اسماء تنزیهی حق
- اسمای الهی و نسبت آنها با ذات حق
اسمای الهی، تجلیات حضرت حق، تجلیات ذات و ظهورات ذاتاند. این اسما، تنزّل ذات الهی در مرتبهٔ نازله هستند. اسم، خود ذات در مرتبهٔ نازله است. در واقع، اسماءالله تعینات ذات و اضافات اشراقی حقاند. هر اسمی، اضافهٔ اشراقی ذات الهی است که هویت ذات را نشان میدهد، بوی ذات میدهد و رنگ ذات را در خود دارد.
- اسمای تنزیهی؛ اسمای ذاتی:
اسمای تنزیهی نیز تجلیات ذات هستند و در شمار اسمای ذاتی قرار دارند؛ مانند اسم «سبحان»، «قدوس»، «لطیف»، «صمد»، «غنی»، «قیوم»، «قریب»، «علی» و «عظیم». همچنین «حی»، «سمع و بصر»، «اراده»، «کلام» و «قدرت» از اسمای ذاتی هستند. اسمای تنزیهی نیز جزء اسمای ذاتی الهیاند. هویت اسمای تنزیهی، هویت اسمای ذاتی است. این اسما به فعل خاصی مقید نیستند و به وصفی نیز مقید نیستند؛ بلکه مربوط به خود ذات و حالات خود ذاتاند. بنابراین، احکام اسمای تنزیهی، احکام اسمای ذاتی است و اسمای تنزیهی در واقع خود ذاتاند، نه صفات ذات و نه افعال ذات.
- اسمای تنزیهی؛ اسمای باطنی:
هر یک از اسمای تنزیهی، از اسمای باطنی الهی است. اسمای خداوند به اسمای ظاهری و اسمای باطنی تقسیم میشوند. اسمای ظاهری غالباً با عالم طبیعت ارتباط دارند و اسمای باطنی با تجلیات در ملکوت عالم مرتبطاند. در تقسیمبندی دیگری، اسما یا تنزیهیاند یا تشبیهی؛ و اسمای تنزیهی در برابر اسمای تشبیهی قرار دارند. اسمای تنزیهی در مجردات غلبهٔ ظهور دارند و اسمای تشبیهی در مادیات غلبهٔ ظهور دارند. اسمای تنزیهی در مظاهر باطنی نیز غلبهٔ ظهور دارند و از اسمای باطنی محسوب میشوند.
غلبهٔ ظهور اسمای تنزیهی در مظاهر باطنی، یعنی در مجردات و ارواح قدسی، وجود دارد؛ از جمله در ملائکهٔ مهیمنه، ملائکهٔ عقلی و ملائکهٔ مثالی.
- کلیبودن و وسعت اسمای تنزیهی:
اسمای تنزیهی جزء اسمای کلی نیز هستند و در زمرهٔ اسمای جزئی قرار ندارند. این اسما وسعت ذات حق و عمق ذات حق را نشان میدهند و به روح انسان و روح هر مجردی نیز وسعت و عمق میبخشند. بنابراین، دایرهٔ وجودی این اسما وسعت دارد و در حقیقت، بیانگر وسعت حق و عمق ذات حق است. اسمایی مانند «صمد»، «غنی» و «قیوم» اسمای جزئی نیستند. پس اسمای تنزیهی هم از اسمای کلی، هم از اسمای باطنی و هم از اسمای ذاتیاند.
- مجردات؛ مظاهر غالب اسمای تنزیهی:
تمام مجردات و تمام مفارقات، اعم از برزخی و عقلی، مانند ملائکهٔ مهیمنه و غیر آنان، مظاهر غالب اسمای تنزیهیاند. به این معنا که اسمای تنزیهی در مجردات غلبه دارند. در ملائکهٔ مهیمنه نیز غلبهٔ ظهور دارند و در هر مجردی، اسمای تنزیهی با شدت و ضعفهای گوناگون غلبه دارند. ارواح، هویتی تجریدی، تنزیهی و تنطیفی دارند. تنطیف از مادیات، به سبب آن است که ارواح مظهر اسمای تنزیهی الهی هستند.
