- مبانی اخلاط چهارگانه و اهمیت تعادل در مزاج:
در طب سنتی، چهار نوع خلط در بدن انسان وجود دارد که شامل صفرا، سودا، بلغم و دم (خون) است. سلامت بدن انسان در گرو تعادل این چهار خلط است و هرگاه یکی از آنها بر دیگری غلبه کند، آن خلط به عنوان مزاج غالب شناخته میشود. هر شخصی از بدو تولد با طبیعت و مزاج خاصی متولد میشود که این طبیعت اولیه یا ذاتی، نقش کلیدی در شناخت و درمان بیماریها ایفا میکند. به عنوان مثال، مصرف مواد غذایی با طبع سرد یا گرم میتواند بلافاصله بر تعادل مزاج تأثیر بگذارد؛ چنانکه خوردن ترشی باعث غلبه سردی و بروز درد در عضلات میشود، یا مصرف خرما که طبع گرم دارد، در افراد مستعد میتواند باعث خارش پوستی و جوش شود.
- نظام عناصر اربعه و شکلگیری مزاج کلی:
کل عالم ماده از چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش تشکیل شده است. بدن انسان نیز دارای یک مزاج کلی است و تکتک اعضای بدن دارای مزاجهای مختص به خود هستند؛ برای مثال، مزاج مغز سرد و خشک و مزاج قلب گرم است. این چهار عنصر (آب، خاک، هوا، آتش) با امتزاج خود، اخلاط چهارگانه و در نهایت مزاجهای چهارگانه (صفراوی، سودایی، دموی، بلغمی) را ایجاد میکنند. هر فرد در هر زمان تنها یک مزاج و یک طبع واحد دارد، زیرا هر بدن یک کل واحد است که به تبع آن، استعدادها، خواص و ویژگیهای روحی و جسمی خاص خود را داراست. طبع صفراوی، گرم و خشک است و نقطه مقابل آن طبع بلغمی (سرد و تر) قرار دارد. همچنین طبع سودایی (سرد و خشک) در مقابل طبع دموی (گرم و تر) است.
- ویژگیهای تفصیلی مزاجهای چهارگانه:
۱. مزاج صفراوی (گرم و خشک):
افراد دارای این مزاج، دارای پوست، زبان و چهرهای متمایل به رنگ زرد هستند. بدن آنها گرم و خشک است و از نشانههای آن میتوان به خارش پوستی، نوشیدن آب در بین غذا، بیصبری، تلخی و خشکی دهان، پرگویی، زودرنجی، زود عصبانی شدن و تصمیمگیریهای شتابزده اشاره کرد. این افراد معمولاً آمادگی و حوصله کافی برای مباحث عقلانی عمیق را ندارند.
۲. مزاج بلغمی (سرد و تر):
نشانه ظاهری این افراد، پوست و چهرهای سفید است. به دلیل طبع سرد و تر، بدن آنها رطوبت بالایی دارد که موجب بروز دردهای مفاصل میشود. این افراد غالباً شوخطبع، پرخور و دارای میل جنسی ضعیف هستند و در انجام امور، سرعت عمل پایینی دارند.
۳. مزاج سودایی (سرد و خشک):
این افراد پوستی تیره و تهچهرهای مایل به سیاه دارند. از نظر ویژگیهای رفتاری، مغرور، لجباز، عصبی، خودخواه، ترسو، گوشهگیر و وسواسی هستند. آنها نسبت به جزئیات بسیار دقیق و حساساند، اما در عین حال به دلیل سردی و خشکیِ مزاج، ممکن است دچار یبوست و کندی در برخی امور شوند. میل جنسی در این افراد زیاد است، اما توانمندی فیزیکی متناسب با آن را ندارند.
۴. مزاج دموی (گرم و تر):
افراد دمویمزاج، دارای پوست، زبان و چهرهای سرخرنگ هستند. این افراد معمولاً علاقه زیادی به شیرینیجات دارند، دارای استخوانبندی درشت هستند و کمتر بیمار میشوند. آنها افرادی پرانرژی، فعال، پرتحرک، خونگرم و بسیار اجتماعی هستند که به راحتی با دیگران ارتباط برقرار میکنند. با این حال، به دلیل غلبه خون، در معرض بیماریهای قلبی و عروقی مانند سکته و فشار خون قرار دارند.
