- قلمرو علم امام:
عنوان محتوا«سه سطح قلمرو و دامنه علم امام» است. امام در این سطح، مظهر تمام اسماء الهی است. ما از اسماء الله سخن میگوییم و امام را آیت اکبر الهی، کاملترین موجود الهی، کاملترین مظهر الهی و مظهر آیات و علم الهی میدانیم. امام، شفافترین و زلالترین آینه الهی است؛ آینهای که حقیقت او در ارتباط مستقیم با حضرت حق قرار دارد.
- اساس علم امام:
بالاترین نمود امامت، علم امامت است. اساس علم امامت، مقام عصمت اوست و اساس مقام عصمت، عبودیت خالصانه و صادقانه اوست. امام با بندگی و عبودیت به جایی رسیده که به مقام یقین و توحید دست یافته است. با همین عبودیت خالصانه، به مقام عصمت میرسد و به خاطر این مقام عصمت، علم امامت به او داده میشود و دامنه وجودی او گسترده میگردد. این فضیلتها حاصل عبادت اختیاری و ارادی او و نتیجه یقین توحیدی اوست. یعنی از عبودیت، به یقین میرسد و از یقین، به عصمت و سپس به علم امامت دست مییابد.
- ارتباط امامت با توحید:
امامت، امتداد توحید است؛ دامنه توحید و امتداد ذات الهی در عالم است. امام، اصلاحکننده کل هستی است و امامت او، بر مدار علم و حقیقت جریان دارد. بنابراین امامت تنها یک مقام تشریفاتی یا ظاهری نیست، بلکه حقیقتی است که از توحید سرچشمه میگیرد و در عالم اثر میگذارد. هرچه انسان از بندگی خالصانه بیشتر بهرهمند شود، به همان نسبت به مراتب بالاتر معرفت و یقین نزدیکتر میشود.
- علم امام به غیب گذشته، حال و آینده:
امام علم غیب دارد و به حال، گذشته و آینده آگاه است. او علم به «ما کان» دارد، یعنی از گذشتهها خبر دارد. علم به «ما یکون» دارد، یعنی به آنچه در حال تحقق و وقوع است آگاه است. همچنین علم به «ما هو کائن» دارد، یعنی به امور آینده و آنچه هنوز ظهور نکرده نیز علم دارد. به این ترتیب، دامنه علم امام همه ابعاد زمان را در بر میگیرد.
- علم امام به اسرار اشیا و احکام موجودات:
امام اسرار اشیا را میداند، اسرار خلقت هر شیء را میشناسد و احکام اشیا را نیز میداند. او هم اصل خلقت هر موجود را میداند و هم اسرار و جزئیات مربوط به آن را. در عین حال که سرّ تکوینیات را میداند، اسرار تشریعیات را نیز میداند. یعنی احکام شرعی را میشناسد و نسبت به واجب، حرام، مستحب و مکروه هر مسئله شرعی آگاه است. اما این آگاهی، آگاهیِ معمولی و اجتماعی نیست؛ بلکه به علم حضوری، اشراقی و لدنی است.
- علم امام به احکام تکمیلی و باطن اشیا:
امام نه تنها احکام تشریعی را میداند، بلکه احکام تکمیلی اشیا را نیز میشناسد؛ یعنی میداند هر شیء از حیث تکمیل و غایت، چه حکمی دارد. او اثر خلقت هر شیء را میداند و اسرار نهانی و باطنی آن را نیز درک میکند. بنابراین علم امام محدود به ظاهر احکام نیست، بلکه به لایههای درونی و پنهان اشیا نیز احاطه دارد.
- نمونهای از علم امام به احکام و اسرار:
برای مثال، امام میداند که تمام اجزای بدن سگ نجس است؛ آب دهان، ادرار، مدفوع، منی، بخار دهان، موی بدن، گوشت و شیر آن. او فقط حکم نجاست را نمیداند، بلکه میداند هر جزء از بدن سگ چرا چنین حکمی دارد و سرّ نجس بودن هر بخش چیست. همچنین میداند چرا شیر حیوانی مانند سگ نجس است و چرا مو یا دیگر اجزای بدن آن نیز حکم نجاست دارند. در مقابل، میداند که موی گربه پاک است، اما اگر بر بدن نمازگزار قرار بگیرد، نماز را باطل میکند. پس امام هم حکم را میداند، هم سرّ حکم را، و حتی فراتر از آن، سرّ آن سرّ را نیز میداند.
- مرتبه علم امام در نسبت با علم الهی:
این دو نوع علم، یعنی علم به تکوینیات و علم به تشریعیات، از قلمرو علم تفصیلی فعلی حضرت حق است. علم به احکام اشیا و علم به اسرار اشیا در مرتبه علم تفصیلی الهی قرار دارد. اما سرِّ اسرار اشیا دانستن، در مرتبه اسماء و صفات الهی است. در این مقام، علمی که در نزد امام تحقق دارد، علم اسمائی است. بنابراین وقتی میگوییم امام میداند که تمام اجزای بدن سگ نجس است، این دانستن بر پایه استدلال عقلی و اجتهادی صرف نیست، بلکه آگاهی به علم الهی است. امام به اذن و اراده حضرت حق، به این علم دست یافته است.
- علم نهایی امام به باطن حقایق:
علم نهایی امام، علم به باطن هر حقیقت و هر شیء است. دامنه امامت تا آنجاست که امام علم به احکام اشیا، علم به اسرار احکام تشریعی، علم به اسرار احکام تکوینی و فراتر از همه، علم به اسرار اشیا را داراست. پس امام هم حکم را میداند، هم علت و سرّ حکم را، و هم مرتبه عمیقتر و نهاییتر آن را. این مرتبه از معرفت، محصول عبودیت خالصانه، یقین توحیدی، عصمت و تجلی علم الهی در وجود امام است.