- تبیین تشکیک در وجود و مراتب آن:
موضوع محوری بحث، تبیین دقیق مسئله تشکیک در وجود، تشکیک در ماهیت، مفهوم کلی سِیّ و همچنین بررسی این پرسش بنیادین است که چرا انسان با اینکه در مراتب مختلف وجودی خود حضور دارد، این حضور را درک و احساس نمیکند. برای ورود علمی به این بحث، ابتدا باید نظریه اصالت وجود را بر اساس مبانی صدرالمتألهین بررسی کرد. بر اساس این مبانی، وجود اصیل است و متن جهان خارج را وجود پر کرده است و تحقق عینی منحصراً از آنِ وجود است. آنچه انسان در جهان خارج با آن مواجه میشود، وجودِ اشیا است و نه چیز دیگر؛ از این رو اصالت با وجود است.
دومین نکتهٔ کلیدی این است که وجودِ اصیلِ پرکنندهٔ متنِ هستی، دارای مراتب و درجات گوناگونی است. این مراتب بر اساس اطلاق و تقیید دستهبندی میشوند؛ به گونهای که بالاترین مرتبه و درجهٔ وجود متعلق به حقیقت حضرت حق است و مراتب نازلتر وجود که مخلوقات را شامل میشوند، وجود را به صورت مقید و توأم با ماهیت دارند. تشکیک در وجود به این معناست که حقیقت وجود دارای مراتب و درجات است، بهطوری که هر درجهٔ عالیتر، کمالات درجات پایینتر را به نحو وحدت و بساطت داراست اما تعینات و مرزهای محدودکنندهٔ آنها را ندارد.
انسان با وجود مادی، وجود مثالی، وجود عقلی و وجود الهی مواجه است که همگی مراتب یک حقیقت واحد به شمار میروند. به عنوان مثال، اگر گفته شود شیئی مانند آب دارای مراتب و درجات است، به این معناست که آب دارای وجود مادی، وجود مثالی، وجود عقلی و وجود الهی است. میان این مراتب طولی، ارتباط و اتصال ذاتی برقرار است؛ یعنی اینها مراتب یک حقیقت پیوسته هستند و از یکدیگر جدایی ندارند. در این دیدگاه، کثرت و وحدت عددی معنا ندارد؛ به این معنا که نمیتوان گفت آب مادی حقیقتی کاملاً مجزا از آب برزخی است و آب عقلی نیز حقیقتی متمایز از آب مرتبهٔ الهی است. این مراتب، جدایی و تمایز حقیقی از یکدیگر ندارند بلکه با هم متصل هستند و تعینات ظاهری مانع پیوستگی عمیق وجودی آنها نمیشود.
- حقیقت کلی سِیّ و جریان وجود در اشیا:
با توجه به اینکه وجود تشکیکی است و بین درجات آن پیوستگی ذاتی برقرار است، به این نتیجه میرسیم که وجود دارای کلی سِیّ است و هر شیئی نیز کلی سِیّ دارد. کلی سِیّ به این معناست که یک حقیقت دارای مراتب و درجات بینهایت است و میان این مراتب، اتصال وجودی برقرار است. در واقع، یک حقیقتِ واحد از عالم مادی تا عالم الهی وسعت دارد و جریان یافته است؛ این جریان و وسعتِ حقیقت، معنای حقیقی تشکیک در وجود بر پایهٔ اصالت وجود است.
- تبیین مفهوم تشکیک در ماهیت:
مبحث بعدی تشکیک در ماهیت است. هر مرتبه از وجود در جهان خارج با ماهیت خود یگانگی و اتحاد دارد و وجود در هر موطنی با ماهیت خود یکی است و از آن جدا نمیشود. به عبارت دیگر، چیستی اشیا از هستی آنها تفکیکپذیر نیست. در این میان، تنها خداوند است که ماهیت ندارد و وجود او خالص و صرف است؛ اما تمام موجودات غیر از خداوند، دارای ماهیت و چیستی هستند. هنگامی که دربارهٔ هر چیزی سوال میشود که چیست، پاسخ آن ماهیت شیء را مشخص میکند (مانند آب، خاک یا آتش) که این چیستی از هستی آن جداشدنی نیست. بر اساس مکتب صدرایی، علاوه بر تشکیک در وجود، تشکیک در ماهیت نیز حقیقت دارد. تشکیک در وجود به تفاوت مراتب طولی اشیا اشاره دارد؛ مانند آب در مراتب مادی، برزخی، عقلی و الهی. اما تشکیک در ماهیت به این معناست که خودِ افراد یک ماهیتِ نوعی در یک مرتبهٔ خاص (مثلاً در عالم مادی) نیز یکسان و یکدرجه نیستند. آب یک ماهیت نوعیه است، اما همهٔ آبهای عالم مادی در یک مرتبه قرار ندارند و حقیقت آب نیز دارای درجات مختلف است؛ لذا آبهای جهان مادی یکسان نیستند و ماهیتها مراتب دارند.
