آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • پیوند میان صفات روح و نمود آن در بدن

پیوند میان صفات روح و نمود آن در بدن

  • رابطه صفات نفس با ظهور آنها در بدن:

در مسیر ظهور ملکات نفس، باید به رابطه میان حقیقت روحانی و نمودهای مادی توجه کرد. هر موجود مجرد دارای خلقیات، ملکه‌ها و اوصافی است که برای آشکار شدن، به بستری مناسب نیاز دارد. از این رو، صفات ذاتی موجودات مجرد یا به صورت مادی و جسمانی تجسم پیدا می‌کنند، یا به شکل تمثّلات معنوی در عالم خیال و برزخ ظاهر می‌شوند. بر این اساس، انتقال صفات از مرتبه عالی به مرتبه دانی امری واقعی و قابل فهم است و صفات روحانی می‌توانند در عالم ماده نیز انعکاس یابند.

  • بدن انسان به عنوان نمود ملکات روح:

اگر از بالا به پایین به بدن انسان نگاه شود، اعضای بدنی در حقیقت تمثّل و تجسم ملکات روح هستند. یعنی هر عضو بدنی، نشانه و صورت بیرونی یک حقیقت درونی است. در این چارچوب، بدن صرفاً مجموعه‌ای از اجزای مادی تلقی نمی‌شود، بلکه هر عضو آن به نوعی بیانگر یک ویژگی روحانی است. از نگاه او، این مطلب یکی از نکات مهم در فهم پیوند نفس و بدن است.

  • پیدایش نفس از مجرای نطفه:

در ادامه توضیح داده می‌شود که هنگامی که نطفه انسان هنوز شکل نهایی، صورت مشخص و چهره کامل خود را نیافته است، نفس از همین بستر پدید می‌آید. سخنران با اشاره به قاعده‌ی حکیم متعالی، صدرالمتألهین رحمه‌الله علیه، یعنی «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء»، بیان می‌کند که نفس در آغاز از مسیر بدن و نطفه به وجود می‌آید، اما بعد از تحقق، مرتبه‌ای روحانی می‌یابد و باقی می‌ماند. به این ترتیب، روحی که از بستر علت اعدادی بدن ظاهر می‌شود، خود به تدریج مدیر، مدبر، حاکم و متصرف در بدن خواهد شد.

  • تدبیر بدن توسط نفس:

نفس، پس از ظهور از بستر نطفه، بر بدن سلطه پیدا می‌کند و آن را تدبیر می‌نماید. بدن در این حالت، عرصه بروز صفات درونی نفس می‌شود. بنابراین، آنچه در اعضای بدن دیده می‌شود، در حقیقت ظهور خارجی ملکات و خلقیات نفس است. از این منظر، هر عضوی از بدن انسان می‌تواند تجسم یک ویژگی از ویژگی‌های ذاتی نفس باشد. این نگاه، رابطه میان جسم و روح را نه صرفاً رابطه‌ای اتفاقی، بلکه رابطه‌ای مبتنی بر ظهور و تجلی می‌داند.

  • از دانی به عالی و از عالی به دانی:

اگر از پایین به بالا نیز نگاه کنیم، نفسی که از مجرای نطفه شکل می‌گیرد و به تجرد می‌رسد، در درون خود اوصاف و ملکاتی دارد که این اوصاف از حقیقت خودش سرچشمه گرفته‌اند. این ملکات وقتی در عالم ماده ظهور پیدا می‌کنند، به صورت اعضای بدن نمایان می‌شوند. به همین دلیل است که، به بیان او، می‌توان گفت دماغ انسان، مغز انسان، ناخن، دست‌ها، پاها، قلب و سایر اجزای بدن، همگی تجسم‌هایی از حقایق روحی‌اند. به این معنا، تمام قالب مادی انسان، صورت آشکار مجموعه ویژگی‌های روح است.

