- بیان مفهوم فیض الهی:
آنچه از ذات الهی به سوی عالم هستی، مخلوقات و مظاهر سرازیری میشود و نازل میگردد، فیض الهی است؛ فیضی که از ذات الهی صادر میشود، عنوان فیض و رحمت دارد. فیض الهی سراسر رحمت است و مسیری که این فیض را منتقل میکند، همان مراتب و مجاری وجودی است.
- واحد بودن مسیر نزول فیض:
نکته نخست این است که مسیر نزول فیض، مسیر واحد و مشخصی است؛ یعنی بر اساس تدبیر الهی تنظیم و مرتب شده و همان مراتب الهی را دربر میگیرد. این مراتب عبارتاند از: احدیت، واحدیت، مرتبه عقل، مرتبه خیال و مرتبه عالم طبیعت. فیض برای آنکه به نازلترین حد خود برسد، باید این منازل و مراتب را به ترتیب طی کند. از این رو، فیض، فیضی واحد است و مسیر آن نیز مسیری واحد و معیّن است. این فیض در قوس نزول همان مسیری را طی میکند که در قوس صعود نیز باید طی شود؛ بنابراین مسیر فیض، همان مسیر مراتب وجودی است.
- ادراکی و تجردی بودن مجاری فیض:
اصل دوم آن است که این مجاری فیض از سنخ خود فیض، دارای هویت ادراکی و تجردی هستند. یعنی مرتبه احدیت، مرتبه واحدیت، مقام ذات الهی، مرتبه عقل و مرتبه خیال، همگی در همین مسیر قرار دارند و این مسیر، مسیری ادراکی، تجردی، غیبی و حقانی است. مجاری فیض از سنخ خود فیضاند؛ آن فیض الهی، فیضی ادراکی و اسمائی است و با مجاری فیض سنخیت و هماهنگی دارد.
- امتداد طولی ذات الهی در مجاری فیض:
مطلب سوم این است که فیضی که از حق میآید، مسیر طولی را طی میکند؛ یعنی دارای امتداد طولی است. امتداد طولی ذات الهی در این مراتب آشکار میشود و ذات الهی هنگامی که امتداد وجودی پیدا میکند، به صورت این مراتب ظهور مییابد. پس مجاری فیض، امتداد طولی ذات الهی هستند و در حقیقت، ادامه ذات الهی در مرتبه ظهور و تنزل محسوب میشوند.
- تفاوت رتبه میان مراتب:
نکته دیگر این است که مجاری فیض، تفاوت رتبه دارند و همه در یک مرتبه نیستند. عالم ملکوت، عالم جبروت، عالم واحدیت و احدیت، از نظر مرتبه و درجه با یکدیگر تفاوت دارند. از این جهت، فیض در هر مرتبه، شکل و صورت خاص همان مرتبه را به خود میگیرد و بر اساس ظرفیت آن مرتبه ظهور میکند.
- پیوستگی وجودی میان مراتب:
اصل پنجم، پیوستگی وجودی میان این مراتب است. این مراتب از یکدیگر جدا و منفک نیستند و میان آنها اتصال وجودی برقرار است تا بتوانند فیض را منتقل کنند. اگر این اتصال میان مراتب قطع شود، فیض به مراتب نازلتر نمیرسد و جریان نزول مختل میگردد.
- دریافت فیض توسط مجاری مجرد:
اصل ششم این است که خود مجاری، که در حقیقت همان ارواح مجرد هستند، باید فیض را دریافت کنند تا بتوانند آن را منتقل نمایند. این مجاری باید خودشان نورانی، حقانی، ربانی و وجودی شوند تا بتوانند فیض را به مراتب نازلتر انتقال دهند. بنابراین، مجرای فیض صرفاً گذرگاه نیست، بلکه خود نیز باید در مرتبهای از نور و وجود قرار داشته باشد.
- دریافت و انتقال همزمان:
اصل هفتم آن است که دریافت فیض برای خود مجاری، عین انتقال و عین انعکاس است. همین که فیض را دریافت میکنند، آن را به مرتبه پایینتر نیز منعکس میسازند. در مجردات، شرایط زمانی و مکانی عالم طبیعت وجود ندارد تا دریافت و انتقال، تدریجی و زمانبر باشد. فیض هنگامی که در مجاری مجرد قرار میگیرد، دریافت آنها عین انتقال و انعکاس است و این امر محدود به زمان، مکان، قوه و استعدادهای مادی نیست.