- اصول درمانی بر پایه تعدیل مزاج:
اساس درمان در طب سنتی، تشخیص نوع مزاج و استفاده از مواد غذایی متضاد با آن برای رسیدن به تعادل است. بدین معنا که برای درمان غلبه هر مزاج، باید از غذاهای با طبع مخالف استفاده کرد:
– برای مزاج صفراوی (گرم و خشک): استفاده از غذاهای سرد و تر.
– برای مزاج سودایی (سرد و خشک): استفاده از غذاهای گرم و تر.
* برای مزاج بلغمی (سرد و تر): استفاده از غذاهای گرم و خشک (مانند خرما).
* برای مزاج دموی (گرم و تر): استفاده از غذاهای سرد و خشک.
در نهایت، تشخیص صحیح نوع مزاج، کلید اصلی درمان و بازگرداندن بدن به حالت تعادل است.
بخش دوم:
- ارتباط میان مزاج، خلق و اسماء الهی:
از نظر اطبا، میان نوع مزاج و نوع ذکر تناسب وجود دارد؛ چرا که هر مزاجی دارای خلقیات ویژهای است و اسم خاصی را طلب میکند. هر اندازه مزاج به حقیقتِ اعتدال نزدیکتر باشد، روح از قوت وجودی بیشتری برخوردار شده و روح والاتری را جذب میکند. در واقع، هرچه مزاج معتدلتر باشد، نفس از جامعیت بیشتری بهرهمند میگردد؛ بهگونهای که مزاجِ عادل، اسمای جامع الهی را جذب میکند و مزاجِ عدل، نفس قدسی را به سوی خود میکشد. بر اساس قاعده سنخیت، نفس متناسب با نوع جسم و مزاج جذب میشود؛ بنابراین اگر انواع مزاج را بشناسیم، تناسب آنها با اسمای الهی را نیز درخواهیم یافت. اسمای الهی که شامل اسمای ذاتی، وصفی و فعلی هستند، دارای مراتب کلی و جزئی، عام و خاص، و تنزیهی و تشبیهی بوده و متناسب با نوع مزاج، معنا پیدا میکنند.
- ضرورت ذکر خاص برای تعادل مزاج:
متناسب با نوع مزاج، ذکری توصیه میشود که آن مزاج را به سمت تعادل سوق داده و در واقع آن را از قلبِ ناهنجاریها خارج کند. از این جهت، برای چهار نوع مزاج، چهار نوع ذکر خاص جهت رسیدن به تعادل وجود دارد. برای نمونه، افرادی که دارای مزاج سرد هستند، غالباً با اسماء قهریه همچون «قهار»، «غالب»، «قوی» و «عزیز» به تعادل میرسند. در مقابل، افرادی که دارای مزاج گرم، مانند دمویها و صفراویها هستند، با اسماء «رحیم»، «انیس» و «ودود» متعادل میشوند. بنابراین، شناخت کافی از اسمای الهی برای درک معنا و تأثیر آنها متناسب با هر مزاج ضرورت دارد.
- طبقهبندی احساسات و تعقل در مزاجهای چهارگانه:
پرسشی که مطرح میشود این است که احساسات انسان چگونه در چهار مزاج بلغمی، سوداوی، صفراوی و دموی طبقهبندی میشوند؟ در هر کدام از این مزاجها، احساسات و تعقل در درجات متفاوتی قرار دارند؛ به این معنا که در هر مزاج، درصد خاصی از احساسات و درصد خاصی از تعقل و اندیشیدن موجود است. علاوه بر این، ویژگیهای اخلاقی نیز در چهار مزاج متفاوت است؛ یعنی متناسب با نوع مزاج، غلبه اخلاقیات معنا مییابد و چهار نوع اخلاق متفاوت در افراد پدیدار میشود.
- رابطه استعداد با طبع و مزاج:
چگونه میتوان ارتباط بین طبع، مزاج و استعداد را معنا کرد؟ در واقع، چهار نحوه مزاج، چهار نحوه استعداد را نیز در بر دارند. در هر مزاج یا طبع، یک نوع استعداد غالب است؛ برای مثال در برخی، استعداد اخلاقی غلبه دارد، در برخی دیگر استعداد عقلانی، برخی استعداد حافظه، و برخی استعداد استنباط. این مبحث نیازمند کار پژوهشی جدی است. برای نمونه، افراد سوداوی روابط عمومی ضعیفی دارند، در حالی که افراد دموی دارای روابط عمومی خوب و فعال بوده و برای مباحث عقلی مناسبتر هستند.