  • تمثّل اوصاف روحی در اعضای مختلف:

افزون بر تجسم کلی بدن، هر یک از اعضا نیز می‌تواند نمود خاصی از یکی از جنبه‌های روح باشد. به تعبیر او، مغز انسان یک ویژگی روحانی را تجسم می‌کند، ناخن نیز نمود یک صفت از صفات روح است، و دست و پا و قلب و دیگر اعضا نیز چنین‌اند. از این رو، بدن انسان مجموعه‌ای از تجسمات روحانی است که در قالب مادی ظاهر شده‌اند. این تقسیم و تنوع اعضا، نشان‌دهنده تنوع ملکات و ویژگی‌های درونی نفس است.

  • تنوع اعضا و ارتباط آن با تنوع ملکات:

در ادامه از تنوع اعضای بدنی به تنوع ملکه‌ها و صفات روحی نتیجه گرفته می شود. در برابر هر ملکه روحانی، باید عضوی در بدن وجود داشته باشد که معادل مادی و نازل آن باشد. به همین دلیل، تفاوت و تنوع ساختارهای بدنی در موجودات، نشانه‌ای از تفاوت در حقایق باطنی آنهاست. این معنا در موجودات مختلف، به‌ویژه حیوانات، به‌وضوح مشاهده می‌شود.

  • ویژگی‌های ظاهری حیوانات به مثابه تجسم حقایق ملکوتی:

تنوع در اعضای حیوانات نیز بر همین قاعده استوار است. این که برخی حیوانات دارای پر، پنجه، خرطوم، تاج، نیش، دم، پشم، مو، چشم، گوش، دست و پا یا دیگر ویژگی‌ها هستند، همگی تمثّلات و تجسمات حقایق ملکوتی‌اند. از این نگاه، هر ویژگی بدنی حیوان یک معنای درونی و یک حقیقت روحانی را بازتاب می‌دهد.

  • تنوع حرکت حیوانات: 

برخی حیوانات می‌پرند، برخی می‌خزند، برخی با چهار دست و پا حرکت می‌کنند و برخی دیگر گونه‌های متفاوتی از حرکت دارند. این تفاوت‌ها نیز به خلقیات و ملکات روحانی آنها بازمی‌گردد. نوع حرکت هر حیوان بر اساس همان اوصاف باطنی و ساختار روحانی او شکل گرفته است.

  • تنوع صدا و چهره حیوانات:

در ادامه، تنوع صداهای حیوانات  نیز به همین اصل نسبت داده می شود. میزان اعتدال یا زمختی روح حیوان، در لطافت یا خشونت صدای آن بازتاب می‌یابد. حیواناتی که روحی معتدل‌تر و انعطاف‌پذیرتر دارند، صدایی نرم‌تر و متناسب‌تر دارند، و حیواناتی که زمختی بیشتری دارند، صدایشان خشن‌تر و تندتر است. همچنین، تفاوت در چهره حیوانات نیز بازتاب شمایل روحی آنهاست؛ برخی چهره‌ای لطیف‌تر و آرام‌تر دارند، مانند پرندگان، و برخی دیگر چهره‌هایی خشن‌تر و خوفناک‌تر دارند، مانند برخی از گربه‌سانان.

  • تفاوت در گوش، شکل و سایر اعضای حیوانات:

در پایان این بخش تأکید می‌شود که حتی نوع گوش حیوانات نیز یکسان نیست و این تفاوت‌ها نیز بر اساس همان قاعده قابل تبیین است. همه این تفاوت‌های ظاهری، نشانه‌ای از تفاوت در ساختارهای درونی، ملکات و حقایق روحانی موجودات است. بنابراین، عالم ظاهر در حقیقت آینه‌ای از عالم باطن است و شکل‌ها، صداها، حرکت‌ها و اعضا، همگی به حقیقتی درونی و ملکوتی اشاره دارند.

گفتارهای مشابه