- سعه وجودی و تفاوت در دریافت فیض:
قاعده هشتم این است که هر روحی متناسب با سعه وجودی خود، فیض را از مراتب مناسب دریافت میکند. هر روحی به اندازه قوت وجودی و ظرفیت وجودی خویش، فیض را از مرتبهای خاص مانند ملکوت، جبروت، علم الهی یا مقام احدیت و واحدیت دریافت مینماید. بنابراین، مجاری فیض ثابتاند، اما دریافتکننده بر حسب سعه وجودی خود دچار تفاوت و تحول ذاتی میشود.
- توجه و اراده در دریافت فیض:
قاعده نهم آن است که دریافتکننده برای آنکه فیض را از مرتبه بالاتر دریافت کند، نیاز به توجه دارد؛ توجهی متمرکز و مستمر. او باید نظر کند، توجه کند، بخواهد و اراده داشته باشد تا فیض را از مجردات و از مراتب بالاتر، حتی از خود حق دریافت نماید. پس توجه، شرط اساسی بهرهمندی از فیض است.
- تناسب تنزل فیض با قوت وجودی:
قاعده دهم این است که مجاری به اندازه قوت وجودی و سعه وجودی خود، فیض را از حق دریافت میکنند و به اندازه همان قوت و سعه، آن را به مرتبه بعدی تنزل میدهند. هم دریافت فیض از مرتبه بالاتر و هم تنزل دادن فیض، نیازمند توجه ایجادی است. بنابراین، هم گیرنده و هم دهنده فیض، برای اخذ و افاضه فیض، محتاج تمرکز در توجهاند.
- نظام نوری و شبکهای نزول فیض:
قاعده یازدهم بیان میکند که مسیر نزول فیض، مسیری نوری و شبکهای است. ما با شبکهای یکپارچه از فیض نوری و وجودی روبهرو هستیم. این مسیر خود، شبکهای است و حضرت حق آن را بر اساس حکمت و ربوبیت خویش چنین طراحی کرده است. بنابراین، نظام فیض، نظامی منظم، پیوسته و هماهنگ است.
- تعین فیض در مجاری:
قاعده دوازدهم آن است که فیض الهی در هر مجرایی که وارد میشود، به شکل همان مجرا درمیآید؛ یعنی حد پیدا میکند، تعین پیدا میکند و متناسب با قابلیت قابل ظهور مییابد. فیض در قالب مظاهر ظاهر میشود. فیضی که تعین نخورده و بدون حد است، باید از ذات الهی اخذ شود؛ یعنی در رابطه بیواسطهای که انسان با ذات الهی پیدا میکند و در مسیر وجه خاص، اسم اعظم فردی و اسم مستأثر او قرار دارد، فیض بدون تعین از ذات الهی دریافت میشود. اصل فیض تعین ندارد و این تنگنا و محدودیتِ دریافتکننده است که به فیض تعین میدهد.
- جذبه نوری همراه با فیض:
قاعده سیزدهم و قاعده آخر این است که فیض الهی با جذبه نوری همراه است. فیضی که از ناحیه حق و از ناحیه مجردات میآید، همواره با جذبهای نورانی همراه است که پیام معرفتی دارد و به انسان درک و فهم حضوری و شهودی میبخشد. هر فیض غیبی و ملکوتی، در کنار آنکه احوال وجودی را در قلب انسان ایجاد میکند، حالتی غیبی، معنوی و نوری نیز در قلب او پدید میآورد.
- جمعبندی:
بنابراین، مجاری فیض، مجاری مشخص و نوریاند و مسیر آنها مسیری غیبی و شبکهای است. فیض یکپارچه از حق نازل میشود و در مجاری، حد، تعین و تشخص پیدا میکند. در عین حال، گیرنده فیض نیز افزون بر تعین مجاری، با تعین خود نیز روبهرو است و همین امر سبب میشود که اطلاق فیض شکسته شود و در حجابهای مختلف ظهور یابد.