- تأثیر زمینِ نطفه بر قابلیتهای نفسانی:
همانطور که بذر متناسب با زمینِ خود معنا مییابد، در اینجا نیز زمینِ نطفه و حبه نطفه با مزاج معنا میشود و نفس مانند نهالی از آن روییده میگردد. در زمینِ نطفه، نهالِ نفس روییده میشود و جهتگیریهای خلقی، فکری، عبادی و حتی قوت جسمی و استحکام بدنی، متناسب با چهار یا پنج نوع مزاج متفاوت شکل میگیرد. متناسب با هر طبعی، این ویژگیها تفاوت میکند و این یک کار تحقیقی بسیار دقیق است؛ چرا که ما پنج نوع مزاج داریم که پنج نوع خلق، پنج نوع فکر، پنج نوع حالات عبادی و پنج نحوه استحکام بدنی را به همراه دارد. در واقع، بر اساس هر مزاج و طبع، یک نحوه استعداد ایجاد میشود که آن استعدادها قابلیتهای خاصی را برای جذب نفسِ خاصی فراهم میکند و آن نفس از جهت خلقی، فکری، عبادی و اخلاقی متفاوت میشود. هر طبعی اقتضای اسم، خلق، فکر، عبادت و احساسات خاصی را دارد که طبیعتِ نطفه، علتِ اعدادیِ آن محسوب میشود.
- تغییرپذیری مزاج و آثار آن بر ویژگیهای انسانی:
با تغییر دادن نوع تغذیه، مزاج نیز تغییر میکند و طبیعت ثانوی پدید میآید. با تغییر مزاج، تمام ویژگیهای فرد شامل اخلاق، فکر، حالات عبادی، استحکام بدنی، بافتهای جسمی و ویژگیهای جدید تغییر کرده و آن طبع جدید، اخلاق جدید، فکر جدید، استعداد جدید و حتی نیاز به ذکر جدیدی را دارا خواهد بود. از این جهت است که در مواجهه با این مسائل باید دقت بسیاری مبذول داشت.
بخش سوم:
- تقسیمبندی مزاجها:
در یک تقسیمبندی، پنج مزاج مطرح میشود و در تقسیمبندی دیگر، نه مزاج در نظر گرفته میشود. مزاجهای سرد، گرم، تر و خشک، مزاجهای ساده هستند. در مقابل، مزاجهای سرد و تر، گرم و تر، سرد و خشک و گرم و خشک، مزاجهای مرکب محسوب میشوند.
بنابراین، دو مزاج ساده داریم که شامل مزاج سرد و مزاج گرم و نیز مزاج تر و مزاج خشک هستند. همچنین چهار مزاج مرکب وجود دارد که عبارتاند از: سرد و تر، گرم و تر، سرد و خشک و گرم و خشک. این چهار مورد، مزاجهای مرکب هستند. با در نظر گرفتن دو مزاج ساده، مجموعاً شش مزاج به دست میآید و با اضافهکردن مزاج معتدل، هفت مزاج مطرح میشود.
- تأثیر اخلاط بر مزاج و ویژگیهای ظاهری انسان:
بدن انسان از ترکیب چهار خلط، یعنی دم، صفرا، سودا و بلغم به وجود میآید. تغییرات کمی و کیفی هر یک از این اخلاط موجب تغییر در رنگ پوست انسان میشود. رنگ پوست ممکن است زرد، قرمز، سفید یا تیره شود. بنابراین، هرگاه یکی از این اخلاط یا هرکدام از مزاجها تغییر کند، یکی از نشانههای تغییر مزاج، تغییر رنگ پوست است. پوست چهار رنگ مختلف پیدا میکند: ممکن است زرد، قرمز، سفید یا تیره باشد. پس نوع رنگ پوست، بیانگر نوع مزاج انسان است. تغییر مزاج موجب تغییر ساختمان بدن و نیز موجب تغییر در زشتی و زیبایی صورت میشود. با تغییر مزاج، ساختمان بدن تغییر میکند و زشتی یا زیبایی صورت نیز دستخوش تغییر میشود. همچنین حالت و رنگ مو تغییر میکند و در واقع، ویژگیهای ذاتی خاصی در بدن پدیدار میشود. در حقیقت، تمام ویژگیهای انسان به دلیل تفاوتی که در نوع مزاج و خلط او وجود دارد، منحصربهفرد میشود. به همین دلیل، مزاج را میتوان از راههای گوناگون شناخت.
