آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

مبنای عمل امام

  • مبنای عمل امام معصوم:

مبنای عمل امام معصوم در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟ امام، علم غیب دارد؛ یعنی به گذشته، حال و آینده آگاه است. افزون بر آن، به حقایق عالم هستی نیز علم دارد و از این رو، هم به احکام تکوینیات و هم به احکام تشریعیات آگاه است. او اسرار هستی را می‌داند، اسرار اشیا را می‌داند، اسرار تشریعیات را می‌داند، و حتی سرّ سرّ تکوینیات و سرّ سرّ تشریعیات را نیز می‌شناسد. با این همه، این حقایق را مبنای عمل و انتخاب فردی و اجتماعی خود قرار نمی‌دهد.

  •  علم امام و شیوه تصمیم‌گیری او:

نکته مهم آن است که مبنای تصمیم‌گیری امام در زندگی فردی و اجتماعی، علم غیب او نیست. امام در سه سطح نسبت به احکام تشریعی و تکوینی عالم آگاه است: نخست، خودِ احکام را می‌داند و حلال، حرام، مکروه، مستحب و مباح را می‌شناسد. دوم، اسرار احکام را نیز می‌داند. سوم، در نسبت با نظام تکوین، احکام تکوینی و اسرار آن‌ها را نیز می‌داند و از مرتبه بالاتر، سرّ آن‌ها را هم می‌شناسد.

  •  رفتار امام در مقام عمل:

با وجود این آگاهی گسترده، امام در مقام عمل تابع احکام الهی است. در قضاوت‌های شرعی نیز علم غیب را مبنای تشخیص و ترتیب اثر قرار نمی‌دهد، بلکه بر اساس ظاهر حکم می‌کند. علت این امر آن است که امام مظهر اسم ستّار الهی است و مأذون نیست اسرار فردی را آشکار کند. او اسرار فردی را فاش نمی‌سازد و مأذون به ظاهر کردن اسرار قضا و قدر نیز نیست. همچنین مأذون به اظهار غیب گذشته و غیب آینده نیست. بنابراین، هرچند امام به گذشته، حال، آینده، ماهیات و مکان‌ها علم دارد، اما بر اساس آن‌ها قضاوت نمی‌کند.

  •  تعبد آگاهانه و کامل امام:

امام این سه سطح از علم غیبی را دارد، اما بر آن‌ها ترتیب اثر نمی‌دهد. او با تکیه بر علم شهودی، حضوری و لدنی الهی، یقین کامل به احکام و اسرار الهی دارد و همین یقین، زمینه‌ساز تعبد مطلق او به احکام الهی است. این تعبد، مانند تعبد جاهلانه عوام نیست که از سر ناآگاهی شکل می‌گیرد. در اینجا امام بر اساس علم تعبد دارد، بلکه بر اساس یقین تعبد دارد، و حتی بالاتر از آن، بر پایه یقین متقن، به احکام الهی ملتزم است.

  •  شناخت آثار احکام شریعت:

امام جایگاه هر حکم را در نظام آفرینش می‌داند. او آثار عمل به هر یک از احکام شریعت را می‌شناسد، زیرا می‌داند که هر عمل، آثار وجودی در روح عمل‌کننده دارد. به همین دلیل، آثار تکوینی و وجودی نماز، روزه، زکات و دیگر احکام الهی برای او روشن است. امام به این آثار آگاه است و از آن‌ها شناخت کامل دارد.

  •  مشاهده تجلیات ربوبیت در احکام

امام تجلیات ربوبیت را در احکام الهی می‌بیند و همین تجلیات را در تکوینیات نیز مشاهده می‌کند. به این معنا که جلوه‌های ربوبیت را در هر حکم شریعت، مانند نماز و روزه، درمی‌یابد و می‌داند ربوبیت الهی چگونه در آن‌ها تجلی کرده است. او نه فقط ظاهر این احکام، بلکه اسرار آن‌ها و حتی سرّ سرّ آن‌ها را نیز می‌شناسد.

  •  تجلیات ربوبیت در اشیا و نظام تکوین:

امام همچنین تجلیات ربوبیت را در احکام تکوینی اشیا می‌بیند. برای نمونه، آب یک نحو وجود دارد و آتش نیز نحو دیگری از وجود دارد و هر دو دارای احکام تکوینی هستند. امام ربوبیت الهی را در حقیقت آب می‌بیند و نوع دیگری از ربوبیت را در آتش مشاهده می‌کند. این مشاهده تنها محدود به ظاهر اشیا نیست، بلکه مراتب غیبی آن‌ها را نیز در بر می‌گیرد. همین معنا درباره هر شیء دیگر نیز جاری است.

  •  سرّ سرّ اشیا و احاطه ربوبیت:

در حقیقت، امام تجلیات ربوبیت را در اسرار احکام تکوینی می‌بیند و بالاتر از آن، تجلیات ربوبیت را در سرّ سرّ اشیا مشاهده می‌کند. یعنی ربوبیت الهی همه جا را فرا گرفته و سرّ هر شیء و اسرار هر شیء، نشانه‌ای از همین تجلیات ربوبیت است. این‌ها از اسرار مهم امامت به شمار می‌آیند.

  •  حکومت، قضاوت و جنگ و صلح بر اساس ظاهر:

امام مأمور است که حکومت را بر اساس ظاهر احکام شریعت اداره کند. او مأذون نیست کیفیات فردی افراد را آشکار سازد و مأمور نیست که جزئیات صغری و کبری آنان را نشان دهد، مگر در مواردی که به‌صورت استثنایی اذن داده شود. در جنگ و صلح نیز امام بر اساس شواهد ظاهری و قواعد آشکار عمل می‌کند. از همین رو، در امور جنگ، صلح و حکومت، مشورت و تدبیر بر پایه ظاهر صورت می‌گیرد.

  •  دشواری التزام به ظاهر با وجود علم باطن:

بسیار دشوار است کسی که به باطن و غیب علم دارد، در انتخاب‌های فردی، در قضاوت‌ها، در امور جنگ و صلح و در مدیریت حاکمیتی، از این علم استفاده نکند و همه جا بر اساس ظاهر عمل کند. با این حال، سیره امام همین است: علم به باطن دارد، اما در مقام عمل به ظاهر ملتزم است.

گفتارهای مشابه