آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • بررسی مفهوم جسم طبیعی و جسم تعلیمی

بررسی مفهوم جسم طبیعی و جسم تعلیمی

  • جسم طبیعی و جسم تعلیمی:

در علم حکمت، بحثی با عنوان «جسم طبیعی» و «جسم تعلیمی» مطرح است. در ارتباط با این بحث، مسئله زمان نیز معنا پیدا می‌کند؛ زیرا زمان را می‌توان به زمان عرضی و زمان جوهری تقسیم کرد. زمان مقدار حرکت است. حقیقت زمان، مقدار حرکت جوهری است؛ ازاین‌رو زمان جوهری مقدار حرکت جوهری به شمار می‌آید. در مقابل، زمان عرضی مقدار حرکت عرضی است. حرکت در اعراض، حرکت عرضی است و حرکت در جوهر، حرکت جوهری نام دارد.

طول، عرض، عمق و زمان، ابعاد جسم طبیعی هستند. این چهار بُعد، از دیدگاه حکمت، دارای ابهام‌اند. در مقابل، مساحت، محیط و قطر، مربوط به جسم تعلیمی‌اند، نه جسم طبیعی. طول، عرض و عمق در جسم طبیعی به صورت مبهم و نامعین‌اند، اما ابعاد جسم تعلیمی مشخص و قابل اندازه‌گیری هستند. جسم تعلیمی در حقیقت عرض است و جسم طبیعی به منزله جوهر است. از آنجا که عرض در جوهر تحقق می‌یابد، جسم تعلیمی بر جسم طبیعی قرار دارد و عارض بر آن است. بنابراین، جسم طبیعی موضوع و معروض جسم تعلیمی است.

  •  عدد، هندسه و مراتب ابعاد:

اعداد در علم حساب، با یکدیگر الفت و تألیف ندارند و هر عدد در مرتبه خود استقرار و ثبات دارد. واحد نیز در فلسفه عدد به شمار نمی‌آید، بلکه عددساز است؛ زیرا عدد در اصطلاح فلسفی از دو آغاز می‌شود. واحد با همه اعداد همراهی، معیت و سیلان دارد و رتبه هر عدد با حضور واحد حفظ می‌شود. در علم موسیقی میان اعداد الفت وجود دارد و عدد نیز از جمله اعراض محسوب می‌شود. هندسه و هیئت نیز از جهتی هم‌خانواده‌اند؛ زیرا هر دو با خط، امتداد و ابعاد سروکار دارند. هندسه به وسیله اشکال مطرح می‌شود.

نقطه فاقد بُعد است. خط از نقطه آغاز می‌شود و به نقطه پایان می‌یابد. خط تنها یک بُعد دارد و آن بُعد طول است؛ بنابراین، خط عرض و عمق ندارد. سطح دارای دو بُعد، یعنی طول و عرض، است و عمق ندارد. حجم سه بُعد دارد: طول، عرض و عمق.

نقطه پایان خط است و سطح پایان حجم است. جسم تعلیمی گاه با یک بُعد تحقق پیدا می‌کند، مانند خط؛ گاه با دو بُعد تحقق می‌یابد، مانند سطح؛ و گاه با سه بُعد تحقق پیدا می‌کند، مانند حجم. بنابراین، خط یک‌بعدی، سطح دوبعدی و حجم سه‌بعدی است؛ اما نقطه هیچ بُعدی ندارد.

در جسم تعلیمی، زمان مطرح نیست؛ زیرا جسم تعلیمی با ابعاد هندسی و اندازه‌های مشخص سر و کار دارد. زمان مربوط به امتداد و حرکت است و از این جهت باید در نسبت با جسم طبیعی و حرکت جوهری بررسی شود.

  •  جوهر، عرض و نحوه ادراک آن‌ها:

آنچه با چشم دیده می‌شود یا با دست لمس می‌شود، به مرتبه اعراض مربوط است. رنگ‌ها، صداها، شکل‌ها، سختی، نرمی، طعم‌ها، شوری، شیرینی، ترشی، تلخی و بوها، همگی از اعراض‌اند. حواس ظاهری انسان جوهرشناس نیستند؛ یعنی جوهر با چشم دیده نمی‌شود و با دست لمس نمی‌گردد. جوهر به وسیله عقل درک می‌شود و اعراض به وسیله حواس ادراک می‌گردند. عقل جوهر را درک می‌کند و نفس، وجود را ادراک می‌نماید. ماهیت از طریق اعراض و جوهر مطرح می‌شود و با حواس و عقل درک می‌گردد. درک ماهیت به واسطه قوا، حس و عقل است؛ اما درک وجود با قلب و شهود تحقق پیدا می‌کند. جسم طبیعی جوهر است و جسم تعلیمی عرض. طول، عرض، عمق، سطح، شکل و مانند آن‌ها از اعراض‌اند. بنابراین، جسم تعلیمی عارض بر جسم طبیعی است.

  •  حکمت و نسبت اعراض با جوهر:

در فلسفه گفته می‌شود: «الحکمه صیروره الإنسان عالماً عقلیاً مضاهیاً للعالم العینی.» حکمت آن است که انسان به عالمی عقلی تبدیل شود که مشابه و مضاهی عالم عینی باشد. اعراض ظهورات جوهرند. اگر همه اعراض از یک شیء برداشته شوند، راه ادراک آن جوهر از طریق حواس ظاهری نیز از میان می‌رود؛ زیرا جوهر با هیچ‌یک از حواس ظاهری به طور مستقیم ادراک نمی‌شود.

