرینش:

نطفه دارای شأنیت و قابلیت تبدیل‌شدن به یک انسان کامل است و به تعبیری عصاره تمام نظام هستی به شمار می‌آید. از بطن همین نطفه است که به تدریج نفس نباتی، سپس نفس حیوانی و در نهایت نفس ناطقه انسانی آشکار می‌گردد؛ نفسی که به حواس ظاهری پنج‌گانه، قوه خیال، قوه عقل و سایر قوای درونی و بیرونی آراسته است.

  • اشتداد وجودی و مراحل تکامل در بستر حرکت جوهری:

قوه جسمانی نهفته در نطفه به واسطه حرکت جوهری، دچار اشتداد وجودی می‌شود؛ بدین معنا که سیر خود را از نقص به سوی کمال آغاز کرده و استعدادهای نهفته در آن به فعلیت بدل می‌گردند. مراحل این تکامل به صورت پیوسته و منظم طی می‌شود؛ از مرحله نطفه به علقه، سپس مضغه، پیدایش عظام (استخوان‌ها)، پوشیده شدن با لحم (گوشت) و سرانجام تکوین یک بدن کامل، و در هر آن، صورت‌های جسمانی متناسب به آن افاضه می‌گردد.

  • حقیقت غذا در هر یک از قوا:

غذای هر قوه، همانا فعل و کارکرد ویژه همان قوه است؛ غذای چشم، دیدن و مشاهده کردن است، غذای گوش، شنیدن اصوات است، غذای حس لامسه، لمس کردن است، غذای قوه خیال، به تصویر کشیدن و تخیل است و غذای عقل، ادراک و تعقل است. بر همین مبنا، قوه مولده نیز موظف است پیش از آن‌که غذا تماماً به خون تبدیل شود، سلول جنسی را تکوین بخشد.

  • صورت جسمیه فعلیه؛ نگه‌دارنده مزاج:

صورت جسمیه فعلیه نطفه، نقش نگهبان و حافظ مزاج را ایفا می‌کند. چنانچه این صورت نابود شود، مزاج و هیئت نطفه نیز تباه خواهد گشت؛ اما مادامی که آن قوه به حفظ مزاج اهتمام ورزد، سلامت و دوام سلول جنسی نیز برقرار خواهد ماند.

  • مراحل پنج‌گانه تکوین نطفه:

فرآیند شکل‌گیری نطفه در پنج مرتبه پدید می‌آید: نخست، اختلاط عناصر چهارگانه بسیط با یکدیگر و پیدایش اولیه نطفه؛ دوم، پدیدار شدن مزاج در نطفه با یک اعتدال نسبی؛ سوم، پیدایش صورت جسمیه فعلیه نطفه که همان مرتبه کمال و رسیدن نطفه به فعلیت است؛ چهارم، تجلی یافتن قوا و استعدادهای درونی در نطفه؛ و پنجم، دستیابی به آمادگی کامل برای پذیرش و جذب نفس نباتی.

  • تأثیر زمان انعقاد نطفه در استعداد فکری:

زمان لقاح و تشکیل نطفه تأثیر بارزی در ویژگی‌های ذهنی پدید می‌آورد؛ چنانچه نطفه در نیمه نخست ماه شکل بگیرد، ذهن کودک به کندی تمایل پیدا می‌کند و اگر این تشکیل در نیمه دوم ماه واقع شود، کودک از ذکاوت و تیزی ذهن برخوردار خواهد شد.

  •  انتقال نطفه به رحم و تمهید مقدمات برای نفس ناطقه:

پس از پشت سر گذاشتن مراحل اولیه، ماده جنسی به رحم منتقل می‌گردد و در آنجا مراحل رشد، نمو و تکمیل قوای خویش را پی می‌گیرد تا استعدادهای لازم را جهت دریافت نفس ناطقه مجرد آماده سازد.

  • نفس نباتی؛ نخستین جلوه نفس در ماده:

اولین مرتبه از مراتب نفس که به نطفه تعلق می‌گیرد، نفس نباتی است. این نفس در بستر نطفه مادی و با اتکا به قوای طبیعی آغاز به فعالیت می‌کند. نفس نباتی به یاری قوای جاذبه، دافعه، نامیه، مولده، ماسکه و غاذیه، در آغاز مواد غذایی را جذب کرده و بر جرم ماده می‌افزاید و به تدریج نظام مدیریتی نطفه را سامان می‌دهد؛ در واقع، عقل مجرد مفارق از مجرای همین نفس نباتی مادی، تدبیر و پرورش نطفه را عهده‌دار است.