- راههای شناخت نوع مزاج:
یکی از راههای شناخت مزاج، توجه به رنگ پوست است. همانگونه که گفته شد، پوست ممکن است سفید، زرد، قرمز یا تیره باشد و چهار رنگ متفاوت داشته باشد. راه دوم، توجه به رنگ زبان است. راه سوم نیز بررسی رنگ و حالت مو و نوع رشد مو است. بنابراین، رنگ زبان، مو و پوست، سه راه برای شناخت مزاج به شمار میروند. رنگ مدفوع نیز نشانه نوع مزاج است. شکل اندام، از جمله ضعیف یا چاقبودن، لاغر یا زمختبودن و ویژگیهای ظاهری بدن نیز در شناخت مزاج اهمیت دارد. خواب افراد نیز نشانه نوع مزاج آنان است. از طریق لمس بدن نیز میتوان مزاج افراد را شناخت و گرم و تر بودن مزاج آنان را تشخیص داد. بنابراین، از راههای مختلفی مانند رنگ پوست، رنگ زبان، رنگ و حالت مو، نوع خواب، تمایلات، رنگ مدفوع، شکل اندام، انفعال اعضا، کیفیت تمایلات، کیفیت دفع فضولات، نوع خلقوخو و نوع تفکر میتوان مزاج را شناخت. در مجموع، حدود نه تا ده راه برای شناخت نوع مزاج وجود دارد.
- ویژگیهای افراد دارای مزاج سرد:
افرادی که مزاج سرد دارند، معمولاً تحمل سرما را ندارند و میل زیادی به خوردن غذا نشان نمیدهند. به همین دلیل، افرادی که مزاج سرد دارند، معمولاً لاغر هستند، گوشهگیری دارند و توانایی برقراری ارتباط با دیگران در آنان کمتر است. اندام کوچک، نبض ضعیف و عضلات ضعیف نیز از نشانههای سردی مزاج به شمار میرود. افرادی که بسیار لاغر هستند، مزاج خشک دارند و مفاصل آنان برجسته است. کمپشتی مو، نازکبودن مو و صاف و لختبودن آن، نشانه مزاج سرد است. همچنین سفیدی زودهنگام مو، نشانه مزاج سرد و تر محسوب میشود.
- ویژگیهای افراد دارای مزاج گرم:
افرادی که مزاج گرم دارند، بدنشان داغ است و گرسنگی شدیدی دارند. خشکی دهان آنان نیز به دلیل داغی بدن و حرارت بدنشان ایجاد میشود. این افراد استعداد چاقی دارند، از سرعت عمل بالایی برخوردارند، روابط عمومی خوبی دارند و برونگرا هستند. بنابراین، برونگرا بودن یکی از راههای شناخت طبع گرم است. افراد گرممزاج از هوش فراوان برخوردارند، تنه پهنی دارند، نبضشان قوی است و عضلات بزرگی دارند. همچنین مجعدبودن مو، حالتداربودن مو، کلفتبودن موی سر و سرعت رشد مو، مزاج گرم و خشک را نشان میدهد. میزان خواب، چاقی و لاغری و درد عضلات نیز از نشانههای طبع و مزاج به شمار میروند.
- رنگ مدفوع و ارتباط آن با مزاج:
رنگ مدفوع، نوع مزاج را مشخص میکند. تیرگی مدفوع نشانه مزاج صفراوی است و بیرنگبودن مدفوع، نشانه مزاج سرد محسوب میشود. همچنین نوع رشد مو نیز نشانه نوع مزاج است. افرادی که رشد موی زیادی دارند، دارای مزاج گرم هستند. در مقابل، کمپشتی، نازکی و صاف و لختبودن مو، نشانه مزاج سرد است.
- توصیههای غذایی برای افراد سردمزاج:
افراد سردمزاج باید گوشت گوسفند، گوشت شتر و گوشت بوقلمون مصرف کنند. آنان باید سبزیهای گرم مانند نعناع، پونه، ترخون، جعفری و مرزه را مصرف کنند و انواع کلم را نیز مورد استفاده قرار دهند. همچنین مصرف عسل، کشمش، زیره، زعفران و دارچین برای آنان توصیه میشود. درمان سردی مزاج با استفاده از این مواد انجام میگیرد.
