- تلازم هدایت الهی با ساختار وجودی مخلوقات:
در بررسی مسیر هدایت انسان، توجه به این اصل قرآنی و روایی ضروری است که هر فرد به سوی هدفی هدایت میشود که برای آن آفریده شده است. طبق فرموده پیامبر اکرم (ص) که میفرمایند «هر کسی برای آنچه آفریده شده، راهش هموار گشته است»، میتوان دریافت که خداوند مسیر کمال هر موجود را در درون ساختار وجودی او قرار داده است. این به معنای آن است که هدایت، مسیری سخت و ناسازگار با طبیعت انسان نیست، بلکه مسیری است که با توانمندیها و شاکله وجودی فرد کاملاً هماهنگی دارد و حرکت در آن برای وی میسر و روان شده است.
- تعریف شاکله و نقش آن در تعیین مسیر کمال:
مسیر هدایت هر انسان بر اساس «شاکله» یا همان ساختار ذاتی و نوعی او شکل میگیرد. شاکله شامل مجموعهای از ادراکات (حسی، خیالی، عقلی و حضوری)، توانمندیهای جسمی و روحی، ملکات اخلاقی، فضایل و امیال درونی است. هر انسانی دارای یک نقشه وجودی منحصر به فرد است و کمال او زمانی حاصل میشود که در مسیر همین استعدادهای خاص خود حرکت کند. به تعبیر علامه طباطبایی، خداوند رسیدن به حق را برای انسان هموار کرده است و این همواری به معنای انطباق راه حق با استعدادهای درونی هر فرد است.
- ضرورت تناسب عمل با استعدادهای ذاتی:
بر اساس آیه شریفه «کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ»، عمل هر فرد باید برخاسته از ساختار وجودی و ظرفیتهای درونی او باشد. اگر فردی استعداد خاصی را در خود نمیبیند، نباید در آن مسیر قدم بگذارد، زیرا آن راه، مسیر هموار و مقدر او برای هدایت نیست. استعدادها در حقیقت نشاندهنده مسیر حرکت و غایت وجودی هر شخص هستند. بنابراین، شناخت استعدادهای شخصی و حرکت بر مدار آنها، شرط اصلی در پیمودن راه عبودیت و رسیدن به مقصود آفرینش است.
- حرکت جوهری و شکوفایی استعدادها به سوی فعلیت:
در نظام خلقت، حرکت به سوی کمال به معنای تبدیل استعدادهای نهفته به فعلیت است. هر موجودی دارای استعدادهای نوعی و شخصی است که کمال او در گرو شکوفایی آنهاست. این فرآیند که نوعی حرکت باطنی و جوهری محسوب میشود، موجب تکمیل وجودی مخلوق میگردد. در واقع، هدف نهایی هر موجود، همان به فعلیت رسیدن استعدادهایی است که در بدو آفرینش در ذات او به ودیعه نهاده شده است. از این رو، استعداد نهتنها مسیر، بلکه خودِ هدف کمالی فرد را ترسیم میکند.
- تکثر راههای باطنی و تفاوت در شیوههای سلوکی:
به دلیل تفاوت در ساختارها و استعدادهای فردی، راههای رسیدن به کمال نیز متنوع و متکثر است. همانطور که هر عضو از بدن (مانند چشم برای دیدن یا گوش برای شنیدن) استعداد و وظیفه خاصی دارد، هر انسان نیز در مراتب ذاتی خود دارای مسیر ویژهای است. این کثرت استعدادها منجر به پیدایش راههای باطنی متعدد میشود. در نتیجه، تمامی شیوههای سیر و سلوک و برنامههای تربیتی باید بر اساس شاکله فردی انسانها تنظیم گردد تا هر کس بتواند در مسیر اختصاصی و روان خود به سوی کمال مطلق حرکت کند.