- مراتب تشکیکی در حیوانات و تفاوتهای عرضی آنها:
قاعده تشکیک در ماهیت در مورد حیوانات نیز جاری است. حیوانات در عالم مادی صرفاً یک حقیقت کلی یکدست نیستند؛ حقیقت حیوانیت دارای مرتبهٔ الهی، عقلی، مثالی و مادی است که همگی مراتب و درجات گوناگون یک حقیقت به شمار میروند و در عین حال در اصل حیوانیت و وجود با یکدیگر مشترک هستند. با وجود این اشتراک، آنها در همان حقیقت حیوانیت خود دچار شدت، ضعف و اختلاف هستند که این همان معنای تشکیک در ماهیت است.
تشکیک در وجود بیانگر طولی بودن مراتب عقلی، الهی، مثالی و مادی حیوانات است، در حالی که تشکیک در ماهیت نشان میدهد که افراد نوع حیوان در عالم مادی نیز دارای مراتب متفاوتی هستند. همانطور که افراد حیوانی در عالم ملکوت و عالم عقل دارای درجات مختلفی هستند، حیوانات در عالم مادی نیز مراتب متفاوتی دارند. اینگونه نیست که فهم، زیبایی و قدرت تمام حیوانات یکسان باشد؛ بلکه حیوانیت و صفات حیوانی آنها تشکیکی است و همانطور که در سلسلهٔ طولی تفاوت دارند، در سلسلهٔ عرضی نیز دارای درجات و مراتب مختلف هستند. به همین دلیل درک، فهم و ویژگیهای روحی حیوانات با یکدیگر متفاوت است.
- تفاوتهای مرتبهای در انسانیت و سایر موجودات:
اگر جمعیت انسانها هشت میلیارد نفر باشد، علاوه بر اینکه هر فرد انسانی دارای مراتب طولی است (یعنی کلی سِیّ دارد و حقیقت وجودش مراتب مادی، مثالی، عقلی و الهی را در بر میگیرد)، هر انسانی نسبت به انسانهای دیگر نیز از جهت ماهیت انسانی و انسانیت دارای درجات گوناگونی است و یکسان نیست. این اصل تشکیک در ماهیت، علاوه بر انسان، در حیوانات، گیاهان و جمادات نیز برقرار است. بنابراین به تعداد انسانهای روی زمین، درجات و انسانیتهای متفاوتی وجود دارد و تمام موجودات در هر دو سلسلهٔ طولی و عرضی دارای تشکیک در وجود و ماهیت هستند و حقیقت وجودی گستردهای دارند.
- تشکیک در ظهور از دیدگاه محیالدین ابنعربی:
نظریه تشکیک در ماهیت که نظر نهایی حکمت صدرایی است، به دیدگاه تشکیک در ظهورِ ابنعربی نزدیک میشود. ابنعربی معتقد است که تشکیک در حقیقتِ وجود راه ندارد، بلکه تشکیک در ظهور جاری است. سرانجامِ سخن صدرالمتألهین نیز به کلام ابنعربی بازمیگردد؛ زیرا تفاوت افراد وجودی و ماهوی نشاندهندهٔ این است که هر مخلوقی اعم از انسان، حیوان، گیاه و جماد، مرتبهای از کمالات حقتعالی را دارا است. این همان تشکیک در مظاهر و تشکیک در ظهور اسماء الهی است که نه تنها در مراتب طولی، بلکه در سلسلهٔ عرضی نیز وجود دارد؛ به این معنا که هر مظهری درجهای از ظهور اسماء الهی را دارد و اسماء متجلی در هر مظهر با مظهر دیگر متفاوت است.
