- امیدآفرینی در احکام دین:
محتوای دین باید به گونهای باشد که مؤمن و عملکننده را امیدوار کند. افق آینده باید روشن باشد و مبهم، تیره و تاریک نباشد. احکام دین باید امیدواری ایجاد کند و در مخاطب یأس، شک و دودلی به وجود نیاورد. مؤمن باید میان خوف و رجا باشد؛ از این رو، احکام دین باید امیدآفرین باشد و انسان را از افق آینده و دورنمای زندگی مأیوس نکند، بلکه امید رسیدن به غایت و هدف را در او ایجاد کند. دورنما نباید تاریک و تیره باشد.
- آرامشبخشی و رفع اضطراب:
محتوای احکام دین باید به گونهای تنظیم شود که قلب انسان را به آرامش برساند. به تعبیر دیگر، احکام دین باید انسان را به خدا وصل کند تا از طریق تجلی اسم «مطمئن» و حضرت حق، آرامش در او ایجاد شود. نفی شک، تردید و اضطراب از ویژگیهای دین است. دین باید اضطراب و شک را از انسان دور کند و او را از دودلی خارج سازد.
- یقینآفرینی و ایجاد باور قلبی:
معارف یقینی به انسان بدهد؛ یعنی بینش و شناختی که به انسان ارائه میکند، یقینی باشد. به تعبیر دیگر، احکام دین باید به گونهای تنظیم شود که به انسان یقین بدهد و یقین قلبی در او ایجاد کند. این یقین قلبی باید محصول عمل کردن به احکام دین باشد. همه احکام دین باید به گونهای باشند که یقین به توحید در هر یک از آنها وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر، همه احکام دین باید یقین توحیدی و یقین قلبیِ توحیدی ایجاد کنند و این یقین قلبی را در انسان پدید آورند.
- نبودِ تضاد و تعارض در احکام:
در احکام دین تضاد و تعارض وجود نداشته باشد. احکام دین برنامه و قانون هدایت است؛ بنابراین احکام نباید با یکدیگر تعارض یا تضاد داشته باشند، یکدیگر را تخریب کنند یا اثر همدیگر را خنثی سازند. برنامهها باید مکمل و مؤید یکدیگر، همراستا، همجهت و هماهنگ باشند. همانطور که معارف دین باید مکمل یکدیگر باشند و یکدیگر را نفی نکنند، معارف و برنامهها نیز باید مکمل هم باشند. برنامهها نباید با معارف اعتقادی مخالف باشند و برنامههای مختلف نیز نباید با یکدیگر تعارض داشته باشند؛ بلکه باید در یک راستا و مکمل یکدیگر باشند.
- ارائه دورنمای روشن از هدف نهایی:
هدف نهایی انسان، رسیدن به ذات نامتناهی الهی است. بنابراین هدف و غایت باید مشخص باشد. حرکت انسان از نطفه تا احدیت شکل میگیرد؛ پس باید غایت، نقطه شروع حرکت، مسیر حرکت و هدف نهایی روشن باشد و در تاریکی و ابهام قرار نداشته باشد.
- تعیین سیر روحانی مشخص:
برنامه احکام دین باید سیر روحانی مشخص و معینی داشته باشد. این سیر، یک سیر وجودی است. احکام دین باید برنامهای معین، زمانبندی مشخص و اندازهای معلوم داشته باشد و همه ویژگیهای یک سیر روحانی روشن و معلوم را دارا باشد.
- پرهیز از سرگردانی مخاطب:
احکام دین نباید مخاطب را در برنامهها سرگردان و حیران کند. مخاطب باید تکلیف خود را بداند و بداند که طبق این برنامه معین به هدف میرسد. برنامه ناقص، مخاطب را سرگردان و حیران میکند.
- اولویتبندی در احکام:
بعضی احکام بر بعضی دیگر مقدم هستند و برخی محوریتر، اصیلتر و شاخصترند. دین بر این احکام تأکید بیشتری میکند؛ مانند نماز. همانطور که در اندیشهها نیز برخی اندیشهها مهمتر و اساسیتر هستند، مانند اندیشه توحیدی که بر سایر اندیشهها تقدم دارد، دین باید این اولویتبندی را در احکام نیز رعایت کند.