- توصیههای غذایی برای افراد گرممزاج:
افرادی که مزاج گرم دارند، استعداد چاقی دارند. این افراد باید شیرینی کمتری مصرف کنند و میزان مصرف ماکارونی را نیز کاهش دهند. همچنین باید میوههایی را که طبع سرد دارند مصرف کنند؛ مانند گوجه و خیار. برای کسانی که مزاج گرم دارند، باید از غذاهایی با طبع سرد استفاده شود. از جمله این غذاها میتوان به ماهی، گوشت گاو، مرغ، کره و کلم اشاره کرد.
- تناسب مزاجها در ازدواج:
در بحث ازدواج، هر دو طرف باید مزاج واحدی داشته باشند. نوع مزاج آتش با آب متفاوت است. مزاج آتش گرم و خشک است و کیفیت غالب آن خشکی محسوب میشود. آب دارای مزاج سرد و تر است. هوا گرم و خشک است، آتش نیز گرم و خشک است و خاک سرد و خشک محسوب میشود. به دلیل اشتراک طبع، آب به سمت زمین و آتش به سمت هوا میآید. آتش به سمت هوا میرود، زیرا آتش خشک است و هوا نیز همین ویژگی را دارد. آب نیز به سمت زمین میآید، زیرا طبیعت آب سرد و تر است و خاک یا زمین طبع سرد و خشک دارد. در نتیجه، آب به سمت خاک میرود و آتش به سمت هوا حرکت میکند؛ زیرا این عناصر دارای مزاج واحد هستند. این موضوع، مفهوم سنخیت و تناسب را نشان میدهد.
بخش چهارم:
- اخلاط چهارگانه و نقش کبد در پردازش غذا:
غذای انسان پس از آنکه در معده و روده هضم میشود، وارد کبد میگردد و در آنجا پردازش میشود و به چهار بخش تقسیم میشود. به هر یک از این بخشها، هنگامی که وارد کبد شد، خلط گفته میشود. این اخلاط میتوانند دم، سودا، صفرا و بلغم باشند. بنابراین، در حقیقت اخلاط اربعه همان غذاهای پردازششده در کبد هستند که از حیث چهار نوع خلط، یعنی چهار نوع طبع و مزاج، مطرح میشوند. وجود چهار خلط در بدن، هر چهار مورد، ضروری است؛ اما باید به اندازهای خاص، با میزانی خاص و با کمیت و کیفیتی مشخص باشند. اگر یکی بر دیگری غلبه پیدا کند، بیماری پدید میآید. از این رو، تعادل میان اخلاط اربعه ضروری است و هرگاه این تعادل بر هم بخورد و یکی از اخلاط بر دیگری غلبه پیدا کند، بیماری ایجاد میشود. بنابراین، بیماری یعنی غلبه یافتن یکی از اخلاط اربعه بر دیگری.
- عناصر چهارگانه و ارتباط آن با مزاجها:
محتوای اخلاط را چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش تشکیل میدهد. به بیان دیگر، آب و خاک و هوا و آتش، محتوای همان اخلاط اربعه هستند. صفرا و آتش دارای دو کیفیت گرم و خشکاند. تنوع غذاها در جهان، موجب تنوع مزاجها میشود و تنوع مزاجها، تنوع استعدادها را پدید میآورد. تنوع استعدادها نیز موجب تنوع جذب روح میشود. همین تنوع جذب روح، باعث تنوع در خلقوخوها، اندیشهها، احساسات و افکار میگردد و تنوع معنویات را نیز به دنبال دارد. این ارتباط میان معنا و ماده نشان میدهد که مزاج نطفه، هنگامی که شکل میگیرد، پایه و اساس تمام ادراکات، احساسات، معنویات، ارتباطات، خلقیات و ملکات خواهد بود. از این رو، بحث مزاج، بسیار مهم، اصیل و زیربنایی است.
- مزاج و تأثیر آن بر شخصیت و ویژگیهای فرد:
ویژگیهای شخصیتی هر فرد در واقع متناسب با نوع مزاج اوست. برای نمونه، کسی که صفراوی است و طبع گرم و خشک دارد و غلبه آتش در او وجود دارد، از جنبه روحی نیز مانند آتش است؛ زود عصبانی میشود، زود خشم میگیرد، کمصبر است، و همانگونه که زود شعلهور میشود، زود نیز خاموش میگردد. با شناخت نوع مزاج، همه ویژگیهای جسمی و روحی فرد شناخته میشود.