- نزاهت، طهارت و اطلاق ذات:
هر اسم تنزیهی، جلوهای از نزاهت ذات و لطافت ذات را بیان میکند. به تعبیر دیگر، هر یک از اسمای تنزیهی سهمی از طهارت ذات حق، نزاهت ذات حق و اطلاق ذات حق را آشکار میسازند. برای نمونه، صمدبودن، غنیبودن، «سبحان» و «قدوس»، حق را از تمام نقایص، حدود و تعینات مادی و مجرد پاک میکنند. این، تنزیه ذات حق است و تنزیه ذات با اسمای تنزیهی بیان میشود. بنابراین، هر یک از اسمای تنزیهی جلوهای از نزاهت ذات را نشان میدهد.
- سبحان و قدوس؛ پیشوایان اسمای تنزیهی:
«سبحان» و «قدوس» از ائمهٔ اسمای تنزیهیاند؛ بلکه قدوس، سلطان اسمای تنزیهی است و سایر اسمای تنزیهی از سبحان و قدوس منشعب میشوند. همانگونه که در اسمای فعل، اسم «عزیز» بازمیگردد و عزیز به قیوم بازمیگردد، قیوم سلطان اسمای افعال است. سلطان اسمای تنزیهی، قدوس است. سلطان اسمای ذات نیز اسم «حی» است که در واقع امّالائمه است. هر اسمِ سلطان، بر سایر اسمای زیرمجموعهٔ خود سلطنت و احاطه دارد.
- نقش اسمای تنزیهی در نشاندادن اطلاق ذات:
اسمای تنزیهی به نحوی اطلاق ذات را نشان میدهند. از میان تمام اسما، اسمای تنزیهی میتوانند اطلاق ذات، وسعت ذات، عمق ذات و نامتناهیبودن ذات را تا حدودی نشان دهند؛ اما اسمای افعال و اوصاف از چنین رتبه، شأنیت و درجهای برخوردار نیستند.
- سریان اسمای تنزیهی در سایر اسما:
همانگونه که هر مرتبهٔ عالی در مرتبهٔ دانی سریان و ظهور دارد و هر عالی بر دانی احاطه دارد، اسمای تنزیهی نیز در سایر اسما سریان دارند. برای مثال، قوهٔ عاقله بر خیال، حواس و وهم احاطه دارد و در قوای نازلهٔ خود سریان دارد. باطن نیز در ظاهر ظهور دارد. اسمای تنزیهی در اسمای افعال و صفات سریان دارند و این هویت سریانی، مربوط به اسمای ذاتی الهی است. اسمای تنزیهی نیز که از اسمای ذاتی الهیاند و به آن ملحق میشوند، در سایر اسمای خود سریان دارند. پس همانگونه که قوهٔ عاقله در خیال، حس و وهم سریان دارد، اسمای تنزیهی نیز در اسمای نازلتر از خود سریان دارند.
- نفوس و مظهریت اسمای تنزیهی:
نفوس از جهت مظهریت اسمای تنزیهی، هویت سریانی دارند و مظهر اسمای تنزیهیاند. تمام نفوس مجردند و از جهت تجرد خود، لطافت و نزاهت دارند. از همین جنبهٔ تجرد، مظهر اسمای تنزیهیاند. هر قدر اشیا به سمت تجرید پیش روند، بیشتر مظهر اسمای تنزیهی خداوند واقع میشوند.
- تجرید، اطلاق، احاطه و تصرف:
نفوس از جهت مظهریت اسم «سبحان»، هویت تجریدی و تنزیهی دارند؛ یعنی از ماده و اعراض منزهاند. هر نفسی که تجریدیتر و تنزیهیتر باشد، سریانیتر میشود؛ ساری میشود، عوالم را پوشش میدهد و مظاهر را دربرمیگیرد. زیرا هر اسمی که تجریدیتر شود، اطلاقیتر میشود؛ و هنگامی که اطلاقیتر شد، ساریتر میشود. هر نفسی که اطلاقیتر شود و به سوی اطلاق پیش رود، احاطیتر میشود؛ و هر نفسی که احاطیتر شود، تصرفیتر میشود. بنابراین، اسمای تنزیهی در ذات خود دارای هویت احاطی، تصرفی، تنزیهی و تجریدیاند.