- نظاممندی و انسجام مجموعه برنامهها:
همانطور که مجموعه معارف دین یک منظومه فکری منسجم، منظم، هماهنگ، متقارن و مکمل دارد، مجموعه برنامههای عملی نیز باید نظام مشخصی داشته باشد. برنامه عبادی دین باید نظاممند و متوازن باشد تا روح انسان با یک برنامه منظم شکل بگیرد. مجموعه معارف باید در بُعد نظری، منظومهای فکری، منسجم، هماهنگ و مکمل داشته باشد و این ویژگی در بُعد عملی نیز رعایت شود.
- آغاز و انجام روشن در سیر عبودیت:
احکام دین باید به گونهای تنظیم شود که ابتدای سیر روحانی و انتهای آن معین باشد. در سیر معرفتی، حرکت از توحید آغاز میشود و همه معارف نیز در نهایت به توحید ختم میشوند؛ یعنی نقطه شروع و پایان یکسان و واحد است. در سیر عملی و عبادی نیز باید ابتدا و انتهای سیر روحانی مشخص باشد؛ معلوم باشد عبودیت از کجا آغاز میشود و به کجا پایان مییابد. عبودیت نقطه آغاز و نقطه پایان دارد و در نهایت همه چیز به توحید ختم میشود.
- ایجاد حرکت، نشاط و دلگرمی:
در مخاطب حرکت، نشاط، پویایی و دلگرمی ایجاد کند. احکام دین باید مخاطب را به حرکت درآورد، در او نشاط روحانی ایجاد کند، رخوت و ایستایی را از بین ببرد و موجب دلگرمی و پویایی او شود. مجموعه احکام دین باید این ویژگی را دارا باشد.
- ترسیم مبانی، اصول و مسیر:
مبانی دین، اصول دین، سنتها، اولویتها، مسیر و غایت را به خوبی ترسیم کند. محتوای دین باید به گونهای تنظیم شود که علاوه بر مشخص کردن مبانی، اصول، سنتها، اولویتها و مسیر غایت، برنامهها را نیز به درستی تنظیم و ترسیم کند. برای نمونه، نماز، روزه، خمس، زکات و جهاد باید به درستی معرفی و جایگاه واقعی آنها ترسیم شود.
- معرفی واقعیترین حقیقت:
ویژگی بعدی، معرفی واقعیترین واقعیت است؛ واقعیتی که تمام حقیقت دین را پوشش میدهد و آن توحید است. دین، توحید را به عنوان شاخص، محور و میزان معرفی میکند. همه احکام دین باید در مسیر توحید باشند. برنامه دین باید در مسیر و مجرای واقعیترین واقعیت، یعنی وجود حضرت حق، حرکت کند. تمام برنامه دین برای رسیدن به ذات نامتناهی حضرت حق تنظیم شده است.
- جزا و کیفر در برابر عمل:
دین در قبال عمل عبادی، برای اهل ایمان جزای مشخص قرار میدهد و در قبال بدیها و گناهان نیز کیفر مشخصی ارائه میکند. دین دو چهره رحمانی و قهری خود را در احکام نشان میدهد. بنابراین احکام دین هم چهره قهری و هم چهره لطفی دارند. اگر انسان اهل عبودیت و ایمان باشد، جزای مشخصی دارد و اگر گناه کند و عبودیت را ترک نماید، برای او کیفر در نظر گرفته شده است.
- ارائه طریق و نشان دادن راه:
همه احکام دین «ارائه طریق» هستند. همه احکام دین راهی به سوی معنویت و تعالیاند. در حقیقت، نبوت ارائه طریق است و احکام، مظهر نبوت هستند که راه را نشان میدهند. ارائه طریق برای این است که انسان با قرار گرفتن در مسیر عبودیت به مطلوب برسد و انسانی «الیالمطلوب» شکل بگیرد.
- نسبت احکام با نبوت و ولایت:
از جهت نبوت، این امر مقدمه رسیدن به حقیقت ولایت است و از جهت ولایت، مقدمه رسیدن به نبوت محسوب میشود. تا زمانی که انسان جنبههای بشری و خلقی خود را نفی نکند و از تعینات غافل نشود، به حقیقت وحی و معرفت نخواهد رسید.
- رساندن انسان از دانایی به یافتن و وصول:
آخرین ویژگی احکام دین این است که علاوه بر اینکه به انسان دانایی و معرفت میدهد، دارایی، یافتن و رسیدن نیز به او عطا میکند. دین صرفاً انسان را دانشمند نمیکند؛ بلکه حقایقی را به او میدهد و او را به مرحله وجدان و یافتن میرساند. در واقع، برنامههای دین برای وجدان کردن، یافتن و رسیدن هستند.