میزان و مقدار ترکیب و اختلاط عناصر چهارگانه، مزاج مرکب را شکل میدهد. مزاج مرکب از دو کیفیت حاصل میشود. یعنی از امتزاج عناصر چهارگانه، یعنی آب، خاک، هوا و آتش که هر یک مزاجی ساده دارند، کیفیتی پدید میآید که به آن کیفیت مزاج گفته میشود. دم، سودا، صفرا و بلغم در واقع اخلاط چهارگانه هستند و هر یک از اینها نحوهای از مزاج را دارند. یعنی غذای پردازششده در کبد، از این جهت به مزاج مرکب میرسد. این غذایی که در کبد پردازش شد، از آن مزاجی حاصل میشود.
- مزاج ذاتی، مزاج اکتسابی و اثر محیط:
مزاج اولیه ما، یعنی مزاج ذاتی، جبلی، اولیه و مولودی، مزاج پایه است که ممکن است با بیماریها، نوع تغذیه و محیط تغییر کند. در کنار آن، مزاج اکتسابی ما یا مزاج ثانوی ما قرار دارد. میزان و درصد ذاتی و اکتسابی بودن مزاج در افراد متفاوت است. انسانها به همه مزاجها نیاز دارند، اما نباید هیچیک غلبه پیدا کند. آبوهوا میتواند در مزاج ذاتی و اکتسابی مؤثر باشد. برای مثال، اصفهان آبوهوای خشک و گرم دارد. خراسان جنوبی نیز آبوهوای خشک و گرم دارد. خراسان شمالی آبوهوای خنک و تر دارد. در شمال کشور، آبوهوا سرد و تر است. خوزستان گرم و تر است و بوشهر نیز همینگونه است، و سیستان و بلوچستان گرم و خشک است. بنابراین، نوع آبوهوا در شکلگیری مزاج مؤثر است.
- غلبه مزاج و مزاج اندامها:
بدن انسان میتواند بهصورت همزمان دچار غلبه مزاج شود. گرمی، سردی، خشکی و تری چهار حالت و کیفیتاند که از ترکیب آنها چهار حالت دیگر پدید میآید. هر اندازه که مزاج خاص هر اندام بررسی شود، در واقع هر اندام مزاج ویژه خود را دارد. کل بدن یک مزاج واحد دارد، اما هر عضوی یک نحوه مزاج جزئی دارد.
- مزاج معتدل و ویژگیهای آن:
یکی دیگر از مزاجها، مزاج معتدل است. پس از بیان ویژگیهای آن چهار مزاج، اکنون به ویژگی مزاج پنجم، یعنی مزاج معتدل، میرسیم. افرادی که اعتدال مزاج دارند، در رنگ چهره، رنگ مو، حجم بدن و همچنین در رگهای بدن اعتدال دارند؛ نه فرورفتهاند و نه برجسته. آنان در فکر نیز اعتدال دارند، در خیال نیز اعتدال دارند و حافظهای قوی دارند. صاحبان مزاج معتدل، در سردی و گرمی اعتدال دارند و در خشکی و تری، سفتی و نرمی، سفیدی، سرخی، فربهی و لاغری نیز در همه این موارد معتدلاند.
رگهای افراد معتدلالمزاج نه برجسته است و نه فرورفته، حتی در گوش نیز چنین است. این افراد موهای پرپشت و مجعد یا صاف، در حد اعتدال دارند. ذهن، فکر و حافظهای قوی دارند. اخلاق آنان نیز میان افراط و تفریط است؛ نه بسیار صبورند و نه بسیار ترسو، نه بسیار عصبانیاند و نه بسیار آرام، نه تنبلاند و نه متکبر، و نه سنگدل و نه خودبین، بلکه رفتاری متقابل و متعادل با دیگران دارند.
این افراد از بوهای خوش لذت میبرند، رشد مادی، بدنی و معنوی دارند، خوابهای روحی خوبی دارند، اندیشههای متعالی دارند، قدرت عقلانی بسیار خوبی دارند و خوشخلقاند. آنان در غذا و نوشیدنی نیز اعتدال دارند. میزان اعتدال بر اساس مزاج متفاوت میشود.
- تأثیر شناخت مزاج بر شناخت انسان:
بنابراین، با شناخت نوع مزاج، تمام ویژگیهای افراد شناخته میشود و درمان روح نیز امکانپذیر میگردد.