- اسمای الهی در روابط تکوینی:
اسمای الله به شکل رابطههای تکوینی تعین پیدا میکنند؛ یعنی اسمای الله به صورت رابطهها ظاهر میشوند. اسمای تنزیهی و اسمای تشبیهی در رابطههای مادیات با یکدیگر و نیز در رابطهٔ مجردات با مادیات ظاهر میشوند. اما اسمای تنزیهی در رابطهٔ مجردات با یکدیگر بیشتر ظاهر میشوند و غلبه دارند. رابطهٔ مجردات مثالی با یکدیگر، با اسمای تنزیهی است؛ رابطهٔ مجردات مثالی با مجردات عقلی، با اسمای تنزیهی است؛ رابطهٔ مجردات عقلی با یکدیگر، با اسمای تنزیهی است؛ و رابطهٔ مهیمن با مهیمنین نیز با اسمای تنزیهی است. پس اسماءالله به شکل رابطههای تکوینی تعین پیدا میکنند و اسمای تنزیهی بیشتر در رابطهٔ میان مجردات با یکدیگر ظاهر میشوند و غلبه دارند.
- دریافت اسمای الهی در نفس، عقل، قلب و خیال
نفس انسان اسمای الله را دریافت میکند. هنگامی که اسمای الله را دریافت کرد، در مرتبهٔ خیال خود آنها را به تمثلات تبدیل میکند و در قلب خود، اسمای الهی به حقیقت نازل میشوند. اسمای الله در قلب به حقیقت ظاهر میشوند، در عقل به معارف و معانی غیبی نازل میشوند و در خیال به صورتها تمثل پیدا میکنند. به همین سبب، اسم «علیم» در قوهٔ خیال به شکل آب تمثل پیدا میکند و اسم «حکیم» در قوهٔ خیال به شکل شیر تمثل پیدا میکند. هر اسمی به شکلی در خیال تمثل پیدا میکند؛ یعنی اسمای الله متناسب با موطن تعین خود ظهور پیدا میکنند. قوای انسان در واقع موطن تعین اسمای الله هستند؛ یعنی قوای انسان، اسمای الله را متناسب با خود متعین میکنند.
- غلبهٔ اسمای تنزیهی در معانی:
اسمای تنزیهی در معانی غلبهٔ بیشتری دارند تا در صورتهای خیالی. به بیان دیگر، موطن تعین اسمای تنزیهی، قلب و قوهٔ عاقله است و در آنجا غلبهٔ ظهور دارند. اسمای نازلتر و ضعیفتر در موطن خیال تمثل پیدا میکنند. بنابراین، اسمای تنزیهی بیشتر به صورت معانی ظاهر میشوند و ظهور بیشتری در قلب دارند.
- اسمای تنزیهی و حرکت جوهری:
در بحث حرکت جوهری، دمبهدم ظهورات اسمایی را مشاهده میکنیم. در حرکت جوهری، شیء در هر لحظه تعینی را از دست میدهد و تعین دیگری را به دست میآورد. از آن جهت که تعینی را از دست میدهد، مظهر اسمای تنزیهی میشود و تنطیفتر، مجردتر و متعادلتر میشود. هرچه شیء با حرکت جوهری کاملتر شود، اعتدالش بیشتر، تنطیفش افزونتر و تجریدش بیشتر میشود؛ یعنی بیشتر مظهر اسمای تنزیهی میگردد. خلق، تعینی را خلق میکند و تعین جدیدی را بر آن میپوشاند. خلق، نقصی را ایجاد میکند و کمالی را بر آن میپوشاند. حرکت جوهری با مظهریت اسمای الهی هممعنا میشود. در موضوع حرکت جوهری نیز هرچه شیء تنطیفتر شود، به مظهریت اسمای تنزیهی نزدیکتر میشود.