عرض برای تحقق، به موضوع و محل نیاز دارد و موضوع و محل آن جوهر است. ازاین‌رو، جسم تعلیمی بدون جسم طبیعی تحقق ندارد. طول، عرض، عمق و زمان در نسبت با جسم تعلیمی مطرح می‌شوند، اما متن و موضوع آن‌ها جسم طبیعی است.

وجود جسم تعلیمی قائم به جسم طبیعی است؛ یعنی جسم تعلیمی بر جسم طبیعی تکیه دارد و عارض بر آن است. اعراض ظهورات جوهرند و بر جوهر عارض می‌شوند. ظهور جسم طبیعی به جسم تعلیمی است؛ به این معنا که جسم طبیعی از طریق جسم تعلیمی و ابعاد و اشکال و اندازه‌های آن ظهور می‌کند.

جسم طبیعی بدون جسم تعلیمی ظهور ندارد؛ یعنی اگرچه جسم تعلیمی در وجود خود قائم به جسم طبیعی است، اما جسم طبیعی نیز در مقام ظهور برای ادراک حسی، از طریق جسم تعلیمی شناخته می‌شود. از این جهت، جسم تعلیمی ظهور جسم طبیعی است.

  •  حرکت عرضی و حرکت جوهری:

وقتی درختی رشد می‌کند، کمّ و کیف آن تغییر می‌یابد. این تغییر در کمیت، کیفیت، شکل، رنگ، حجم، طول، عرض و عمق، حرکت عرضی است. تغییر در صفات و ویژگی‌های ظاهری اشیا، حرکت در اعراض به شمار می‌آید. اما اگر حرکت در متن و ذات شیء باشد، حرکت جوهری است. جسم طبیعی در حرکت جوهری قرار دارد؛ یعنی وجود آن دم‌به‌دم شدت و قوت پیدا می‌کند. وجود تدریجی را حرکت می‌نامیم و حرکت جوهری همان وجود تدریجی است. حرکت جوهری یعنی شیء به صورت تدریجی از نقص به کمال می‌رود. در حرکت جوهری، حقیقت شیء به فعلیت نزدیک‌تر می‌شود و وجود او شدت می‌یابد. بنابراین، حرکت جوهری صرف تغییر ظاهری نیست، بلکه حرکت در متن وجود و جوهر شیء است. در حرکت جوهری، کون و فساد به آن معنایی که در فلسفه مشاء مطرح است وجود ندارد، بلکه مسئله نقص و کمال مطرح است. حرکت جوهری به معنای نابودی یک حقیقت و پدیدآمدن حقیقتی دیگر نیست، بلکه به معنای فعلیت یافتن تدریجی و رسیدن از مرتبه نقص به کمال است. آبی که به بخار تبدیل می‌شود یا آبی که بدبو می‌شود، از جهت خاصی به کون و فساد مربوط می‌شود و حرکت تدریجی جوهری به آن معنا نیست. کون و فساد در فلسفه مشاء معنای ویژه‌ای دارد و نباید آن را با حرکت جوهری یکی دانست.

  •  زمان عرضی و زمان جوهری:

زمان عرضی، امتداد عرضی و معین است. اگر زمان را امتداد عرضی در نظر بگیریم، زمان دارای اندازه و تعیین خواهد بود. اما زمان جوهری، امتداد جوهری است و این امتداد جوهری مبهم است. زمان جوهری مقدار حرکت جوهری است؛ یعنی چون جوهر در حرکت و سیلان است، زمان نیز در متن این حرکت جوهری معنا پیدا می‌کند. زمان جوهری در ارتباط با حرکت جوهری جسم طبیعی است و از این جهت ابهام دارد.

عالم ماده امتداد زمانی عرضی به معنای دارای مبدأ زمانی مشخص ندارد. نمی‌توان گفت عالم از یک روز یا لحظه معین آغاز شده است، به این معنا که برای آن یک مبدأ زمانی عرضی در نظر گرفته شود. عالم دارای امتداد جوهری است و این امتداد جوهری مبهم است. تا جوهر عالم نباشد، امتداد عرضی نیز معنا نخواهد داشت. عالم ماده، از حیث حقیقت خود، جسم طبیعی است و جسم طبیعی دارای ابعاد مبهم است؛ یعنی طول، عرض و عمق آن به نحو مبهم‌اند و زمان آن نیز مبهم است.

طول، عرض و عمق از حیث اندازه‌گیری و تعیین، به امتداد عرضی و جسم تعلیمی مربوط می‌شوند. درختی که مشاهده می‌کنیم، دارای وجود تدریجی زمانی است و این وجود تدریجی، در نسبت با حرکت جوهری آن معنا پیدا می‌کند. عالم نیز به سبب تغییر و تبدل دم‌به‌دم، دارای امتداد جوهری است. اعداد، اشکال و اندازه‌ها در جسم تعلیمی مطرح می‌شوند و همگی در زمره اعراض قرار می‌گیرند.

گفتارهای مشابه