  • نظام ارتباطی قوای فعال در ارگانیسم:

فرآیند تغذیه و جذب با قوه غاذیه صورت می‌پذیرد، هضم آن بر عهده قوه هاضمه است، تکوین سلول‌های جنسی توسط قوه مولده به انجام می‌رسد، صورت‌بخشی به نطفه به وسیله قوه مصوره محقق می‌شود و دگرگونی‌ها و تصرفات در نطفه از طریق قوه متصرفه پدید می‌آید. تمام این قوا پیوندی وثیق و اتصالی کاملاً مادی و منسجم با یکدیگر دارند.

  • صعود از علقه به کمال کالبد جسمانی:

نطفه در مراحل اولیه تغذیه خود را از خون مادر و از مجرای بند ناف دریافت می‌دارد، از این رو در مقطعی صورت لخته خون منجمد (علقه) به خود می‌گیرد. سپس با نیرومندتر شدن تدریجی نفس نباتی، صورت جسمیه حیوانی ظاهر می‌شود و با کمال یافتن ارکان بدن، شایستگی پذیرش نفس ناطقه انسانی پدید می‌آید. هر نفسی نسبت به مرتبه خود یک صورت فعلیه و فصل مقوم است؛ خواه نباتی باشد، خواه حیوانی یا انسانی. در واقع نفس نباتی، حیوانی و انسانی حقایقی جداگانه و متکثر نیستند، بلکه یک حقیقت واحد و ممتد هستند که از بستر نطفه تا مراتب عالیه، تدبیر بدن را پی می‌گیرند.

  • اعتدال مزاج و رابطه متقابل روح و بدن:

نفس انسان، خود نگاه‌بان و مدبر مزاج است. انبیای الهی به واسطه برخورداری از معتدل‌ترین مزاج‌ها ممتاز شده‌اند؛ چه اینکه اعتدال مزاج نشان از اعتدال نفس دارد و افراط یا تفریط در مزاج به افراط یا تفریط در کارکردهای نفس می‌انجامد. از آنجا که پیامبران صاحب کامل‌ترین و معتدل‌ترین مزاج هستند، شایستگی نزول کتب آسمانی و دریافت وحی را یافته‌اند. این پیوند بیانگر سنخیت و تناسب دقیق میان جسم و روح است؛ هر اندازه‌ای که مزاج به اعتدال حقیقی نزدیک‌تر باشد، پذیرای جامع‌ترین مرتبه نفس ناطقه خواهد بود و در نتیجه، رفتاری معتدل، سخنی دلنشین و سیرتی نیکو پدید خواهد آورد.

  • دسته‌بندی مزاج‌ها و اثر آن بر ظرفیت‌های معنوی:

مزاج‌ها بر گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند: مزاج‌های منفرد شامل سرد، گرم، خشک و تر، و مزاج‌های مرکب شامل سرد و تر، سرد و خشک، گرم و تر، گرم و خشک، و مزاج معتدل حقیقی. هر اندازه که مزاج یک انسان از حالت‌های افراطی فاصله گرفته و به مرز اعتدال نزدیک‌تر شود، آمادگی وجودی او برای اندیشیدن، تفکر عمیق و انجام عبادات بیشتر خواهد بود.

  • چگونگی حدوث جسمانی نفس از مجرای عقل مفارق:

نفس انسانی از درون همین عناصر نطفه مادی نشئت گرفته و از دل آن سر برمی‌آورد؛ استعداد مادی نهفته در ماده نطفه، به فیض عقل مجرد مفارق که مظهر اسم شریف «المبدل» است، به مرتبه یک جوهر مجرد تبدیل می‌گردد. از این رو، حقیقت نفس دارای حدوثی جسمانی و بقایی روحانی است.

  • تجلی و مظهریت اسماء الهی در تکوین نطفه:

تمام مراحل شکل‌گیری نطفه تا پیدایش انسان، جلوه‌گاهی از اسماء و صفات حضرت حق است: اسم مبارک «الرب» به ربوبیت و تدبیر نطفه می‌پردازد؛ اسم شریف «المکمل» آن را در هر لحظه از نطفه به علقه، مضغه، استخوان و گوشت تعالی می‌بخشد؛ اسم «المصور» نقش صورت‌گری و پیکربندی آن را محقق می‌سازد؛ اسم «الحافظ» تداوم و سلامت این مراحل را پاس می‌دارد؛ و اسم «الاحد» وحدت ذاتی وجود انسان و پیوند حقیقی میان عالم ملک و ملکوت را برقرار می‌سازد. از این جهت، حقیقت توحید صمدی در سراسر این قاعده جاری است و قوس صعود وجود از بستر همین نطفه آغاز می‌شود؛ قوسی که شالوده و بنیان اصلی آن، قاعده استوار «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» است.

گفتارهای مشابه