- بررسی علت عدم ادراک انسان از مراتب باطنی خویش:
اگر نفس انسان موجودی مجرد، فرازمانی و فرامکانی است و در همهٔ مراتب حضور دارد، این پرسش مطرح میشود که چرا انسان به این مراتب که در آنها حاضر است علم ندارد و این حضور را احساس نمیکند. پاسخ این است که حقیقت نفس انسان یک حقیقت سِیّ و مجرد است که به طور تکوینی و غیرارادی در تمام مراتب حضور دارد؛ اما از آنجا که این حضور تکوینی و غیرارادی است، نفس به آن مقام و حقایقِ آن مراتب آگاهی و علم ندارد. اگر انسان با ارادهٔ سلوکی و اختیار خود مسیر بندگی را طی کند و به عنوان سالک الیالله در مراتب وجودی و حقیقت خویش (مادی، مثالی، عقلی و الهی) حاضر شود، این حضور ارادی موجب توجه و علم او به آن مراتب خواهد شد. حضور تکوینی و غیرارادی، شاکله و شخصیت حقیقی انسان را نمیسازد و از آنجا که ارادهای در آن نبوده، علمی نیز به آن تعلق نمیگیرد. اما اگر انسان با سیر انفسی و سلوک ارادی در آن مراتب حاضر شود، وسعت وجودی پیدا میکند که این وسعت، جزئی از شخصیت او میشود و در نتیجه به آن مراتب علم و ادراک پیدا خواهد کرد. انسان تنها به افعالی که ارادی هستند علم پیدا میکند و مراتب غیرارادی را با وجود تحقق عینیشان درک نمیکند، مگر اینکه با سلوک اختیاری در آنها حضور یابد.
- عینیت و غیرت موجودات و پیوند وجودی آنها:
موجودات عالم از یک سو با یکدیگر عینیت دارند و از سوی دیگر دارای تفاوت و غیریت هستند. تمایز موجودات به لحاظ تعینات و مرزهای آنهاست؛ به طوری که آب مرزهایی دارد که آتش ندارد و آتش نیز حدودی دارد که در آب نیست. خاک با هوا متفاوت است و تمام موجودات مادی و مجرد به لحاظ تعینات خود از یکدیگر متمایز هستند و تمایزات وجودی دارند. بنابراین موجودات از جهت تمایز و تعین در ظاهر غیر یکدیگرند، اما در باطن و از جهت اصل هستی و تحقق با هم اشتراک و عینیت دارند.
اشتراک موجودات در اصل هستی، پیوند و نوعی اتحاد وجودی میان آنها برقرار میکند که این اشتراک مایهٔ ربط وجودی است. از سوی دیگر، چون وجود آنها تشکیکی است و شدت، ضعف، درجات و مراتب دارد، از جهت وجودی نیز با هم اختلاف دارند. بنابراین موجودات به لحاظ ماهیت و تعین در ظاهر متمایز و غیر یکدیگرند، اما در باطن و از جهت هستی با هم ارتباط، اتصال و اشتراک دارند. امتیاز آنها در حقیقت وجود، عین اشتراکشان است؛ زیرا همانطور که صدرالمتألهین مطرح میکند، مابهالاشتراک و مابهالامتیاز آنها جهت واحدی دارد و در خودِ وجود است که هم اشتراک دارند و هم اختلاف.
- نتیجهگیری فلسفی از دلیل عدم احساس مراتب وجودی:
با توجه به قواعد مذکور، اگر انسان و سایر موجودات دارای مراتب متعدد وجودی هستند، دلیل عدم درک این مراتب توسط انسان این است که مراتب وجودی هر شیء به نحو تکوینی و غیرارادی حاصل شدهاند. لازمهٔ ادراک و علم به مراتب وجودی، حضور ارادی و توجه به آنها است؛ یعنی اگر انسان بتواند با سلوک ارادی، مجاهدت و سیر تجردی در آن مراتب حاضر شود، حضور خود را درک کرده و به گستردگی وجود خویش آگاه خواهد شد؛ در غیر این صورت، از درک حقیقتِ گستردهٔ خود محروم میماند.